روايات، حقوقي را نيز براي فرزندان مشخص كرده كه اداء نكردن آنها توسط والدين نافرماني خداوند محسوب شده و……..
همانطور كه پدر و مادر بر گردن فرزندان خود حقوقي دارند، روايات، حقوقي را نيز براي فرزندان مشخص كرده كه اداء نكردن آنها توسط والدين نافرماني خداوند محسوب شده و باعث عاق شدن پدر و مادر مي شودو بر عكس تربيت صحيح فرزندان باعث آمرزش و پاداش براي آنها مي گردد. از جمله حقوق فرزندان بر گردن والدين اين است كه نام نيكو برايش انتخاب كنند، نوشتن به او بياموزند و قرآن و آموزه هاي ديني را به او تعليم دهند.
در روايات براي آموزش ـ به طور عملي ـ محدودة سني خاصي معين شده است و براي آموزش هر يك از اصول دين، نماز و … نيز سن نسبي آن بيان شده است.
الف. سن آموزش در کودکان:
ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ مراحل رشد فرزند را به سه دوره هفت ساله تقسيم مي كنند، كه كودك در هر يك از اين دوره ها ويژگي خاصي داشته، بالطبع نياز معيني دارد و در نتيجه روش تربيتي ويژه اي را طلب مي كند. به اين روايات زيبا كه اصل و پاية روان شناختي دارد توجه كنيد:
رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي فرمايد: فرزند هفت سال مولا و هفت سال بنده (يا خدمتكار) و هفت سال وزير است.

اين روايت هفت سالة اول (7 ـ 1 سالگي) را دورة حكومتراني و بازي و تفريح و هفت سالة دوم (14 ـ 7 سالگي) را دورة اطاعت پذيري و آموزش و دورة سوم (21 ـ 14 سالگي) را دورة وزارت و مشورت پذيري كودك دانسته است.
ب. سن آموزش اصول دين:
در روايت امام جعفر صادق ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: چون فرزند سه ساله شد به او بگوييد: هفت مرتبه بگو «لا اله الا الله» و چون سه سال و هفت ماه و بيست روز از عمرش گذشت به او بگوييد: هفت مرتبه بگو «محمد رسول الله» و وقتي چهارسال او تمام شد به او بگوييد هفت مرتبه بگو «صل الّه علي محمدٍ وآل.
اين روايت براي تعليم اصل توحيد، نبوت و امامت سن خاصي را معين كرده است.
ج. سن آموزش نماز:
روايات اين باب به دو قسمت تقسيم مي شوند:
1.رواياتي كه به ما دستور مي دهند قبل از 7 سالگي شكل ظاهري نماز را به فرزندانمان بياموزيم.
2. رواياتي كه به ما دستور مي دهند از 7 سالگي فرزندانمان را به خواندن نماز امر كنيم.
د. سن آموزش قرآن:
در اينجا بايد دو امر مورد بررسي قرار گيرد:
1. منظور از آموزش قرآن چيست؟ در جواب دو احتمال وجود دارد: آموزش حفظ قرآن و آموزش روخواني قرآن كه با توجه به برخي از روايات و شيوة متداول زمان ائمه ـ عليهم السّلام ـ آموزش حفظ و قرآن وجيه تر به نظر
مي آيد.
2. روايات سن خاصي را براي آموزش قرآن مشخص نكرده اند؛ بنابراين بايد بر همان محدودة سني آموزش به طور كلي (14 ـ 7) حمل كرد و هفت ساله دوم را سن آموزش قرآن دانست.
نتيجه:
همان گونه که ديديم، اولاً آموزش قرآن، نماز و آموزه هاي ديني از نظر تربيت اسلامي قبل از سن آموزشگاهي (6 – 7 سالگي) شروع مي شود. ثانياً آموزش و تربيت مي بايست ضمن برنامه اي دقيق و بر اساس سن رشدي کودک انجام شود. برنامه اي که در آن استعدادها و توانايي سنين کودکي در نظر گرفته شده است. از اين رو مفهوم روايات ياد شده اين نيست كه فرزند را تا هفت سالگي رها كنيم و كاري به آموزش و تربيت ديني او نداشته باشيم، بلكه در هفت ساله اول عمر، آموزش و پرورش ديني به شکل مدرسه اي که جنبة تحميلي و آموزشگاهي دارند، نمي باشد.
با توجه به مطالب بالا مي توان نکات زير را به عنوان شرايط مؤثر در آموزش و تربيت ديني كودكان از ديدگاه روايات و علم روان شناسي پيشنهاد نمود:
1.دين اسلام تربيت را مختص به محدودة زماني معيني نمي داند و براي تمامي سنين دستورات خاصي دارد و حتي قرائت قرآن در زمان حمل و پس از تولد را در روحية كودك موثر مي داند؛ ولي تربيت به معناي خاص آن و آموزش مفاهيم سادة ديني (مثل لا اله الا الله و …) بهتر است از دو سالگي آغاز شود.
2. از آنجا كه هفت سال اول دورة سيادت و حكمراني كودك است، بايد فرزند ضمن كنترل غير مستقيم آزاد و رها باشد. بنابراين در آموزش و تربيت فرزند روشهايي موثر است كه به برخي از آنها اشاره مي كنيم:
الف.دورة سيادت (هفت سال اول) به هيچ وجه با اجبار و تحميل تناسب ندارد. پس با اجبار و زور نمي توان به جايي رسيد. و تنها ملاطفت و مهرباني همراه با صبر و حوصله ثمر بخش است.
ب. تأثير زمان و مكان: در آموزش غير رسمي و تربيت كودك بايد بهترين زمان ها مثل زمان شادابي و خوشحالي كودك ـ نه خواب آلودگي و خستگي ـ و بهترين مكان ها مثل تفريح گاهها، محيط بازي و مهدهايي كه همسن و سالهاي كودك در آنجا حاضرند انتخاب شود.
ج. روش الگويي هماهنگ: يكي از موثرترين روشها انجام كار خوب توسط والدين است كه كودك با مشاهدة آن و تقليد از والدين با آموزه هاي ديني آشنا مي شود. حسن اين روش اين است كه فرزند دچار دوگانگي تربيت نمي شود كه مثلاً از پدر بشنود دروغ بد است؛ ولي ببيند مادرش به او قول داده و دروغ گفته است. والدين بايد در صورت تقليد كودك وي را مورد تشويق ـ مثل نوازش و … ـ قرار دهند.
د. تداعي معاني: يعني مفاهيم ديني را با خاطره اي خوش همراه كنيم تا كودك با ياد آوري آن خاطره به ياد آن آموزة ديني بيفتد.
ه. روش هاي غير مستقيم: مثل قصه، شعر، فيلم، كارتون، نمايش و … (فيلم و سي دي هاي مذهبي).
3. تعادل و ميانه روي و پرهيز از افراط و تفريط: افراط در آموزش و كمرنگ كردن بازي و تفريح كودك ضربه اي جبران ناپذير بر روحيه او پيدا مي كند. به عنوان مثال: حضرت آيت الله بهجت در ديدار حافظ پنج ساله قرآن
محمد حسين طباطبايي (علم الهدي) با ايشان تأكيد داشتند: او را به مسافرت زياد ببريد و تفريح و بازي او را فراموش نكنيد. البته همين افراط در بازي، محبت و … نيز مضر مي باشد.

http://moshavere.org