سيد مرتضى در وصيت خود چنين آورده است : «تمام نمازهاى واجب مرا كه در طول عمرم خوانده ام به نيابت از من دوباره بخوانيد.»
سيد مرتضى در وصيت خود چنين آورده است : «تمام نمازهاى واجب مرا كه در طول عمرم خوانده ام به نيابت از من دوباره بخوانيد.»

وقتى اين سخنان از ايشان نقل شد نزديكان و اطرافيان شگفت زده شدند و پرسيدند چرا؟! شما كه فردى وارسته بوديد و اهميت فوق العاده اى به نماز مى داديد، علاقه مند و عاشق نماز بوديد و هميشه قبل از فرارسيدن وقت نماز وضو گرفته، آماده مى شديد تا وقت نماز فرا رسد، حال چه شد كه اين گونه وصيت مى كنيد؟!

سيد در پاسخ فرمود : آرى من علاقه مند به نماز بلكه عاشق نماز و راز و نياز با خالق خود بودم و از اين راز و نياز هم لذّت فراوان مى بردم، از اين رو هميشه قبل از فرا رسيدن وقت نماز لحظه شمارى مى كردم تا وقت نماز برسد و اين تكليف الهى را انجام دهم و به دليل همين علاقه شديد و لذّت از نماز، وصيت مى كنم كه تمام نمازهاى مرا دوباره بخوانيد زيرا تصوّر من اين است كه شايد نمازهاى من صد در صد خالص براى خدا انجام نگرفته باشد بلكه درصدى از آنها به خاطر لذت روحى و معنوى خودم به انجام رسيده باشد! پس همه را قضا كنيد چون اگر يك درصد از نماز هم براى غير خدا انجام گرفته باشد شايسته درگاه الهى نيست و مى ترسم به همين سبب اعمال و راز و نيازهاى من مورد پذيرش خداى منّان قرار نگيرد!

آرى! اشتغالات علمى و اجتماعى و سياسى او نه تنها جلوِ جلوه هاى عبادى و معنوى او را نتوانست بگيرد، بلكه او در اين ميدان هم گوى سبقت را از ديگران ربود والگو قرار گرفت.

اينجاست كه بايد گفت : او به راستى «مرتضى» و بحقّ «شريف» بود كه با گذشت زمان و ارائه كوششهاى افزون و حوادثى كه در زندگى او پيش آمد و سبب شد كه به نامها والقابى همانند : شريف مرتضى، علم الهدى، ذوالمجدين و ابوالثمانين مشهور گردید([1]).

[1] – ر.ك ,,: سيد مرتضى (پرچمدار علم و سياست)، محمود شريفى، ص46 و 47.