"موضع شما درباره خلیفه اموی "یزید بن معاویه" و آنچه در کربلا اتفاق افتاد چیست؟"
چندی پیش یک بیننده در تماس با برنامه ای در شبکه “المجد” که میزبان “عبدالعزیز بن عبدالله آل الشیخ” مفتی کل عربستان بود، از مجری برنامه خواست تا اجازه مطرح شدن تمامی سوالات او داده شود و سپس مفتی برنامه به آنها پاسخ دهد .
این بیننده در اولین سؤال خود پرسید:
“موضع شما درباره خلیفه اموی “یزید بن معاویه” و آنچه در کربلا اتفاق افتاد چیست؟”
مفتی عربستان در پاسخ به این بیننده گفت:
“یزید بن معاویه امیر المؤمنین است که مسلمانان پس از وفات پدرش با وی بیعت کرده اند، و بی تردید وی یکی از خلفا و پیشوایان مسلمانان است.”
این بیننده در ادامه خطاب به مفتی عربستان تأکید کرد:
“اما در صحیح بخاری (مهم ترین کتاب حدیثی اهل سنت) و مسند احمد بن حنبل (یکی از ائمه چهارگانه فقهی اهل سنت) حدیثی آمده است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) می فرماید:
«لا يجوز الحكم لا لطلقاء و لا ابن الطلقاء» یعنی حکومت کردن برای آزاد شدگان و فرزندانشان، جایز نیست.”
(منظور از آزاد شدگان، افرادی است که تا زمان فتح مکه ایمان نیاوردند و زمانی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) این شهر را فتح کرد، از آن حضرت درخواست عفو کردند. پیامبر نیز آنها را بخشید و به آنها فرمود: “اذهبوا فأنتم الطلقاء” یعنی بروید که شما آزاد شدگانید.)، بر اساس شواهد تاریخی ، معاویه نیز از جمله طلقا و کسانی بوده که تا زمان فتح مکه ایمان نیاورده بودند و پس از آن پیامبر آنها را بخشیده و در ظاهر ایمان آوردند .
مفتی عربستان در پاسخ به بیننده مذکور که این حدیث را از دو منبع حدیثی معتبر اهل سنت ذکر کرده بود، مدعی شد: “این حدیث، پایه و اساسی ندارد و معاویه، یکی از یاران بزرگوار پیامبر (صلی الله علیه وآله) و بلکه از بهترین اصحاب آن حضرت است.” (وقتی احادیث مهمترین کتب اهل سنت در نزد مفتی کل عربستان پایه و اساس ندارد دیگر آنها به چه چیزی می توانند استدلال کنند)
بیننده عراقی در ادامه سؤالاتش گفت: “اما بی تردید معاویه، «باغی» [ستمگر و شورش کننده علیه امام بر حق زمان خودش] بود.”
اما مفتی عربستان، این سخن بیننده را رد کرد.
بیننده مذکور بر گفته خود اصرار نمود. در این هنگام، مجری برنامه با دخالت در گفتگوی آنها، تماس بیننده را قطع نمود و پس از به زبان راندن عبارتهای بسیار توهین آمیز، گفت: “مفتی به این بیننده بیش از حد لازم وقت اختصاص داده است”. ( البته توهین این شبکه ها به مسلمانان حد و اندازه نداره، در تمامی شبکه های وهابیون توهین به علمای شیعه به یک سنت تبدیل شده همانطور که معاویه به راویان برای جعل حدیت پول پرداخت می‌کرد).

اما در پاسخ به عبدالعزیز مفتی عربستان می گوییم :

ابن جوزی،‌ که از علمای معروف و معتبر اهل سنت است، در پاسخ به اعتقادات خطای برخی از اهل سنت راجع به یزید [مانند ابوبکر ابن عربی مالکی]، خلافت غصبی و خلاف‌هایش می‌نویسد: «از اعتقادات بعض عامه که خود را سنی می دانند این است که: یزید کار درستی انجام داده است. (این ادعا به استناد همان جو‌سازی زمان امام حسین (علیه السلام) است که می‌گفتند یزید خلیفه است و بر هر مسلمانی واجب است با او بیعت کند و اگر نکند از دین خارج شده و خونش مباح است). ابن جوزی ادامه می‌دهد: «آنها اگر به تاریخ نگاه می‌کردند می فهمیدند که اصلاً یزید خلیفه نبوده و مردم ملزم [مجبور] به بیعت با او شدند و یزید از هیچ کار قبیحی دوری نکرده است و بر فرض که عقد بیعت او صحیح هم باشد، خلافکاری‌ هایی از او سر زده است که همه آنها موجب فسخ بیعت است و با وجود این، به حرف ابوبکر ابن عربی مالکی کسی تمایل پیدا نخواهد کرد مگر انسان های جاهل.»

ابن عماد حنبلی که از بزرگان اهل سنت است، حوادث کربلا و عاشورا را نقل می‌کند و سپس می‌نویسد: «قاتل الله فاعل ذلک وأخزاه ومن أمر به أو رضیه …» خداوند بکشد کسی را که امام (علیه السلام) را کشت و خاندان اهل بیت(علیهم السلام) را به اسارت برد و راضی به این عمل بوده است. (۱)

آلوسی،‌ متوفی ۱۲۷۰، یکی از علمای اهل سنت است که نه تنها خصومت خاصی با تشیع دارد، بلکه گاه از «وهابیت» نیز که یک تشکیلات بنیانگذاری شده توسط انگلیس برای نابودی اسلام است ، دفاع کرده است، در پاسخ عده‌ای که برای خلاصی از وجدان درد در طرفداری یزید که مدعی شدند او توبه کرده است، می‌نویسد: « الظاهر أنه لم یَتُب، و احتمال توبته أضعف من إیمانه، و یلحق به ابن زیاد و ابن سعد و جماعة فلَعنةُ اللّهِ عز و جل علیهم أجمعین، و عَلی أنصارِهم و أَعوانهم و شیعتهم و مَن مال إِلیهم إلی یومِ الدین ما دمعتْ عین علی أبی عبد اللّه الحسین».(۲)
ظاهر این است که یزید توبه نکرده است و احتمال توبه او ضعیف تر از ایمانش است و ابن زیاد و ابن سعد ملحق به او هستند و تا چشمی برای امام حسین اشک می ریزد خدا یزید و اتباع او را لعنت کند.

الیافعی: “و آن کس که امر به قتل حسین بن علی رضی الله عنه کرد و آن کس که او را به قتل رساند و آن کس که آن را حلال دانست و راه را برای قتل حسین بن علی فراهم داشت همهٔ این‌ ها کافر هستند و مستحق لعن (۴)

التفتازانی(شرح عقاید النفسیه): “حق این است که یزید به قتل حسین رضایت داد و او را چنین بشارت دادند و به اهل بیت رسول اهانت کرد پس لعنت خدا بر وی و بر یاران و همراهان اوست.” (۵)

الذهبی: “یزید ناصبی غلیظ و تندخویی بود که اخلاق سگان را داشت و مسکر می‌نوشید و از هیچ معصیت و منکری روی گردان نبود. دولتش به قتل حسین آغاز گشت و به ویرانی کعبه تمام یافت (المصدر)” (۶)

ابن کثیر: “به راستی یزید پیشوایی فاسق و کافر و شایستهٔ لعن بود. (۷)

المسعودی: “و یزید مردی ستمگر و ظالم و فاسق بود و مسوول در قتل نوادهٔ رسول خدا صلی الله علیه و سلم و اصحاب او رضی الله عنهم است. او آشکارا شراب می‌نوشید و با سگان می‌نشست. اخلاقش اخلاق فرعون بود. جز این که فرعون در امر رعیت مدارا بیشتر می‌نمود تا وی و انصاف و تدبیر بیشتری داشت. (۸)

علمای بسیار دیگر از جمله سبط بن الجوزی، القاضی ابویعلی، جلالالدین سیوطی، ابن حزم، شوکانی، جاحظ، شیخ محمد عبده و القرضاوی، احمد بن حنبل همه یزید را کافر و فاسق دانسته و رای به جواز لعن یزید داده‌اند.

اما ابوحامد محمد غزالی طوسی عالم شافعی که مدرس مدرسه نظامیه ی بغداد بود فتوایی مبنی بر عدم جواز لعن یزید صادر کرد. غزالی نوشت: «دخالت یزید در کشتن حسین بن علی مسلم نیست و اگر هم باشد قتل نفس فسق است نه کفر، به علاوه ممکن است که یزید توبه کرده باشد و از همهٔ این‌ها گذشته لعن انسان که سهلست، لعن حیوان هم صحیح نیست و رسم لعن و نفرین ناپسند است زیرا که خداوند لعنتگران و ناسزاگویان را دوست ندارد» غزالی هر چند فتوای منع لعن یزید را صادر کرد اما با مسامحه و پرده پوشی بر نابکاری‌های یزید مخالف بود.
به اعتقاد بعضی این فتوای غزالی به خاطر تعصب ناخود آگاه وی بر ضد شیعه و اصرار شیعه بر لعن یزید بوده است.(۹)

بی حیایی در سخن غزالی آن قدر زیاد است که کمتر فرد منصف و اهل تتبعی پیدا می شود که داستان فجایع و ظلمهای وارد شده بر خاندان وحی و اصحاب ایشان در صحرای کربلا را بخواند و دلش نسبت به آن امور آتش نگیرد ! چه برسد به اینکه بخواهد بانیان آن فجایع را تبرئه نماید.
وی در بیان عدم جواز لعن یزید می گوید : خدا لعنتگران را دوست ندارد در صورتی که دلیل وی مخالف آیات قرآن است زیرا در قرآن کریم بیش از چهل بار ماده لعن استعمال شده. در آنجایی که خداوند کافرین را لعنت می کند.
إِنَّ الَّذينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى‏ مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ (بقره / ۱۵۹) إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكافِرينَ وَ أَعَدَّ لَهُمْ سَعيراً (احزاب / ۶۴) لُعِنَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ بَني‏ إِسْرائيلَ عَلى‏ لِسانِ داوُدَ وَ عيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ (مائده / ۷۸) يا أَيُّهَا الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى‏ أَدْبارِها أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَما لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولاً (نساء / ۴۷) رَبَّنا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذابِ وَ الْعَنْهُمْ لَعْناً كَبيراً (احزاب / ۶۸) و ….

سیرهٔ یزید و روش زندگی او، با تمام خلفای پیش از او فرق داشت. او بر حفظ شریعت اعتنایی نداشت و وحی را انکار می کرد. مردی عشرت جوی و شراب خوار بود که به فسق شهرت داشت. او سیاست و ذکاوت پدرش را نداشت، و کارهای حکومت را سبک می‌گرفت.
وقوع سه رویداد در سه سال خلافت او، به شهادت رساندن حسین بن علی و یارانش، واقعهٔ حره، و جنگ با عبدالله بن زبیر موجب نفرت بسیاری از مسلمین از او شد و بسیاری از علما و خطباء، در عالم شیعه و اهل سنت، لعن او را جایز شمردند.
جنگ میان سپاه حصین بن نمیر و یاران عبدالله بن زبیر ابتدا در بیرون شهر مکه انجام شد. پس از کشته شدن تعداد زیادی از افراد عبدالله بن زبیر وی به داخل شهر مکه پناهنده شد. سپاه حصین بن نمیر بیش از دو ماه، شهر مکه را به محاصره خود در آوردند و در طی همین مدت بود که خانه کعبه را با منجنیق، سنگ زدند و در خانه خدا آتش افروختند.
سرانجام در اوایل ماه ربیع‌الثانی سال ۶۴ هـ. ق با رسیدن خبر مرگ یزید به گوش حصین بن نمیر و یارانش، آنها به محاصره شهر مکه خاتمه دادند.

در پایان این مقاله ، گفتار شهاب الدین آلوسی را مورد توجه قرار می دهیم که چه زیبا در مورد یزید ملعون سخن گفته :
أعوذ بالله سبحانه من رأس الستین و إمارة الصبیان، یشیر إلى خلافة یزید الطرید لعنه الله تعالى على رغم أنف أولیائه لأنها کانت سنة ستین من الهجرة
این جمله رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم: «پناه می‌برم به خدای سبحان از ابتدای سال شصت و حکومت بچه‌ها» این جمله اشاره دارد به خلافت یزید رانده شده که علی رغم محبت دوست دارانش خداوند او را لعنت کند. چرا که او در ابتدای سال شصت هجری حکومت می‌نمود.
پس از آن در جای دیگری از کتابش ، وارد میدان شده و به ادله جواز لعن یزید اشاره می کند :
و على هذا القول لا توقف فی لعن یزید لکثرة أوصافه الخبیثة و ارتکابه الکبائر فی جمیع أیام تکلیفه ویکفی ما فعله أیام استیلائه بأهل المدینة ومکة فقد روى الطبرانی بسند حسن « اللهم من ظلم أهل المدینة و أخافهم فأخفه و علیه لعنة الله و الملائکة و الناس أجمعین لا یقبل منه صرف ولا عدل»… و قد جزم بکفره و صرح بلعنه جماعة من العلماء منهم الحافظ ناصر السنة ابن الجوزی و سبقه القاضی أبو یعلى، و قال العلامة التفتازانی: لا نتوقف فی شأنه بل فی إیمانه لعنة الله تعالى علیه و على أنصاره و أعوانه، و ممن صرح بلعنه الجلال السیوطی علیه الرحمة و فی تاریخ ابن الوردی…. . . . . (۱۱)

بنابر این قول به خاطر کثرت أوصاف خبیثه یزید و ارتکاب گناهان کبیره‌ای که در طول أیام تکلیفش از او سر زد بالخصوص آن‌ چه در أیام استیلاء و تسلطش بر أهل مدینه و مکه مرتکب گردید جای شک و تردیدی در لعن یزید باقی نمی‌ماند.
طبرانی با سند حسن روایت می‌کند: «خدایا کسی را که به أهل مدینه ظلم کرد و آن‌ها را ترساند تو نیز او را بترسان و لعنت خود و تمام ملائکه و مردمانت را بر او فرو فرست لعنتی که هیچ دافع و مانعی از آن وجود نداشته باشد.»
گروهی از علماء از جمله حافظ ناصر السنه ابن جوزی و قبل از او قاضی أبو یعلى به کفر او و تصرح به لعن او جزم پیدا نموده بودند، و علامه تفتازانی در این باره می‌گوید: تکلیف یزید و ایمان او برای ما روشن است و هیچ شک و تردیدی در این باره نداریم لعنت خداوند متعال بر او و بر أنصار و أعوان یزید باد
از کسانی که تصریح به لعن یزید نموده است جلال الدین سیوطی است . در تاریخ ابن وردی آمده است:… و این کفر صریحی برای یزید به حساب می‌آید و اگر این صحیح باشد در حقیقت او کافر است و مثل همین است تمثل یزید به قول عبد الله بن زبعرى که قبل از اسلام سروده است و یزید آن را تکرار کرد: لیت أشیاخی ببدر شهدوا تا آخر ابیات.

به اعتقاد و نظر من و آن‌چه بیشتر به ذهنم می‌رسد این است که یزید شخص خبیثی بوده که هرگز به رسالت نبی اکرم صلى الله علیه و آله ایمان نداشته و آن‌ چه که او بر أهل حرم خداوند تعالى و أهل حرم نبی اکرم علیه الصلاه و السلام و عترت طیبین و طاهرین او در زمان حیات و بعد از ممات و آن‌ چه که از سیئات و معاصی از او سر زد کمتر از این نیست که کسی نعوذ بالله ورقی از مصحف و قرآن کریم را در نجاست بیاندازد؛ و گمان نمی‌برم کار‌هایی که از یزید سر زده است بر هیچ یک از مسلمانان مخفی باشد…، و بر فرض هم که بپذیریم یزید خبیث، شخص مسلمانی بوده است، او مسلمانی بوده که آن‌ قدر گناه کبیره مرتکب شده که در بیان نمی‌گنجد، ، ظاهر این است که او تا آخر عمر خود توبه نکرده، و احتمال توبه او ضعیف‌تر از احتمال إیمان اوست، و در این احکام، ابن زیاد و ابن سعد و جمعی دیگر ملحق به یزید هستند.
پس لعنت خداوند عز وجل بر همه آنها و أنصار و أعوان و پیروان و هر کس که به ‌آنها میل نموده و این لعنت تا روز قیامت و تا هر زمان که چشمی تا روز قیامت برای أبی عبد الله الحسین گریه می‌نماید.

منابع

[۱]بن عماد حنبلی «شذرات الذهب (متوفی ۱۰۸۹) ج ۱ ص ۶۶.
[۲]آلوسی،‌ (روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج ۱۳، ص: ۲۲۸).
[۳] ابن جوزی،‌
[۴]الیافعی،‌ شذرات من ذهب / ابن العماد الحنبلی: ۱ / ۶۸.
[۵]التفتازانی،‌ (شرح عقاید النفسیه):
[۶]الذهبی،‌
[۷] ابن کثیر،‌ بالبدایه ۸/۲۳۸.
[۸]المسعودی،‌ مروج الذهب : ۳ / ۸۲.
[۹] الغزالي أبو حامد،محمد بن محمد. إحياء علوم الدين ، ج ۳ ص ۱۲۵ ، دار النشر : دار االمعرفة – بيروت.
[۱۰]امیر علی شیر نوایی،‌
[۱۱]آلوسی، شهاب الدین روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی ، ج ۲۶ ص ۷۲ – ۷۴، دار النشر : دار إحیاء التراث العربی – بیروت.