مولف : احمد نباتی
مقدّمه­ ی مؤلّف

عقل هر انسانی، حکم م ی­کند که پیرامون مذهب و عقیده­ ی خود، تحقیقی کامل داشته و بهترین و کامل­ ترین آیین و مذهب را، برای خود انتخاب کند تا در روز واپسین، انگشت حسرت در دهان نگزد و خود را در محضر خدای سبحان از زیانکاران نبیند.

در روایات ما مطالبی دیده می ­شود، که در آن عبادات غیر شیعه را بیهوده دانسته و مضمون آن ها این است که «اگر کسی حقوق اهل بیت را ـ که یکی از آن ها حق ولایت و سرپرستی است ـ نشناسد، همه­ ی اعمالش بدون فایده بوده در آخرت نیز، کور محشور می ­شود.».

هنوز هم برخی انسان ها هستند، که در زندگی خود همان عقاید دوران جاهلیت را دنبال م ی­کنند، و می­ گویند: چون پدران ما در این آیین بودند؛ ما نیز در همین آیین خواهیم بود! بعد برای این که، خود را از زیر بار پذیرش استدلالهای متین خلاصی دهند، می­ گویند: چه فرقی می­کند که چه آیین و مذهبی داشته باشیم؟!

کسانی که گاه، محبت اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم ­السلام) را هم در دل راه می­ دهند؛ اما تن به ولایت آنها نداد ه­اند (!) آیا احتمال نم ی­دهند، که ممکن است روایاتی که از طریق همین اهل بیت در دست ماست، و در باب اهمیت ولایت و نهی از زندگی بدون امام وارد شده است، صحت داشته باشد؟ تا به حال در این اندیشه بوده ­اند که اگر چنین باشد اعمالشان همچون سرابی خواهد بود که در روز محشر اثری از آن را نخواهند یافت؟

پیامبر اکرم (صلی ­الله­ علیه ­و آله) فرمود: «هر کس که می­خواهد مانند من زندگی کند و مانند من بمیرد و در بهشتی که خدای متعال با قدرت خود آفریده است وارد شود؛ پس ولایت علی بن ابی طالب و جانشینان او را داشته باشد و دشمنی دشمنان او را در دل داشته باشد و در همه­ی امور زندگی تسلیم جانشینان بعد از او باشد چرا که آنان خاندان من و از گوشت و خون من هستند. خداوند فهم و علم مرا به آن ها عطا کرده است. من به خداوند شکایت می کنم از گروهی از امّتم که منکر مقام و فضیلت آنان شدند، و ارتباط با ایشان را قطع کردند. به خدا قسم… خداوند آنها را به شفاعت من نمی ­رساند».

امام باقر (علیه ­السلام) فرمود: «کسی که در ولایت اهل بیت داخل شود و از آنان تبعیت کند وارد بهشت می­شود، و کسی که در ولایت دشمن آنان وارد شود، و از آنان تبعیت کند در آتش جهنم وارد خواهد شد».

مطلب دیگر این که؛ اگر کسی اندکی با روایات اهل سنت آشنایی داشته باشد تناقض­های عجیبی را در این روایات مشاهده خواهد کرد که خود این تناقض ­ها، انسان را به تأمّل وا می­ دارد، که به راستی کدام گروه از این روایات، حق است و کدام باطل؟!

آیا باور کنیم که بر روی برگ درختان بهشتی، نام ابوبکر و عمر نوشته شده در حالی که به تصریح علمای اهل سنت همچون بُخاری و مُسلم «این دو نفر، در سال فتح مکه به همراه نه نفر دیگر مجلس شراب به پا کردند و به می­ گساری پرداختند!»؟

علامه­ ی امینی، در کتاب الغدیر صدها روایت از اهل سنت ذکر می­کند که حاکی از جهل عمَر به قرآن و سنت، است. روایت هایی را ذکر می­کند که در آنها عمر اعتراف کرد که علمش از علم زنها هم کمتر است. او می­ گفت: همه­ ی مردم عالمتر از عمر هستند حتی زنها! عمر بارها گفته بود: «لو لا عَلیٌّ لَهَلَک عُمر» اگر علی نبود عمر هلاک شده بود. حال با وجود این روایات، چگونه ادعای عدّه­ ای از علمای اهل سنت را باور کنیم که می­ گویند: عمر داناترین مردم بود و حتّی علی هم علم خود را از عمر گرفته بود؟!

عثمان، مروان بن حکم را همه کاره­ ی خود کرد، و در تکریم او تا حدّی پیش رفت که حتی علی (علیه­ السلام) را هم ملزم کرده بود که از او اطاعت کند و ـ در حالی که مروان رانده شده­ ی پیامبر (صلی­ الله­ علیه ­و آله­ و سلم) بود و آن حضرت او را فاسق و ملعون نامیده بود ـ به علی (علیه­ السلام) گفت: ای علی آیا گمان می­ کنی که از مروان بهتر هستی؟!

آیا فضایل عثمان و بهشتی بودنش را باور کنیم یا چپاولها و دست اندازی های او به بیت المال را؟ او «بیت المال مسلمین» را همچون «مال البیت» خود کرده بود تا جایی که بالغ بر سی میلیون و پانصد هزار سکه­ی طلا از خود به جای گذاشت و ورثه­ اش­ شمش های طلایی را که از او به ارث برده بودند با تبر شکستند و بین خود تقسیم کردند!

پس چه خوب است که به دور از هرگونه تعصّب، به قضاوت بنشینیم و با هدایت عقل و اندیشه­ی خود و تمسّک به الطاف بی­ کران الهی راه هدایت را از ضلالت دریابیم تا در دنیا و آخرت سعادتمند شویم.

در این کتاب سعی شده است که فقط از روایات اهل سنت استفاده شود تا بر همگان آشکار شود؛ که حتّی در آینه­ی روایات اهل سنت هم تنها مذهب بر حق، شیعه­ی دوازده امامی است و دیگران برای توجیه حقّانیت خود جز افسانه سرایی کار دیگری انجام نداده­اند.

آری! «إنَّا هَدَیناه السَّبیل إمّا شَاکِراً و إمّا کَفوراً».

امید است که این نوشتار مورد تایید اوّل مظلوم عالم بشریت، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (عَلَیهِ­ آلافُ­ التَّحِیَّهِ­ وَ­ الثَّنَاءِ) قرار گیرد.

جهت دریافت فایل pdf کلیک نمایید