آیات قرآن مجید و احادیث صحیح به دقت و تدبر در معانی قرآن تشویق فراوان کرده، و عدم تدبر به شدت مورد ملامت و توبیخ قرار گرفته است
چکیده

تدبر در قرآن کریم از جمله آداب معنوی قرآن کریم است. تدبر در لغت به معنی نظر در پیامدها و عواقب کارها و تأمل در نتایج آنهاست. تدبر در قرآن کریم به معنای تفکر در آیات الهی و نصیحت پذیری از مواعظ قرآن کریم، تفکر متمرکز بر آیه به منظور دست یافتن به شناخت حقیقت بیان شده در آیه است. قرآن کریم از مردم می خواهد که نیک بیندیشند و تدبر کنند و از نگاه سطحی که جای اندیشه ی ژرف را نمی گیرد گام فراتر نهند. با عنایت به جهانی بودن دعوت پیامبر اسلام (ص) و با توجه به آیه ی ۲۹ سوره ی ص که هدف از نزول قرآن کریم را تدبر ذکر کرده است ضرورت تدبر در قرآن کریم بر همه ی انسان ها چه مسلمان و چه غیر مسلمان فهمیده می شود. آیات قرآن مجید و احادیث صحیح به دقت و تدبر در معانی قرآن تشویق فراوان کرده، و عدم تدبر به شدت مورد ملامت و توبیخ قرار گرفته است. از آنجا که قرآن کریم کتابی است که خداوند متعال به عنوان برنامه ی زندگی برای بشر نازل نموده است، برای اثبات لزوم آشنایی با معانی و حقایق قرآن به تتبع اخبار و احادیث احتیاج نیست. قرآن کریم کتابی است که برای یک زمان خاص نازل نشده است. این کتاب آسمانی جاذبه و تازگی و اثر بخشی خود را در همه زمان ها دارد و لذا استعداد تدبر و تفکر و کشف جدید برای قرآن همیشه هست. ایمان به الهی بودن قرآن کریم، ایمان به حقانیت رسول مکرم اسلام (ص)، رفع اختلاف ظاهری آیات، بهره جستن از ذخایر بیکران و پر خیر و برکت کلام الهی، خارج شدن از ظلمت شک و تردید و نیز حیرت و سرگردانی نفاق، و رفع اختلاف و تفرقه میان مسلمانان از مهم ترین ثمرات و نتایج تدبر در قرآن کریم است.

مقدمه

آیات قرآن مجید و احادیث صحیح به دقت و تدبر در معانی قرآن تشویق فراوان کرده، و عدم تدبر به شدت مورد ملامت و توبیخ قرار گرفته است. تدبر در قرآن کریم از جمله آداب معنوی قرآن کریم است. به طور کلی آدابی که به قرآن کریم تعلق دارد دو نوع است: صوری و معنوی یا ظاهری و باطنی؛ و تا کسی نسبت به قرآن کریم رعایت مجموع آداب را ننماید از فیض آن بهره مند نشود. (کاشفی سبزواری، بی تا، ۲۶۲)
مهم ترین آداب صوری یا ظاهری که قاری قرآن می بایستی آنها را رعایت نماید ده مورد است که عبارت اند از:
۱٫ طهارت؛
۲٫ جلوس به هیئت ادب و سکون رو به قبله؛
۳٫ رعایت ترتیل؛
۴٫ افتتاح به استعاذه و تسمیه قبل از قرائت؛
۵٫ مراعات به جواب، و آن دو نوع است: فعلی و قولی. فعلی آن است که به وقت تلاوت آیه ی سجده، سجده کند. اما قولی، جواب بعضی آیات است بر وجهی که از شارع نقل کرده اند؛ چنانکه در عقب آیه ی «تلکَ آیاتُ اللهِ نتلوهَا علیکَ بِالحقِّ فبأَیِّ حدیثٍ بعدَ اللهِ و آیاتهِ یؤمنونَ» (جاثیه: ۶) گویند: آمنت بالله، و بعد از قرائت «أَلیسَ اللهُ بأَحکمِ الحاکمینَ» (تین: ۸) جواب دهند که: بلی و انا علی ذلک من الشّاهدین.
۶٫ جهر، یعنی بلند خواندن و بر وجهی که اسماع نفس خود کند.
۷٫ از مصحف خواندن، چه تلاوت عبادت است، و نظر در مصحف نیز از جمله عبادات است، و چون دو عبادت مقترن شوند هر آینه اجر قاری زیاده گردد.
۸٫ بکا و گریه کردن وقت قرائت؛
۹٫ تحسین قرائت و تزیین آن؛
۱۰٫ سخن ناگفتن در اثنای قرائت و اشارت ناکردن و متوجه غیر ناشدن. (کاشفی سبزواری، بی تا: ۲۶۲-۲۶۶)
مهم ترین آداب معنوی یا باطنی که قاری قرآن می بایستی آنها را رعایت نماید نیز ده مورد است که عبارت اند از:
۱٫ رعایت امر و نهی، چه تا قاری اوامر قرآن را مأمور نشود و از نواهی آن به کلی دور نگردد، نور فیض کلام از روزنه ی سینه به خانه ی دل او در نتابد.
۲٫ تأمل در عظمت کلام الهی و علو شأن و ملاحظه ی الطاف بی پایان خداوند متعال با بندگان در نزول قرآن کریم از عرش عزت و جلال به درجه افهام جمعی پریشان حال؛
۳٫ عظمت متکلم را در دل خود حاضر گردانیدن، و دانستن که این کلام بشر نیست.
۴٫ حضور قلب و ترک حدیث نفس و نفی خواطر و چون صاحب همتان روی دل از وساوس نفسانی و هوا جس شیطانی بر تافتن و از توجه به شهود جمال قرآن صفایی تمام و ضیایی بر دوام یافتن؛
۵٫ تدبر و تفکر در معانی قرآن کریم، چه قرائت بی تدبر اعتباری ندارد… و حقیقت تدبر آن است که تا فکر از هر آیتی یا سورتی فراخور استعداد خود بهره ای بر ندارد به آیتی یا سورتی دیگر نقل نکند.
۶٫ تحلیه یعنی حال خود را به مفهوم هر آیه آرایشی مناسب دادن؛
۷٫ تخلیه یعنی خالی کردن راه فکر از خس و خاشاک خیالات فاسده و موانع فهم؛
۸٫ تأثیر یعنی دل قاری از آثار مختلف که به حسب اختلاف معانی آیات ظاهر می شود متأثر گردد.
۹٫ توجه تام، و آن تجرد باطن باشد در وقت قرائت از ما سوای حق؛
۱۰٫ ترقی و آن عبارت است از آنکه قاری بر مصاعد همت مترقی گردد، و به عون رفیع الدرجات به مدارج رفعت برآید. (کاشفی سبزواری، بی تا، ۲۶۷-۲۷۳)

۱٫ تدبر در لغت

تدبر بر وزن تفعل در اصل از ماده ی دبر به معنی پشت سر و عاقبت چیزی است. بنابراین تدبر یعنی نظر در پیامد ها و عواقب کارها و تأمل در نتایج آنهاست (راغب اصفهانی ۱۴۲۲: ۱۷۱؛ ابن منظور ۱۴۱۴، ج۴: ۲۷۳). به گفته ی زمخشری گر چه تدبر به معنای اندیشیدن و نظر در عواقب امور است ولی بعدها در هر تأملی استعمال شده است و لذا تدبر در قرآن به معنای تأمل، تبصر و دقت در معانی آن است (۱۴۰۷، ج۱: ۵۴۰). از آنجا که تدبر مطاوعه ی تدبیر است، لذا حقیقت معنای آن، تحقق و حصول مفهوم تدبیر و اختیار آن است (مصطفوی ۱۳۶۰، ج۳: ۱۷۶). ابو هلال عسکری در بیان تفاوت میان تدبر و تفکر بر این باور است که تدبر تصرف در قلب با نظر کردن در عواقب امور است ولی تفکر تصرف در قلب با نظر کردن در دلایل امور است. (۱۴۱۲: ۱۲۱)

۲٫ تدبر در اصطلاح

میان مفسران اسلامی در تعریف اصطلاحی تدبر اختلاف نظر است. تدبر در آیات قرآن به معنای تأمل در حجت های الهی موجود در قرآن کریم و نیز دقت در شرایع الهی و به دنبال آن پند پذیری و عمل کردن به آنها (طبری ۱۴۱۵ ق / ۱۹۹۵ م، ج ۲۳: ۱۸۲)؛ تفکر در آیات الهی و نصیحت پذیری از مواعظ قرآن (طبرسی ۱۳۷۷، ج ۳: ۴۳۵)؛ غواصی کردن به مدد فکر در بحر قرآنی و بیرون آوردن جواهر حقایق و معانی از آن منقول از قشیری (کاشفی سبزواری، بی تا، ۲۶۹)؛ اندیشیدن تمرکز یافته در آیه به منظور دست یافتن به شناخت حقیقت بیان شده در آن آیه (مدرسی ۱۴۱۹، ج۱: ۳۷)؛ تفسیری نه از روی میل و هوای نفس بلکه بر اساس انصاف و صداقت و بدون غرض (مطهری ۱۳۷۰: ۲۹)؛ امری فراتر از حضور قلب (داور پناه ۱۳۷۵، ج۱: ص۹) مهم ترین اقوال ارائه شده در کتاب های تفسیری است.
تدبر در قرآن کریم به معنی تحمیل کردن آراء و افکاری اضافی بر قرآن کریم نیست، بلکه تسلیم شدن به معارف قرآنی و تأمل در معانی آیات آن و نگریستن به زندگی به میانجیگری آن ها و کوشش برای فهم حقایق طبیعی و آفاق درونی جان به وسیله ی آنهاست. (مدرسی ۱۴۱۹، ج۱: ۳۲ )

۳٫ ضرورت تدبر در قرآن کریم

با عنایت به آیاتی همچون آیه ی ۱۵۸ سوره ی اعراف (قل یا أَیُّها النَّاسُ إِنِّی رسولُ اللهِ إِلیکم جمیعاً…)، آیه ی ۱۹ سوره ی انعام (… وَ أُحیَ إِلیَّ هذاَ القرآنُ لأُنذرکُم بهِ وَ مَن بَلَغَ…) و آیه ی آغازین سوره ی فرقان (تبارکَ الَّذی نزَّل الفرقانَ علَی عبدهِ لیکونَ للعالمینَ نذبراً ) که به روشنی بر جهانی بودن دعوت پیامبر اسلام (ص) دلالت دارد و نیز با توجه به آیه ی ۲۹ سوره ی ص (کتابٌ أَنزلناهُ إِلیکَ مُبارکٌ لِّیدَّبَّروا آیاتهِ و لیتذکَّر أُولوا الأَلبابِ) که هدف از نزول قرآن کریم را تدبر معرفی کرده است، ضرورت تدبر در قرآن کریم فهمیده می شود. بر همه ی انسان ها چه مسلمان و چه غیر مسلمان تدبر در قرآن و فهم آن برای آشنایی با احکام، مقاصد و غایات قرآن واجب و ضروری است. (ز حیلی ۱۴۱۸، ج۲۶: ۱۲۷)
قرآن کریم نه تنها مؤمنان بلکه حتی مخالفان و منافقان را به تفکر و اندیشه درباره ی آیات خود فرا می خواند و گوشزد می کند که به جای جبهه گیری در برابر آن به تأمل درباره ی آیاتش بپردازند (مطهری ۱۳۷۰: ۲۸). در خطاب به مخالفان قرآن کریم می گوید:
«أَفلا یتدبَّرونَ القرآن أَم علی قلوبٍ أَقفالها» (محمد: ۲۴): آیا به آیات قرآن کریم نمی اندیشند؟ یا [مگر] بر دل هایشان قفل هایی نهاده شده است؟
گروهی از مسلمانان بر این باورند که تدبّر در قرآن کریم، جز برای کسی که بهره ای وافر از علم داشته باشد، روا نیست، این گروه دلیل خود را بعضی از روایات می دانند که در آن ها از تفسیر قرآن کریم به رأی نهی شده است.
ولی این سخن منطقی به نظر نمی رسد؛ به آن سبب که خدای متعال، در آن هنگام که بندگان خود را به تدبر در قرآن فرمان داده، و بلکه هر انسان را در هر زمان و هر سرزمینی مخاطب قرار داده، بر کتاب خود و آفریده های خویش دانا بوده است.
خداوند متعال در کتاب خود چنین گفته است:
«هذا بیانٌ للناس وَ هدیً وَ موعظةٌ لِّلمتقینَ» (آل عمران: ۱۳۸): این [آیات] توضیحی است برای [عموم] مردم و هدایت و اندرزی است برای پرهیزکاران.
آیا ممکن است که خدا بیانی برای همه ی مردم فراهم آورد و آن گاه ایشان را از کوشش برای فهمیدن آن یعنی تدبّر در آیات قرآن کریم حکیم منع کند؟ در این صورت فایده ی آن چه می توانسته است بوده باشد؟
خطاب های قرآن کریم که در آن ها با «یا أَیُّها الَّناسَ» عموم مردم، یا با « یا أَیُّها الَّذینَ آمنوا» همه ی مؤمنان مخاطب کلام خدا واقع می شوند، برای آن است که همگان کلام خدا را بشنوند و آن را بفهمند. آیا با این حال می توان تصور کرد که تدبر در کلام خدا روا نیست؟ (مدرسی ۱۴۱۹ج ۱: ۳۴-۳۵)
بر اساس آیه ی «أفلَا یتدبَّرونَ القُرآن أَم علی قلوبٍ أَقفالُها» (محمد: ۲۴) کسی که در آیات قرآن تدبر نکند سزاوار تحقیر الهی است. (قرائتی ۱۳۸۳ ش، ج ۱۰: ۱۰۲)
قرآن کریم برای همه مورد درک و فهم است؛ زیرا اگر چنین نبود دستور به تدبر در آن داده نمی شد (مکارم شیرازی ۱۳۷۴ ج ۴: ۲۸).
هرگز روا نبود که مذمت و سرزنش نمایند «أَفلا یتدبَّرونَ القُرآن أَم علی قلوبٍ أَقفالُها» (محمد: ۲۴) کسانی را که تدبر و تفکر در قرآن نمی نمایند. (امین ۱۳۶۱ ج۱: ۹)
درباره ی فضیلت تدبر در آیات قرآن کریم، احادیثی فراوان وارد گردیده است (برای نمونه ر. ک. مجلسی ۱۴۰۳ ق / ۱۹۸۳ م، ج ۸۹: ۱۰۶ [کتاب القرآن، باب فضل التدبّر فی القرآن ]) ولی در اثبات لزوم آشنایی با معانی و حقایق قرآن به تتبع اخبار و احادیث احتیاج نیست؛ زیرا قرآن کریم کتابی است که خداوند به عنوان برنامه زندگی برای بشر نازل نموده است و باید مردم در زندگی شان از آن پیروی کنند و در مسیر آخرتشان از نور و روشنایی آن بهره مند گردند و مسلم است که به این اهداف و نتایج نمی توان رسید جز از راه تدبر در قرآن کریم و تفکر در معانی آن. عقل انسانی نیز گواه و مؤید این حقیقت است. آیات و احادیثی هم که در این زمینه وارد شده است، در واقع از سنخ اوامر ارشادی می باشد که آدمی را به همان واقعیت عقلی و امر فطری هدایت و راهنمایی می کند (خویی ۱۴۰۱ ق / ۱۹۸۱ م: ۳۰).
زهری نیز این حقیقت را از امام سجاد (علیه السلام) چنین نقل می کند که فرمود:
«آیات القرآن خزائن فکلما فتحت خزانه ینبغی لک ان تنظر ما فیها»: هر یک از آیات قرآن گنجینه و خزینه ای است که در برابر تو قرار گرفته است و هر گنجینه که به روی تو باز گردد، لازم است بر آنچه در میان آن گنجینه قرار دارد، به دقت نگاه و وارسی کنی. (کلینی ۱۳۶۳ ج۲؛ کتاب فضل القرآن، باب فی قرائته: ۶۰۹)
ناگفته نماند که نزول قرآن کریم به زبان عربی از یک سو [إِنّا أَنزلناهُ قرآناً عربیٍّا لَّعلَّکم تعقلونَ» (یوسف: ۲): ما آن را قرآنی به زبان عربی [فصیح] نازل کردیم، بسا که درک کنید. ] و فرمان تدبر در آن از سوی دیگر، نشانه ی آن است که مسلمانان باید با زبان عربی آشنا شوند.

۴٫ قرآن کریم و استعداد تدبر

قرآن کریم همچون طبیعت کتابی است که برای یک زمان نازل نشده است. اگر غیر از این بود در گذشته همه ی رازهای قرآن کشف می شد و این کتاب آسمانی جاذبه و تازگی و اثر بخشی خود را از دست می داد. حال آنکه استعداد تدبر و تفکر و کشف جدید همیشه برای قرآن کریم هست و این نکته ای است که پیامبر اکرم (ص) و ائمه (علیهم السلام) آن را توضیح داده اند. (مطهری ۱۳۷۰: ۲۹)
رسول مکرم اسلام (ص) با بیانات زیبای خود به مسلمانان گوشزد کرد که کتاب و سنت استعداد پایان ناپذیری برای درک معانی تازه به تازه و نو به نو دارد (مطهری ۱۳۷۲: ۱۷۱). او درباره ی قرآن کریم فرمود: «له ظهر و بطن، فظاهره حکم و باطنه علم، ظاهره أنیق و باطنه عمیق، له تخوم و علی تخومه تخوم، لا تحصی عجائبه، و لا تبلی غرائبه، فیه مصابیح الهدی و منار الحکمه و دلیل علی المعرفه لمن عرف الصفه»: قرآن کریم ظاهری دارد و باطنی؛ ظاهر آن حکمت و فرزانگی است و باطن آن علم و دانایی؛ ظاهر آن نیکو و شگفت انگیز است و باطن آن ژرف، مرزها و ظواهری دارد که هر یک را مرزهایی است؛ عجایب آن از شماره بیرون است، و شگفتی های آن کهنه نمی شود. در آن چراغ های راهنمایی و منزلگاه های فرزانگی و دلالت بر شناخت برای کسی است که آن را بشناسد. (کلینی ۱۳۶۳ ج۲: ۵۹۹)
امیرالمؤمنین علی (ع) فرمود: «ان القرآن ظاهره انیق و باطنه عمیق لا تفنی عجائبه و لا تنقضی غرائبه و لا تکشف الظّلمات الّا به»: ظاهر قرآن زیباست، باطن آن ژرف و ناپیداست. عجایب آن سپری نگردد، غرایب آن به پایان نرسد و تاریک ها جز به آن زدوده نشود (نهج البلاغه ۱۳۷۰ خ ۱۸: ۲۰).
فضیل بن یسار از امام باقر (ع) روایت کرده است که «[القرآن] یجری کما تجری الشمس و القمر» (صفار ۱۳۶۲ ش / ۱۴۰۴ ق: ۲۲۳) مثل قرآن، مثل خورشید و ماه است و همانند آن دو همیشه در جریان است.
عیون اخبار الرضا (ابن بابویه، ۱۴۰۴ ج۱: ۹۳)از قول امام رضا (ع) نقل کرده است که «إن رجلاً سأل أبا عبدالله (ع): ما بال القرآن لا یزداد عند النشر و الدراسه إلا غضاضه؟ فقال: لأن الله لم ینزله لزمان دون زمان، و لا لناس دون ناس، فهو فی کل زمان جدید، و عند کل قوم غض إلی یوم القیامه»: مردی از امام صادق (ع) پرسید: «چرا قرآن هر چه بیشتر خوانده و پراکنده شود بر شادابی و زیبایی آن افزوده می شود؟ » و امام ابو عبدالله (ع) در پاسخ او فرمود: «بدان جهت که خدا آن را برای زمانی جز زمان های دیگر و برای مردمی جز مردمان دیگر نازل نکرده است، و از همین رو در هر زمان تازه است و برای هر گروهی تا روز قیامت شاداب و نشاط افزاست».

۵٫ تدبر در قرآن و روایات

مشتقات واژه ی تدبر ۴ بار در قرآن کریم به کار رفته است. موارد استعمال آن مطابق درج در مصحف شریف عبارت است از:
۱٫ «أَفلا یتدبَّرونَ القرآن و لو کانَ مِن عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً» (نساء: ۸۲): آیا در [معانی] قرآن نمی اندیشند؟ اگر از جانب غیر خدا بود قطعاً در آن اختلاف بسیاری می یافتند.
آیه ی فوق تحریک و تشویقی به صورت استفهام است و کلمه ی «تدبّر» که فعل «یتدبّرون» مشتق از آن است به معنای این است که چیزی را بعد از چیز دیگر بگیریم و درباره ی آیه ی شریفه به معنای تأمل در یک آیه بعد از آیه ای دیگر یا تأمل و دقت بعد از دقت دیگر در آیه است. (طباطبایی ۱۴۱۷ ج۵: ۱۹)
۲٫ «أَفلم یدَّبَّروا القول أَم جاءهم مَّا لم یأَت آباءهم الأَوَّلینَ» (مؤمنون: ۶۸ ): آیا در [عظمت] این سخن نیندیشیده اند، یا چیزی برای آنان آمده که برای پدران پیشین آن ها نیامده است؟
۳٫ «کتابٌ أَنزلناهُ إِلیک مبارکٌ لِّیدَّبَّروا آیاته و لیتذکَّر أُولوا الأَلباب» (ص: ۲۹): [این] کتابی مبارک است که آن را به سوی تو نازل کرده ایم تا در [باره ی] آیات آن بیندیشند، و خردمندان پند گیرند.
بر اساس آیه ی فوق هدف از نزول قرآن کریم تدبر در آن است. و به حکم کریمه ی فوق تدبر و تحقیق در جمیع آیات قرآن کریم لازم است (قرشی ۱۳۷۷ ج۲: ۱۷). به گفته ی طبرسی عبارت «لیدبّروا» را لتدبروا به صورت مخاطب نیز خوانده اند و معنای تدبر در آیات این است که در آن ها تفکر و دقت نمایند و از پند و اندرزهای آنها پند بگیرند. (طبرسی ۱۳۷۲ ج۸: ۷۳۷-۷۳۸)
۴٫ «أَفلا یتدبَّرونَ القرآن أَم علی قلوبٍ أَقفالها» (محمد: ۲۴): آیا به آیات قرآن نمی اندیشند؟ یا [مگر] بر دل هایی قفل هایی نهاده شده است؟
مخاطبان آیات ۸۲ سوره ی نساء، ۶۸ سوره ی مؤمنون و ۲۴ سوره ی محمد کسانی هستند که به حقانیت الهی این کتاب به دیده ی تردید می نگرند یا منکر آن می باشند و نیز کسانی هستند که به تقلید و بدون معرفت، به آن ایمان آورده اند، و در حقایقش اندیشه نمی نمایند. آیه ی ۲۹ سوره ی ص محتوای پر خیر و برکت قرآن کریم را بیان می کند تا به واسطه ی تدبر در آن، از برکات عظیم آن بهره مند گردند. (نقی پورفر ۱۳۷۱: ۳۲)
واژه ی تدبر و مشتقات آن بدون همراهی با قرآن کریم در روایات به کار رفته است. برای نمونه به این موارد بنگرید:
۱٫ رسول مکرم اسلام (ص) خطاب به فردی که خواستار سفارش از آن حضرت بود فرمودند: «فانی اوصیک اذا هممت بامر فتدبر عاقبته فان یک رشداً فامضه و ان یک غباً فانته عنه»: پس به درستی که تو را سفارش می کنم هنگامی که تصمیم به کاری گرفتی پس در سرانجام آن تدبر کن پس اگر عاقبت آن صلاح هست پس به آن مبادرت نما و اگر عاقبت آن گمراهی است از انجام آن خودداری کن. (کلینی ۱۳۶۳ ج ۸: ۱۵۰)
۲٫ امیرالمؤمنین علی (ع) در خطبه ی قاصعه فرمود: «و تدبروا احوال الماضین من المؤمنین قبلکم کیف کانوا فی حال التمحیص و البلاء»: و در احوال گذشتگان پیش از خود بنگرید، مردمی که با ایمان بودند چه سان به سر بردند؟ و چگونه آنان را آزمودند؟ (نهج البلاغه ۱۳۷۰ خطبه ی ۱۹۲: ۲۱۸- ۲۱۹)
۳٫ امیرالمؤمنین علی (ع) در وصیت به پسرشان محمد بن حنفیه فرمود: «یا بنّی، اقبل من الحکماء مواعظهم و تدبّر احکامهم، و کن آخذ النّاس بما تأمر به و اکف النّاس عما تنهی عنه…»: فرمود عزیزم، پندهای حکیمان را بپذیر، و در احکامشان تدبر کن، و بیش از سایر مردم اوامر خود را به کار بند و افزون از سایر مردم از ارتکاب آن چه نهی کرده ای خودداری کن. (ابن بابویه ج۶: ۳۲۷)
واژه ی تدبر و مشتقات آن همراه قرآن کریم نیز در روایات به کار رفته است. برای نمونه به این موارد بنگرید:
۱٫ رسول مکرم اسلام (ص) در خطبه ی غدیریه فرمود: «معاشر النّاس، تدبّروا القرآن و افهموا آیاته و انظروا الی محکماته و لا تتبعوا متشابهه…»: مردم، در قرآن تدبر کنید و آیاتش را بفهمید و به محکماتش بنگرید و از متشابهش پیروی مکنید. (طبرسی ۱۳۸۶ ق / ۱۹۶۶ م، ج ۱: ۷۵)
۲٫ از امیرالمؤمنین علی (ع): «الا لا خیر فی قراءه لیس فیها تدبّر، الا لا خیر فی عباده لا فقه فیها»: آگاه باشید هیچ خیری در قرائتی که در آن تدبر نباشد نیست، آگاه باشید هیچ خیری در عبادتی که فهمی در آن نباشد نیست. (کلینی ۱۳۶۳ ج ۱: ۳۶)
۳٫ از امام صادق (ع) در ادعیه ی شروع قرائت قرآن آمده است: «و لا تجعل قراءتی قراءه لا تدبّر فیها. بل اجعلنی اتدبّر آیاته و احکامه»: و قرائتم را قرائتی که در آن تدبر نیست قرار مده بلکه مرا به گونه ای قرار ده که در آیاتش و احکامش تدبر کنم. (ابن طاوس ۱۴۱۴ ج۱: ۲۳۲)

۶٫ ثمرات و نتایج تدبر در قرآن کریم

مهم ترین ثمرات و نتایج تدبر در قرآن کریم به این شرح است:

۱٫ ۶٫ ایمان به الهی بودن قرآن

با عنایت به آیه ی «أَفلا یتدبّرونَ القرآن و لو کانَ من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافاً کثیراَ» (نساء: ۸۲) و از آنجا که مخاطبان این آیه کسانی همچون منافقان (کاشانی ۱۳۳۶ ج۳: ۷۹؛ شریف لا هیجی ۱۳۷۳ ج۱: ۵۱۶) هستند که به حقانیت الهی این کتاب به دیده ی تردید می نگرند یا منکر آن می باشند در می یابیم که الهی بودن قرآن کریم بدون تدبّر معلوم نخواهد گشت.
یکی از نتایجی که از تدبر در آیات قرآن کریم به دست می آید این است که آدمی می فهمد که در قرآن کریم اختلاف و ناهمگونی وجود ندارد و آیات گوناگون آن با یکدیگر هماهنگ و سازگار است. این در حالی است که قرآن کریم در طی حدود ۲۰ سال و در مواقع مختلف در جنگ و صلح، در سفر و حضر، و در موقعیت های گوناگون نازل شده است. و بی شک اگر از جانب خدا نبود و ساخته و پرداخته ی فکر بشر بود اختلاف هایی بسیار در آن دیده می شد. هر چه آدمی بیشتر در قرآن کریم تدبر نماید ایمان و یقین وی به آسمانی بودن این کتاب بیشتر خواهد شد. چه محال است در گفتار آدمی میان کلام حال و امروزش با کلام ۲۰ سال گذشته اش انسجام و پیوستگی استواری یافت شود. (مدرسی ۱۴۱۹ ج۸: ۴۲۸)
به گفته ی کاتب مشهور عماد اصفهانی (د ۵۹۷ ق): «انّی رأیت انه لا یکتب احد کتاباً فی یومه الّا قال فی غده: لو غیر هذا لکان احسن و لو زید هذا لکان یستحسن و لو قدم هذا لکان افضل و لو ترک هذا لکان اجمل و هذا من اعظم العبر و هو دلیل علی استیلاء النقص علی جمله البشر»: ملاحظه کردم که فردی امروز کتابی را نمی نویسد مگر آن که فردای آن روز می گوید: اگر این تغییر می کرد بهتر بود و اگر این اضافه می شد نیکوتر می شد و اگر این مقدم قرار داده می شد پسندیده تر بود و اگر این حذف می شد زیباتر می بود و این از بزرگ ترین عبرت هاست و خود دلیلی بر چیرگی نقص بر عموم بشر است. (بعلبکی ۱۹۸۰ ج۱: ۶)

۲٫ ۶٫ ایمان به حقانیت رسالت رسول مکرم اسلام (ص)

با عنایت به امی بودن رسول مکرم اسلام (ص) که به روشنی از آیات قرآن کریم مورد برداشت است (آیاتی همچون «و ما کنتَ تتلُو مِن قبلِهِ مِن کتابٍ وَ لا تخُطُّهُ بیمینکَ إذاً لاَّرتابَ المبطلونَ» [عنکبوت: ۴۸]: قبل از نزول قرآن، تو هیچ نوشته ای را نمی خواندی و به دست خود چیزی نمی نوشتی، و گر نه هرزه درایان [حق داشتند که] به تردید افتند. ) مطالعه ی آیات قرآن و تدبر در آن برای هر شخص پاک دل راه های حق و حقیقت را نشان می دهد و با دقت در آیات و تأمل و تعمق در معانی آن ها نه تنها حقانیت قرآن کریم بلکه حقانیت رسالت پیامبر اکرم (ص) را روشن می سازد. هر کس در قرآن کریم تدبر کند در آن وجوه مختلف اعجاز از حیث لفظ و از حیث معنی خواهد یافت (ابن کثیر ۱۴۱۹ ج۱: ۱۰۸). به گفته ی ملا فتح الله کاشانی ذیل آیه ی ۸۲ سوره ی نساء: آیا تأمل نمی نمایند این منافقان در معانی قرآن و تفکر نمی کنند در الفاظ آن تا آثار اعجاز برایشان ظاهر گردد که این کلام حق است (۱۳۳۶ ش، ج ۳: ۷۹). به گفته ی ابن قیم: هر کس در قرآن کریم تدبر کند، این تدبر برای او علم ضروری و یقین جازم خواهد آورد؛ که قرآن کریم حق و صدق است؛ بلکه حق ترین و صادق ترین است و آورنده ی آن صادق ترین خلق خدا و نیکوترین آن ها و کامل ترین آن ها از جهت علم و عمل و معرفت است [فاٍن کلّ من تدبّره أوجب له تدبّره علماً ضروریاً و یقیناً جازماً أنه حقّ و صدق، بل أحقّ کلّ حقّ، و أصدق کلّ صدق. و أن الّذی جاء به أصدق خلق الله، و أبرهم، و أکملهم علماًً و عملاً و معرفه]. (بی تا: ۲۰۰)
نا گفته نماند که درک این حقایق و دریافت این معانی نصیب همه کس نیست بلکه دل هایی که از گناه تیره نشده است و طبع سلیم و فطرت خدا شناسی آنان از مسیر صحیح و از صراط مستقیم منحرف نگشته این معانی را درک می کنند نه مردم فاسق و کافر؛ چنانکه می فرماید:
«ذلکَ بأَنَّهم آمنوا ثمَّ کفروا فطبع علی قلوبهِم فهُم لا یفقهون»: این به خاطر آن است که ابتدا ایمان آوردند و سپس [در نهان] انکار کردند، لذا بر دل هایشان مهر [غفلت] زده شد، از این روی [حقیقت را] در نمی یابند. (منافقون: ۳) (داور پناه ۱۳۷۵ ج۲: ۳۹۳)

۳٫ ۶٫ رفع اختلاف ظاهری آیات

پندار وجود تضاد و اختلاف در قرآن نتیجه ی نگرش سطحی و عدم تدبر و دقت است. به تعبیر علامه طباطبایی با عنایت به آیه ی «أفلا یتدبَّرونَ القرآن و لو کان من عند غیراللهِ لوجدوا فیهِ اختلافاً کثیراً» (نساء: ۸۲) به وسیله ی تدبر در قرآن کریم اختلافی که ممکن است در آیات الهی به نظر آید بر طرف می شود (طباطبایی ۱۴۱۷ ج۳: ۸۴).
بر اثر تحقیق و تدبر بسیاری از آیات که متشابه به نظر می آیند با ارجاع به محکمات (هنَّ أُمُّ الکتابِ: آنها اساس کتاب اند. آل عمران: قسمتی از آیه ی ۷ ) از حالت تشابه خارج می شوند. (قرشی ۱۳۷۷ ج۲: ۱۷)
از جمله برداشت های لطیف، اثبات موحد بودن پدر حضرت ابراهیم (ع) به دست علامه طباطبایی است. خلاصه ی استدلال علامه به این شرح است:
الف. لفظ «اب» در عرف لغت و در فرهنگ قرآن هم بر پدر و هم بر عمو و هم بر پدر خوانده اطلاق می شود؛ حال آنکه لفظ «والد» بر پدر حقیقی، اطلاق می شود.
ب. آزر که «اب» ابراهیم می باشد به صریح آیه ی ۸۶ سوره ی شعراء (واغفر لأَبی إِنَّهُ کانَ منَ الضَّالِّینَ) گمراه بود و به بیان صریح آیه ی۱۱۴ سوره ی توبه (… فلمَّا تبَّیَّنَ لهُ أَنَّهُ عدوٌّ لِله تبرَّأَ منهُ… ) «اب» ابراهیم (ع) مشرک بود.
ج. به بیان صریح آیه ی ۱۱۳ سوره ی توبه (ما کانَ للنَّبیِّ و الَّذینَ آمنوا أَن یستغفروا للمشرکینَ ولو کانوا أُولی قربی من بعدِ ما تبیَّنَ لهم أَنَّهم أَصحابُ الجحیمِ)پیامبر و مؤمنان حق ندارند برای مشرکان، طلب مغفرت نمایند و لو آنکه از خویشان نزدیک باشند بعد از آنکه مشخص شود که آنان از اهل جهنم هستند.
د. آیه ی ۱۱۴ سوره ی توبه (و ما کانَ استغفارُ إِبراهیمَ لأَبیهِ إِلاَّ عن مَّوعده و عدها إِیَّاهُ فلمَّا تبیَّنَ لهُ أَنَّهُ عدوٌّللهِ تبرَّأَ منهُ إِنَّ إِبراهیمَ لأوّاهٌ حلیم) نشان می دهد که طلب استغفار ابراهیم (ع) برای «اب» خویش محدود به مهلتی بود که «اب» او آن را به حضرت وعده داده بود تا که ایمان آورد لیکن وقتی برای حضرت شرک و دشمنی «اب» با خدا روشن گشت از او بیزاری جست.
هـ. آیه ی ۸۶ سوره ی شعراء (واغفر لأَبی إِنَّهُ کانَ من الضَّالِّینَ) طلب مغفرت حضرت را نسبت به «اب» خویش، وقتی که در خانه ی پدر و در جوانی به سر می برد مطرح می نماید، که با بیان سوره ی توبه پس از مدتی کوتاه، تبری حاصل شد.
و. آیه ی ۴۱ سوره ی ابراهیم (ربَّنا اغفرلی و لوالدیَّ و للمؤمنینَ یوم یقومُ الحسابُ)از طلب مغفرت حضرت ابراهیم (ع) نسبت به پدر و مادر حقیقی اش (والدی) خبر می دهد. این استغفار در سن پیری حضرت و بعد از تولد اسماعیل و اسحاق (علیهما السلام) بوده است.
با عنایت به ممنوعیت استغفار برای مشرکان و روشن شدن دشمنی «اب» ابراهیم (ع) در جوانی، طلب مغفرت حضرت در واپسین سال های عمر خویش نسبت به والدین خویش نه «اب» دلیل قطعی است که اول، آزر پدر حقیقی ابراهیم (ع) نبوده است؛ دوم، پدر و مادر حضرت موحد بوده اند که به تأیید آن احادیث بسیاری از اهل بیت (ع) رسیده است که «آباء انبیاء مشرک نمی باشند». (طباطبایی ۱۴۱۷ ج ۷: ۱۶۴- ۱۶۵ و نیز ۲۰۸- ۲۰۹؛ ج ۱۲: ۷۹)

۴٫ ۶٫ بهره جستن از ذخایر بیکران و پر خیر و برکت کلام الهی

بدون تدبر در قرآن کریم نمی توان عمق و مغز آیات را دریافت و به حقایق شگفت و حیرت آورش پی برد. آنکه در آیات به تدبر می نشیند، می تواند با تمام وجود و با تمام مشاعرش در جای جای قرآن حضور خدا را حس کند و دل و جانش را از نور خدا سرشار نماید. تعبیر «لوجدوا» به خوبی این معنی را نشان می دهد [أَفلا یتدبَّرونَ القرآنَ ولو کانَ مِن عند غیراللهِ لوجدوا فیهِ اختلافاً کثیراً.» (نساء: ۸۲)]. در بیان امیرالمؤمنین علی (ع) است که شخص متدبر مغز و حقیقت ناب و خالص اسلام را در می یابد.
«الحمدالله الّذی شرع الاسلام فسهل شرائعه لمن ورده، و اعز ارکانه علی من غالبه فجعله امناً لمن علقه، و سلماً لمن دخله، و برهاناً لمن تکلم به، و شاهداً لمن خاصم به، و نوراً لمن استضاء به، و فهما لمن عقل، و لباً لمن تدبر»: سپاس خدای را، که راه اسلام را گشود و در آمدن به آبشخورهای آن را بر تشنگان آن آسان فرمود؛ و ارکان آن را استوار ساخت تا کس با آن چیرگی نتواند، و نستیزد؛ و آن را امانی ساخت برای کسی که به آن در آویزد، و آرامش برای آنکه در آن درآید؛ برهان کسی که به آن زبان بگشاید. و هر که به آن دادخواهی کند، گواه آن است، و برای آنکه از آن روشنی خواهد نوری درخشان است. و فهم است آن را که فهمید، و خرد است برای کسی که اندیشید. (نهج البلاغه ۱۳۷۰ خ ۱۰۶: ۹۸)
هر کتابی که انسان مطالعه و قرائت کند یکی دو مرتبه که خوانده شد دیگر میل و رغبت به قرائت و مطالعه ی آن نیست و موجب ملالت و خستگی می شود؛ ولی قرآن کریم هر چه تلاوت شود و در آیات آن تدبّر و تفکر گردد شوق و رغبت انسان زیادتر و حقایقی از آن کشف می شود که پیش از آن مکشوف نبوده است و خستگی و ملامت در تکرار تلاوت آن پیدا نمی شود. (طیب ۱۳۷۸ ج ۱: ۵۸)
آیه ی ۲۹ سوره ی ص (کتابٌ أَنزلناهُ إِلیکَ مبارکٌ لَّیدَّبَّروا آیاته و لیتذکَّر أُولوا الأَلباب) محتوای پرخیر و برکت قرآن را بیان می کند تا انسان ها به واسطه ی تدبر در آن، از برکات عظیم آن بهره مند گردند.
از دید بیضاوی (۱۴۱۸ ج۳: ۱۷) قسمت اول آیه ی زیر مثلی است برای کسی که در آیات قرآن تدبر می کند و از آن ها منتفع می شود و قسمت دوم آیه، مثلی است برای فردی که به آیات الهی وقعی نمی نهد.
«و البلد الطَّیِّب یخرجَ نباتهُ بإِذن ربَّهُ و الَّذی خبث لا یخرج إِلاَّ نکدًا کذلکَ نصرِّفُ الآیاتِ لقومٍ یشکرونَ»: (اعراف: ۵۸): زمین [مناسب و ] پاک، گیاهش به قانونمندی پروردگارش می روید، و زمین شوره زار [گیاهش] جز اندک [و هرزه] سر نزند آیات را این گونه [در مثال ها و تشبیهات] مختلف برای سپاسگزاران بیان می کنیم.

۵٫ ۶٫ خارج شدن از ظلمت شک و تردید و نیز حیرت و سرگردانی نفاق

بزرگ ترین فایده ای که تدبر کننده ی در کتاب خدا از آن برخوردار می شود، تزکیه ی نفس و ساختن شخصیت اوست. بی شک ما از زمان ولادت حایز شخصیتی مثالی و کمال مطلوب نیستیم، و پرورش و پیشرفت ما وابسته به بسیاری از چیزهایی است که باید آنها را ترک کنیم. آیا چه کس پس از بزرگ شدن مسؤول تربیت ما خواهد بود؟ و اگر همان گونه که هستیم باقی بمانیم چه کس زیان خواهد کرد؟
یقیناً به تربیت و پرورش یافتن نیازمندیم، ولی چه کس باید ما را تربیت کند؟ قرآن کریم عالی ترین وسیله برای تربیت نفوس و جان های ماست؛ بنابراین بر هر کس واجب است که خود را بر قرآن کریم عرضه کند و انحرافات خویش را بشناسد. (مدرسی ۱۴۱۹ ۱: ۶۸)
به گفته ی سید قطب، تدبر در قرآن کریم پرده ها و حجاب های ظلمانی را کنار می زند، دریچه های هدایت را می گشاید، مشاعر را تحریک می کند و قلب ها را متحد می گرداند. تدبر در قرآن کریم برای روح حیاتی جدید به وجود می آورد. (۱۴۱۲ ج۶: ۳۲۹۷)
در تفسیر منهج الصادقین (کاشانی ۱۳۳۶ ج ۹: ۱۷۸) آمده است که: آورده اند که فضیل عیاض مردی راهزن بود و تجار از دست او به تنگ آمده بودند و چاره به او نداشتند. در مجاور او کنیزی بود که او را بسیار دوست می داشت. شبی خواست که نزد او رود. بر بالای بام برآمد از آن سرا آوازی شنید که یکی این آیه می خواند که «أَلم یأنِ للَّذینَ آمنوا أَن تخشع قلوبهم لذکرِ اللهِ و ما نزل مِنَ الحقِّ و لا یکونوا کالَّذینَ أُوتوا الکتابَ مِن قبلُ فطال علیهم الأَمد فقست قلوبهم و کثیرٌ مِّنهم فاسقون» [آیا هنگام آن فرا نرسیده که دل های مؤمنان به یاد خدا و کلام حقی که نازل شده است، فروتن شود و همچون کسانی نباشند که از قبل اهل کتاب بودند و چون زمانی طولانی بر آنها گذشت، دل هایشان سخت شد و بسیاری از آن ها منحرف شدند؟ (حدید: ۱۶)] فضیل را چون این آیه به گوش رسید، گفت: الهی وقت آن آمد که دل من نرم شود و ترسکار گردم پس بسیار بگریست و بازگشت و در خرابه رفت که بخسبد؛ جمعی از کاروانان را آنجا دید که با هم می گفتند امشب بیدار باشید که فضیل در راه است مبادا که راه زنی کند؛ فضیل با نفس خود گفت ای نفس شریر، ببین که خلق خدا از تو چگونه ترسانند؛ پس توبه کرد و با خود قرار داد تا زنده باشد مجاور مسجد الحرام باشد. بعد از آن آواز داد که: ای قوم، فضیل عیاض منم از من مترسید که من توبه کردم و از آنچه کرده ام پشیمان گشتم پس به مکه رفت و آنجا مجاور شد و از جمله کل اولیا گشت.
آری تدبر فضیل عیاض در یک آیه او را از راهزنی خطرناک به زاهدی عابد متحول ساخت؛ آیا امکان پذیر نیست که اگر آدمی در کل قرآن کریم تدبر کند به فرشته ای متحول شود بلکه ما فوق ملک گردد؟ (مدرسی ۱۴۱۹ ج۱: ۲۷)
قرائت با تدبر آدمی را با ارشادات و راهنمایی های قرآن کریم آشنا می سازد و مقدمه ای بر عمل به دستورهای قرآن کریم می شود. پر واضح است که چنین قرائتی باعث افزایش ایمان انسان می شود و او را شایسته ی فضیلت ها و ثواب هایی که برای خواندن آن سوره ذکر شده می کند. (جعفری ۱۳۷۶ ج۱ ۳۵: ج۵: ۳۳۶)
با توجه به آیه ی «أَفلا یتدبَّرونَ القرآن و لو کانَ مِن عند غیر اللهِ لوجدوا فیهِ اختلافاً کثیراً» (نساء: ۸۲) و از آنجا که مخاطبان این آیه کسانی همچون منافقان (کاشانی ۱۳۳۶ ج۳: ۷۹؛ شریف لاهیجی ۱۳۷۳ ج۱: ۵۱۶) هستند که به حقانیت الهی این کتاب به دیده ی تردید می نگرند یا منکر آن می باشند، در می یابیم که تدبر در قرآن کریم داروی شفا بخش نفاق است. (قرائتی ۱۳۸۳ ج۲: ۳۳۸)

۶٫ ۶٫ رفع اختلاف و تفرقه میان مسلمانان

خداوند متعال دستورهایی اجتماعی در جامعه ی اسلامی مقرر کرده است که از بروز اختلاف های شدید (اختلافی که مایه یتباهی و ویرانی بنای جامعه است) جلوگیری می کند، و آن این است که راهی مستقیم (که البته کوتاه ترین راه هم هست) پیش پای جامعه گشوده، و شدیداً از قدم نهادن در راه های مختلف جلوگیری نموده، و فرموده است:
«وَ أَنَّ هذا صراطی مستقیماً فاتَّبعوه و لا تتَّبعوا السبلَ فتفرَّقَ بکم عن سبیله ذلکم وصَّاکم بهِ لعلَّکم تتَّقونَ»: و [بدانید] این است راه راست من پس، از آن پیروی کنید. و از راه ها [ی دیگر] که شما را از راه وی پراکنده می سازد پیروی مکنید. اینهاست که [خدا] شما را به آن سفارش کرده است، باشد که به تقوا گرایید. (انعام: ۱۵۳)
آن گاه فرموده:
«یا أَیَّها الَّذینَ آمنوا اتَّقوا اللهَ حقَّ تقاتهِ و لا تموتنَّ إِلاَّ و أَنتم مُّسلمونَ. و اعتصموا بحبل اللهِ جمیعاً و لا تفرَّقوا…»: ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا آن گونه که حقّ پروا کردن از اوست، پروا کنید و زینهار، جز مسلمانان نمیرید. و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید. (آل عمران: ۱۰۲- ۱۰۳)
و در تفسیر همین آیه آمده است که منظور از ریسمان خدا همان قرآن کریم است که حقایق معارف دین را بیان می کند، یا به طوری که از دو آیه ی قبل از آن بر می آید رسول خدا (ص) است؛ چون در آن آیه می فرماید:
«و کیفَ تکفرون و أَنتم تتلی علیکم آیات اللهِ و فیکم رسوله و من یعتصم باللهِ فقد هدیَ إِلی صراطٍ مستقیمٍ» (آل عمران: ۱۰۱): و چگونه کفر می ورزید، با اینکه آیات خدا بر شما خوانده می شود و پیامبر او میان شماست؟ و هر کس به خدا تمسک جوید، قطعاً به راه راست هدایت شده است.
این آیات دلالت می کند بر اینکه جامعه ی مسلمانان باید بر سر معارف دین، اجتماع داشته باشند، و افکار خود را به هم پیوند دهند و محکم کنند و در تعلیم و تعلم به هم در آمیزند، تا از خطر هر حادثه ی فکری و هر شبهه ای که از ناحیه ی دشمن القا می شود به وسیله ی آیاتی که برایشان تلاوت می شود راحت گردند، که تدبر در آن آیات ریشه ی هر شبهه و هر مایه یاختلافی را می خشکاند (طباطبایی ۱۴۱۷ ج۴: ۱۲۹- ۱۳۰)، هم چنان که باز قرآن کریم می فرماید:
«أَفلا یتدبَّرونَ القرآن و لو کانَ مِن عندِ غیراللهِ لوجدوا فیهِ اختلافاً کثیراً» (نساء: ۸۲): آیا در [معانی] قرآن « نمی اندیشند؟ اگر از جانب غیر خدا بود قطعاً در آن اختلاف بسیاری می یافتند.
و نیز می فرماید:
«و تلکَ الأمثالُ نضربها للنَّاسِ و ما یعقلُها إِلاَّ العالمونَ» (عنکبوت: ۴۳): و این مثَلها را برای مردم می زنیم و [لی] جز دانشوران آنها را درنیابند.
و باز می فرماید:
«و ما أَرسلنا مِن قبلکَ إَلاَّ رجالاً نَّوحی إِلیهم فاسأَلوا أهل الذِّکرِ إِن کنتم لا تعلمونَ» (النحل: ۴۳): و پیش از تو [هم] جز مردانی که بدیشان وحی می کردیم گسیل نداشتیم. پس اگر نمی دانید، از پژوهندگان کتاب های آسمانی جویا شوید.
این آیات می رساند که تدبر در قرآن کریم یا مراجعه به کسانی که دارای چنین تدبری هستند اختلاف را از میان بر می دارد. و دلالت می کند بر اینکه در اموری که نمی دانند به رسول خدا (ص) رجوع کنند که خود رافع اختلافات است؛ چون عبارت «أَهل الذِّکر» قبل از هر کس شامل آن جناب می شود، که قرآن کریم بر وجود شریفش نازل شده است و آن جناب هر حقی را که پیروی اش بر امت اسلام واجب است بیان می کند. (طباطبایی ۱۴۱۷ ج۴: ۱۳۰)

خاتمه و جمع بندی

۱٫ از جمله آداب قرآن کریم تدبر است.
۲٫ آیات قرآن مجید و احادیث صحیح به دقت و تدبر در معانی قرآن کریم تشویق فراوان کرده است، و عدم تدبر به شدت مورد ملامت و توبیخ قرار گرفته است.
۳٫ تدبر در قرآن کریم بدون فهم معانی آن امکان پذیر نیست.
۴٫ دعوت به تفکر و تدبر در قرآن مستلزم این است که شخص مستقلاً معنای آن را درک کند.
۵٫ تدبر برای به دست آوردن علم به قرآن کریم است تا چنان شود که آدمی در تفسیر قرآن کریم از روی رأی و هوای نفس تفسیر نکند؛ بلکه این کار از روی علم و دانش صورت پذیرد.
۶٫ تلاوت شایسته و راستین، آن تلاوتی است که از روی تدبر و تأمل در مفاهیم آیات قرآنی باشد، به گونه ای که زمینه برای عمل به دستورهای قرآن فراهم گردد.
۷٫ مهم ترین ثمرات تدبر در قرآن کریم عبارت است از: ایمان به الهی بودن قرآن کریم، ایمان به حقانیت رسول مکرم اسلام (ص)، رفع اختلاف ظاهری آیات، بهره جستن از ذخایر بیکران و پرخیر و برکت کلام الهی، خارج شدن از ظلمت شک و تردید و نیز حیرت و سرگردانی نفاق، رفع اختلاف و تفرقه میان مسلمانان.
کتابنامه:
۱٫ قرآن کریم، ۱۴۱۵ق، ترجمه ی محمد مهدی فولادوند، تهران، دارالقرآن الکریم دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی.
۲٫ نهج البلاغه، ۱۳۷۰ش، ترجمه ی سید جعفر شهیدی، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی.
۳٫ ابن بابویه، محمد بن علی، ۱۴۰۴ق، عیون اخبار الرضا (ع)، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات.
۴٫ ـــــــــــــــــ، ۱۳۶۹ش، من لا یحضره الفقیه، به کوشش علی اکبر غفاری، تهران، صدوق.
۵٫ ابن طاوس، سید رضی الدین علی، ۱۴۱۴ق، اقبال الاعمال، به کوشش جواد قیومی اصفهانی، قم، مکتب الاعلام الاسلامی.
۶٫ ابن قیم جوزی، محمد بن ابی بکر، بی تا، تفسیر القرآن الکریم.
۷٫ ابن کثیر، اسماعیل بن عمرو، ۱۴۱۹ق، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دار الکتب العلمیه.
۸٫ ابن منظور، محمد بن مکرم، ۱۴۱۴ق، لسان العرب، بیروت، دار الصادر.
۹٫ ابو هلال عسکری، حسین بن عبدالله، ۱۴۱۲ق، معجم الفروق اللغویه، قم. مؤسسه النشر الإسلامی التابعه لجماعه المدرسین.
۱۰٫ امین، سیده نصرت بیگم، بانوی ایرانی، ۱۳۶۱ش، مخزن العرفان در تفسیر قرآن، تهران، نهضت زنان مسلمان.
۱۱٫ بعلبکی، منیر، ۱۹۸۰م، موسوعه المورد، بیروت، دار العلم للملایین.
۱۲٫ بیضاوی، عبدالله بن عمر، ۱۴۱۸ق، انوار التنزیل و اسرار التأویل، بیروت، دار احیاء التراث العربی،
۱۳٫ جعفری، یعقوب، ۱۳۷۶ش، تفسیر کوثر، قم، هجرت.
۱۴٫ خویی، سید ابوالقاسم، ۱۴۰۱ق / ۱۹۸۱م، البیان فی تفسیر القرآن، انوار الهدی.
۱۵٫ داور پناه، ابوالفضل، ۱۳۷۵ش، انوار العرفان فی تفسیر القرآن، تهران، صدر.
۱۶٫ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، ۱۴۲۲ق، المفردات فی غریب القرآن، بیروت، دار المعرفه.
۱۷٫ زحیلی، وهبه، ۱۴۱۸ق، التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعه و المنهج، بیروت، دار الفکر.
۱۸٫ زمخشری، محمود، ۱۴۰۷ق، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الاقاویل فی وجوه التأویل، بیروت، دارالکتاب العربی.
۱۹٫ شریف لاهیجی، محمد بن علی، ۱۳۷۳ش، تفسیر شریف لاهیجی، تهران، دفتر نشر داد.
۲۰٫ صفار، محمد بن حسن، ۱۳۶۲ش / ۱۴۰۴ق، بصائر الدرجات، به کوشش میرزا حسن کوچه باغی، تهران، منشورات الاعلمی.
۲۱٫ طباطبایی، سید محمد حسین، ۱۴۱۷ق، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه ی مدرسین حوزه ی علمیه قم.
۲۲٫ طبرسی، احمد بن علی، ۱۳۸۶ق / ۱۹۶۶م، الاحتجاج، به کوشش محمد باقر خرسان، نجف، دار النعمان.
۲۳٫ طبرسی، فضل بن حسن، ۱۳۷۷ش، تفسیر جوامع الجامع، تهران، دانشگاه تهران.
۲۴٫ ــــــــــــ، ۱۳۷۲ش، مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مجمع البیان لعلوم القرآن)، تهران، ناصر خسرو.
۲۵٫ طبری، ابن جریر، ۱۴۱۵ق / ۱۹۹۵م، جامع البیان فی تفسیر القرآن(جامع البیان عن تأویل القرآن)، بیروت، دار الفکر.
۲۶٫ طیب، سید عبد الحسین، ۱۳۷۸ش، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، اسلام.
۲۷٫ قرائتی، محسن، ۱۳۸۳ش، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن.
۲۸٫ قرشی، سید علی اکبر، ۱۳۷۷ش، تهران، بنیاد بعثت.
۲۹٫ قطب، سید، ۱۴۱۲ق، فی ظلال القرآن، قاهره، دار الشروق.
۳۰٫ کاشانی، ملا فتح الله، ۱۳۶۶ش، تفسیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، تهران، کتابفروشی محمد حسن علمی.
۳۱٫ کاشفی سبزواری، حسین، بی تا، جواهر التفسیر، تهران، دفتر نشر میراث مکتوب.
۳۲٫ کلینی، محمد بن یعقوب، ۱۳۶۳ش، الکافی، به کوشش علی اکبر غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیه.
۳۳٫ مجلسی، محمد باقر، ۱۴۰۳ق / ۱۹۸۳م، بحار الانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار (ع) به کوشش سید ابراهیم میانجی و محمد باقر بهبودی، بیروت، مؤسسه الوفاء.
۳۴٫ مدرسی، سید محمد تقی، ۱۴۱۹ق، من هدی القرآن، تهران، دار محبی الحسین.
۳۵٫ مصطفوی، حسن، ۱۳۶۰ش، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
۳۶٫ مطهری، مرتضی، ۱۳۷۰ش، آشنایی با قرآن، ج۱ و ۲، تهران، صدرا.
۳۷٫ ـــــــــــــــ، ۱۳۷۲ش، تکامل اجتماعی انسان، تهران، صدرا.
۳۸٫ مکارم شیرازی، ناصر، ۱۳۷۴ش، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه.
۳۹٫ نقی پورفر، ولی الله، ۱۳۷۱ش، پژوهشی پیرامون تدبر در قرآن، قم، اسوه.
منبع: رهنما، هادی؛ (۱۳۸۶)، مجموعه مقالات مسابقات بین المللی قرآن کریم، اسوه (وابسته به سازمان اوقاف و امور خیریه)، چاپ اول

نویسنده : (دکتر عباس مصلائی پور یزدی)