بخش عظيمي از تعاليم انسان ساز انبيا را اخلاق تشكيل داده است. تعليم خلق و خوي شايسته كه موجبات سعادت دنيوي و اخروي انسان ها را فراهم سازد، يكي از آموزه هاي اساسي اديان الهي است

چكيده:
تبيين مباني اخلاقي اسلامي بر اساس آموزه هاي صحيفه سجاديه،محور اصلي اين گفتار است . نويسنده پس ازبيان نكات مقدّماتي در مورد صحيفه،توحيد را به عنوان مبناي اخلاق در صحيفه شناسانده و شش نكته را در اين زمينه بر مي شمرد: آنگاه هفت راه از راه هاي تعالي معنوي را كه در صحيفه مطرح شده، توضيح مي دهد: نويسنده، تمام موارد را با تكيه بر متن صحيفه سجاديه توضيح داده است.
مقدمه:
بخش عظيمي از تعاليم انسان ساز انبيا را اخلاق تشكيل داده است. تعليم خلق و خوي شايسته كه موجبات سعادت دنيوي و اخروي انسان ها را فراهم سازد، يكي از آموزه هاي اساسي اديان الهي است. در حديثي از پيامبر اسلام(ص)آمده است: «عليكم بمكارم الاخلاق فان الله عزوجل بعثني بها» بر شماست كه به مكارم اخلاق آراسته شويد، زيرا خداي تعالي مرا براي آن مبعوث كرده است.
در آيات قرآني نيز به مفاهيم اخلاقي در ابعاد فردي و اجتماعي آن تأ كيد فراواني شده است. قرآن، فضائل را ستوده و رذايل را نكوهيده است.
پيامبر اكرم خود الگو و اسوۀ اخلاق بود. خداوند، خلق و خوي والاي او را ستوده و او را چنين مي ستايد: انّك لعلي خلق عظيم. شخصيت تو مبتني بر خلق و خوي عظيمي است. اخلاق والاي پيامبر اكرم، خود يكي از اسباب ايمان و جذب مردم به آئين اسلام بوده است و در قرآن كريم مي خوانيم: ولو كنت فظاً غليظ القلب لا نفضوا من حولك اگر تند خو و خشن بودي مردم از گرد تو پراكنده مي شدند.
امامان شيعه نيز- كه خلفاي بر حق پيامبر اكرم بودند- همگي اسوه هاي اخلاق و رفتار و فضايل انساني بودند و همين ويژگي، يكي از نشانه هاي جانشينان راستين پيامبر اكرم است. امّا به اين ويژگي اساسي رهبران راستين اسلام كمتر استناد شده و ابعاد اخلاقي شخصيت آنها كمتر مورد بررسي قرار گرفته است .
يكي از كهن ترين متون اسلامي كه در قرن اوّل هجري تأ ليف شده، كتاب الصحيفه الكامله يا الصحيفه السجاديه تأليف امام زين العابدين و سيّد الساجدين علي بن الحسين (ع) است. اين كتاب به زبور آل محّمد نيز موسوم است و به تواتر، توسط سه فرقۀ زيديه، اسماعيليه و اماميه به طرق گوناگون از آن امام همام روايت شده است. اين كتاب مجموعه دعاهاي امام زين العابدين (ع) با خالق يكتا است، امّا آنچه كه از اخلاق حسنه و فاضله در اين دعاها تعليم داده مي شود، كمتر از ساير مضامين شريف آن نيست. در اين مجموعۀ گرانقدر، ضمن مناجات با خالق هستي، عالي ترين خلق و خوي انساني در رفتار فردي و اجتماعي تعليم گرديده است و هر كس كه به مطالعۀ مضامين آن بپردازد، به شخصيت والا و پيامبر گونۀ گويندۀ آن اعتراف خواهد كرد.
در دعاهاي صحيفه سجاديه، امام سجاد(ع) ضمن راز و نياز با خداوند، به طورغير مستقيم از فضايل ورذايل اخلاقي سخن مي گويد. گويي در ديدگاه امام (ع) از طريق سخن گفتن و راز و نياز با خداوند، مي توان همه كمالات انساني و وظايف فردي و اجتماعي را باز شناخت.
دعاهاي صحيفه، غالباً آميخته با ستايش باري تعالي و توحيد است. اين عبارت- كه از سويي لطيف ترين تعابير عرفاني است كه مي تواند بر زبان انبيا و اولياي الهي جاري شود و از سويي ديگر عالي ترين و بلندترين معارف توحيدي را در بر دارد- جايگاه رفيع و ممتازي به اين مجموعه داده است، به گونه اي كه هيچ مجموعه ديگري در معارف توحيدي قابل مقايسه با آن نيست به ويژه آنكه جامه اي زيبا از حسن بيان- بر خاسته از معدن فصاحت اهل بيت پيامبر(ص)- نيز بر زيبايي محتواي آ نها مي افزايد.
در اينجا به عنوان نمونه به بحث املكيت خداوند سبحان اشاره مي شود. امام سجاد(ع) دعاي 22 را اين گونه آغاز مي كند:« اللهم انّك كلّفتني من نفسي ما انت املك به منّي،و قدرتك عليه و عليّ اغلب من قدرتي». اين عبارت، به صراحت، دو نكته را بيان مي كند: اول آنكه انسان و قدرت او، واقعي است نه خيالي و پنداري. اين جمله، خطّ بطلاني است بر اين انديشه كه تمام موجودات و هم و خيال و تصورهايي در آينه است يا سخن ديگري كه همۀ انسان ها را شير مي داند، ولي نه شير واقعي، بلكه تصوير شيري كه روي پرده است، به اختيارخود حركتي ندارد، بلكه اين باد است كه او را به هر سويي كه بخواهد به جنبش در مي آورد.
در عبارت امام سجاد صلوات الله عليه، سخن از قدرت و تكليف واقعي انسان است. اين دو واقعيت- كه بر انسان واقعي مترتّب است- اختيار را به خوبي مي رساند و جبر را نفي
مي كند. امّا نفي جبر، به گونه اي است كه او را به ورطۀ تفويض نمي كشاند و واقعيت
«لا يمكن الفرار من حكومتك» را ناديده
نمي گيرد. اين ويژگي بيان وحي است كه در جايي به اجمال،«لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين» مي گويد، و در جايي ديگر آن را تبيين مي كند. جالب توجّه آن كه اين نكات را، هر كسي با اندك توجّهي با
واقعيت هاي زندگي خود منطبق مي يابد، يعني هم مالكيت خود و هم املكيت خداوند را توأمان در زندگي خود مي بيند، كه اوّلي نفي جبر و دوّمي نفي تفويض است.
اين گونه گره گشايي از معضل ديرينۀ جبر و تفويض، امام سجاد(ع) را در خور است، كه هم راز آشناي خلقت است و هم بر اوج قله هاي معرفت توحيدي جاي دارد. در اين گفتار، بر آنيم كه برخي از مباني اخلاق اسلامي رابر اساس صحيفۀ سجاديه تبيين كنيم.
1- توحيد، مبناي اخلاق؛
در منطق امام سجاد(ع)، توحيد، يك بحث نظري خشك و بي نتيجه نيست. بلكه آثار عملي فراوان بر آن مترتّب است، به ويژه در مقولۀ اخلاق. بخشي از اين آثار را بر
مي شماريم، تا بتوانيم به محكي براي بررسي ادّعاهاي مدّعيان توحيد، دست يابيم.
2-1. معرفت خدا، مبناي انسانيت؛
معرفت خدا، مبنا و معناي انسانيت است. خداوند، در برابر منّت هاي پياپي كه به مردم داده و نعمت هاي متوالي كه بر آنها ارزاني كرده، شناخت حمد خود را از آنها باز نداشته است، و گرنه بدون سپاسگزاري و شكر، در نعمت هاي او تصرّف مي كردند و در آن صورت، از حدود انسانيت فرود مي آمدند و در حّد چهارپايان بودند.
2-2. نعمت خدا و استحقاق مردم؛
خداوند منّان،به لطف و تفضّل خود، پديده ها را پديد آورد و وجود بخشيد. و نيست را به هست بدل كرد. ونام مبديء شاهد بر آن است. بدين روي، سخن گفتن از استحقاق يا استدعاء ذاتي براي چيزي كه وجود ندارد، بي معنا است.
امام سجاد(ع) به اين حقيقت روشن و فطري، در دعاهاي مختلف صحيفه توجّه داده است. از جمله به عبارت آغاز دعاي ورود ماه رمضان بنگريد: منّت تو ابتداء است، يعني مسبوق به سابقه اي مانند استحقاق و استدعاء ذاتي نيست، عفو تو تفضل و عقوبت حضرتت عدالت است…. اگر عطا كني، عطاي خود را به منّت آلوده نمي رساني و اگر نعمتي را باز داري، باز داشتن تو، تعّدي بر كسي نيست. بر كسي
پرده پوشي مي كني كه اگر بخواهي او را رسوا مي كني، و به كسي مي بخشي كه اگر بخواهي، نعمت را از او باز مي داري؛در حالي كه اين هر دو تن، براي رسوايي و منع از سوي حضرتت سزاوارند، امّا تو كارهاي خود را بر مبناي تفضّل بنا كردي…
سراسر دعاي تقصير از اداي شكر نعمت هاي الهي، نيز، به الفاظي فصيح ورسا بيان همين حقايق است.
2-3. خوف و رجاء؛
معناي دقيق خوف- بر خلاف ترجمۀ رايج- عدم امنيت است. كلمۀ خوف، هيچ جا در برابر شجاعت به كار نرفته، تا آن را به ترس معنا كنيم. بلكه غالباًدر برابر امنيت و گاهي در برابر رجاء به كار مي رود.
در توضيح مي گوييم: روشن است كه انسان هيچ طلبي از خداي خود ندارد و تمام
نعمت هاي خداوند به تفضّل اوست كه هر لحظه بگيرد، ظلم روا نداشته است. اين است كه انسان عاقل، همواره خود را در معرض اين خطر مي بيند كه خداوند، نعمت هايي را كه به او داده، از او پس بگيرد. كسي كه طعم شيرين نعمت خدا- به خصوص نعمت هاي معنوي الهي- را چشيده، از اين چگونگي مي لرزد و همواره در حال عدم امنيت به سر مي برد، يعني همواره به درگاه خداوند سبحان، در حالت خوف است، حتّي وقتي كه در مسير عبادت
مي كوشد.
امّا از سوي ديگر، جود و فضل و احسان الهي نيز حقيقتي است كه درِ اميد را همواره به روي انسان گشوده مي دارد، حتّي وقتي كه در مسير معصيت قرار دارد.
توجه به اين حقيقت، همواره انسان را در ميان دو حالت قرار مي دهد كه هر دو، نشان از عبوديت او به درگاه مولايش دارد. آثار سازندۀ اين توجّه در اخلاق و تربيت انساني،
فوق العاده است.
امام سجاد(ع) در دعاي 39 در بيان اين حقيقت، بر اين نكته تأكيد مي ورزد كه نه يأس انساني از نجات، از روي نوميدي مطلق است كه از گناهان كبيره است و نه طمع فردي به رهايي، به دليل فريفته شدن به اعمال اوست. بلكه انسان عابد، همواره حسنات خود را در برابر سيئات خود، اندك مي بيند، آن هم در برابر خدايي كه افراد صدّيق در پيشگاه او نبايد به اعمال خود فريفته شوند و تبهكاران نيز نبايد به دليل كارنامۀ سياه خود، از لطف و رحمت حضرت او نوميد گردند.
2-4. اميد به رحمت الهي در هر حال؛
بر اساس توضيحاتي كه بيان شد، براي انسان هيچ نقطۀ اميدي جز رحمت الهي وجود ندارد، خدايي كه عفوش، بيشتر از عذابش و رضاي او فراوان تر از خشم اوست خدايي كه رحمتش پيشاپيش غضبش قرار دارد و عطايش بيشتر از منع اوست و آفريدگان همه در گسترۀ وُسع اويند خدايي كه كوچكترين عمل خيري را كه برايش انجام شود، سپاس مي گزارد و پاداش مي دهد. و به هر كس كه به سوي او گامي فراپيش نهد، بسيار نزديك مي شود و كساني را كه از درگاه او مي گريزند، به سوي خود مي خواند، كار نيك را به ثمر مي نشاند و رشد مي دهد و كار بدِ بندگان را ناديده ميگيرد و از آن در مي گذرد.
آري، چنين تكيه گاهي را سزاوار است كه انسان بدان تكيه كند و به آن اميد بندد.
2-5. اتكاء بر توفيق الهي؛
دست نصرت الهي، همواره به ياري انسان
مي شتابد، تا او را در برابر دشمنان بزرگ- همچون ابليس و سپاهيان و يارانش از بيرون، و تمايلات كِشنده و كُشندۀ نفس از درون- حمايت كند. بدين سان، نعمت توفيق الهي به انسان مختار مي رسد. اينك انسان است كه مي تواند به اختيار خود، از توفيق خداوندي بهره گيرد و به سوي كمال برود يا آن را ناديده گيرد و به سوي تمايلات نفس امّاره پيش تازد. خداوند متعال، همواره به انسان، توفيق مي دهد و برخوردهاي زشت او را ناديده مي گيرد. امّا در مواردي نيز اين گونه ياري خاصّ را از او دريغ مي دارد تا انسان با همان سر مايۀ اوليۀ خود، يعني تذكّرات عقل دروني و هشدارهاي پيامبران و حجّت هاي معصوم خداوند، با دشمنانِ ياد شده بجنگد، اگر توانِ چنين جنگي را داشته باشد. در اين حالت گرفتار خذلان
مي شود، يعني خداوند، او را به همان تذكّرات اوّليه ارجاع مي دهد، تذكّراتي كه از هيچ كس دريغ نداشته است.
2-6. توكّل بر خدا؛
نداي هميشگي قرآن، اين است كه علي الله فليتوكّل المؤمنون علي الله فليتوكّل المتوكلون افرادي كه ايمان آورده اند و
مي خواهند به جايي سر بسپارند و دل ببندند، تنها بايد بر خداي قادر حكيم، دل بندند و سر بسپارند. چرا چنين است؟ ديديم كه هيچ كس، امكان و نعمتي از خود ندارد. هر چه در دست كسي ببينيم، امانتي است كه خداي وليّ النعم به او داده و هر زمان بخواهد، از او باز پس
مي گيرد. به اين جهت، همۀ مردم، فقير به درگاه آن غنيّ بالذاتند، كه حتي در وجود خود نيز امانت دار خداي بزرگ هستند: يا ايها الناس انتم الفقراء الي الله، و الله هو الغني الحميد. إن يشأ يُذهبكم و يأت بخلق جديد و ما ذلك علي الله بعزيز.
اين ديدگاه در مورد آفريدگان، ديدۀانسان را به سوي آفريدگار ميكشاند، تا از مخلوق ناتوان چشم اميد بندند و تنها به سرچشمه تواناي او چشم بدوزند. سراسر دعاي 28 صحيفه، همين مضامين را دارد. عبارت اين دعاي ارزشمند تركيب خاص خود را دارد، تركيبي زيبا از عاطفه و استدلال، به گونه اي كه همچون تار و پود يك نظام دقيق و كار آمد، معناي عبوديت را مي رساند. بدين جهت، امام سجاد(ع) از خداي خود، صداقت در توكل، يقين افراد متوكل بر خدا و توكل مؤمنان راستين بر خدا را از او مي خواهد.
3- راه هاي تعالي معنوي؛
صحيفه سجاديه، در كلمه كلمه خود، راهكارهايي براي تعالي معنوي انسان عرضه مي دارد. از اين رو، در پي يافتن اين راه ها، بايد به بازخواني اين نامه نامدار آسماني پرداخت و از هر كلامي شيوه نامه اي استخراج كرد. بديهي است كه اين بازخواني، يك زبان خواهد به پهناي فلك، كه با اختصار اين نوشتار، سازگار نيست. ولي به اقتضاي كوتاهي مجال و مقال، تنها به چند راه اشاره مي شود.
3-1. قرآن؛
بر اساس حديث متواثر ثقلين، امام سجاد(ع)، خود، تالي قرآن است و كلام او همواره همراه آن تا روز قيامت است. براساس احاديث ديگر، حضرتش در شمار سلسله اي است كه به تبيين حقايق قرآن مي پردازند. از اين رو، بهترين توصيف را از قرآن ارائه مي كند.

3-2. خدايي كه روزها و شب ها را آفريد؛
برخي از آنها را بر بعضي ديگر برتري داد. اين برتري، مي رساند كه لحظاتي كه پيش روي خودداريم – بر خلاف نظر ظاهر بينان و كوته نگران – مانند هم نيستند. براي كساني كه نه تنها به پاره هاي زمان نظاره مي كنند، بلكه در وراي آن، خالق آنها را مي بينند، اين مطلب، حقيقتي است روشن و انكار نا پذير.
امام سجاد(ع) در بيان فضيلت ماه رمضان، از همين راه وارد مي شود. ابتدا از راه هايي سخن مي گويد كه خداوند – به لطف و تفضل و منت بي پايان خود بر بشر – براي آنها قرار داده تا بندگان را به رضوان خود برساند. آنگاه بيان مي دارد كه يكي از اين راه ها، ماه رمضان است. ويژگي هاي ماه رمضان به بيان حضرتش، بسيار شايان توجه است: ماه خدا، ماه اسلام، ماه پاكيزگي، ماه آزمون، ماه نزول قرآن. برگزيده خدا در ميان ماه ها؛ ماه مضاعف شدن ايمان؛ ماه ترغيب به شب زنده داري و وجوب روزه؛ عيد اولياي خدا؛ بهترين وقتي كه همراه انسان است؛ ياور انسان در برابر كيد و مكر شيطان؛ همراهي كه راه هاي نيكوكاري را آسان مي سازد؛ ماه نزول بركت ها و شوينده گناهان.
انصاف دهيم! اگر چنين پرتوافكني از سوي حجت خدا بر اين لحظات آسماني نباشد، چگونه برتري آن بر ديگر زمان ها را باز شناسيم؟ و اگر اين گونه تعبيرها را به خوبي قدر بدانيم، آيا ابزاري بهتر از آن براي راه يابي انسان به اوج كمال، ميتوان تصور كرد؟
3-3. تولي و تبري؛
تولي و تبري، دو ركن ركين هدايت و دو بنيان استوار نجات انسان است. وقتي پذيرفتيم كه راهي براي نجات، جز اين كه بر در خانه خدا برويم وجود ندارد، آنگاه روشن مي شود كه دشمن او را بايد طرد كرد، به گونه اي كه قلب و زبان و دست ما، گواه اين طرد باشد. بنگريد كه قرآن، چگونه اين پيام آفريدگار را به آفريدگان مي رساند:
پيام مهم خداوند به انسان، اين است كه شيطان را دشمن خود بداريد و با او دشمني كنيد. او پيروان خود را فرا مي خواند تا به آتش دوزخ بكشاند. يعني از ورود در حلقه پيروان او اجتناب كنيد.
امام سجاد(ع) در مواضع مختلف صحيفه، اين اصل اصيل را باز مي نمايد. از جمله در دعاي مكارم اخلاق، از خدا مي خواهد افرادي را كه اهل بدعتند وسخنان خود بافته به كار ميگيرند، طرد كند.
در آخرين سطور دعاي روز عرفه، از خدا مي خواهد كه او را پشتوانه و ياور ستمگران در محو كتاب خدا نگرداند.
در دعاي عيد اضحي، ابتدا به تفصيل، جنايات دشمنان و غاضبان حقوق حقه برگزيدگان به حق خداوند را بر مي شمارد، به گونه اي كه جانشينان و بر گزيدگان خدا در زمين، در اثر آن ستم ها، مورد غلبه و قهر و غضب حق خود قرار گرفتند، احكام الهي را در حال تغيير و تبديل مي بينند، پشت كردن به قرآن را – در عمل – نظاره مي كنند، تحريف فرائض و زايل شدن سنت هاي پيامبر را شاهدند، ولي نمي توانند سخن بگويند.
اينجا است كه امام سجاد(ع) زبان به لعن دشمنان خاندان نور مي گشايد. نه تنها خود آنها، كه پيروان آنها و كساني را كه به كارشان رضايت دهند نيز، مشمول لعن خود مي گرداند. و آنگاه تعجيل در فرج و گشايش الهي را براي اولياي به حق خدا مي طلبد.
و سر انجام، پيام تربيتي امام سجاد(ع) اين است كه بايد فرزندان را چنان بار آورد كه نسبت به اولياي خدا، دوستدار و خير خواه باشند، همان سان كه نسبت به دشمنان او، عناد و بغض داشته باشند.
3-4. شفاعت؛
شفاعت، از آموزه هاي مهم قرآن و عترت است، كه راهي فراخ براي اميد به نوميدان
مي نماياند. از اين رو، در روايات اهل بيت(ع)، اميد بخش ترين آيه قران را آيه «ولسوف يعطيك ربك فترضي» دانسته اند كه ناظر به مقام شفاعت است.
امام سجاد(ع)، سه جزء را در يك جمله بيان مي دارد:
فاني لم آتك، ثقه مني بعمل صالح قدمته و
لا شفاعه مخلوق رجوته الا شفاعه محمد و اهل بيته صلواتك عليه و عليهم و سلامك.
اموري كه از اين جمله نوراني عايد مي شود عبارت است از:
1-  هيچگاه به عمل صالح و كار نيك خود نبايد دل بست، چرا كه اصل بر قبول آن از جانب خداوند متعال است، كه عموم انسانها از آن بي خبرند.
2-  اصل شفاعت، صحيح است.
3-به شفاعت هيچ كس نمي توان اميدوار بود، مگر كساني كه خداوند، آنها را به عنوان شفيع درگاه خود معين كرده است.
4-اين گراميان عوش الهي، پيامبر و خاندان پاك نهاد او(ع) هستند.
5-  در اينجا نيز – مانند ديگر راه هاي خير – باب خوف و رجاء باز است، چرا كه شفاعت پيامبر و اهل بيت(ع) در حق افراد، زماني نفع مي بخشد كه مورد رضايت خداوند متعال واقع گردد.
همچنين در دعاي 42، از خداوند متعال
مي خواهد كه شفاعت پيامبر را در حق امت قبول فرمايد؛ در دعاي 31 سخن از شفاعت صلواتي است كه بر پيامبر و اهل بيت(ع) بفرستيم؛ و در دعاي 2 سخن از وعده الهي است كه براي شفاعت امت به پيامبرش داده است. همان گونه كه از شفاعت فضل و كرم الهي نيز سخن رفته است.
3-5. توسل؛
توسل، لازمه تقوا است. خداي تعالي مي فرمايد: يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و ابتغوا اليه الوسيله.
از اين رو امام سجاد(ع) در جمله اي به تبيين آيه شريفه مي پردازد: «صل علي اطائب اهل بيته الذين …. جعلتهم الوسيله اليك»
ما، راهي براي تعيين وسيله به درگاه خدا نداريم. همان گونه كه راهي به احاطه بر خدا نداريم. پس بايد به كساني روي آوريم كه خداوند، به عنوان وسيله به سوي خود شناسانده و قرار داده است. و اين افراد به تصريح امام سجاد(ع)، همان اهل بيت پيامبر(ص) هستند.
امام سجاد(ع) در اواخر دعاي 49، به وسيله مقام عظيم پيامبر خدا(ص) و امام اميرالمؤمنين(ع) به درگاه الهي تقرب مي جويد:
اللهم فاني اتقرب اليك بالمحمديه الرفيعه و العلويه البيضاء و أتوجه اليك بها ان تعيذني
من شر كذا و كذا.
جايي كه امام معصوم و حجت خدا(ع)، خود، به صاحب مقام نبوت و ولايت توسل و تقرب
مي جويد، بر پيروان امام سجاد(ع) است كه اين باب نجات را از دست ندهند.
بديهي است كه اين حقيقت، منافاتي با حقايق ديگر ندارد، از اين قبيل كه امام سجاد(ع)، عقيده به توحيد يا قرآن را وسيله خود به درگاه خدا بداند، چرا كه اين ها، همه يك نورند و بيانگر يك حقيقت واحد، به زبان هاي مختلف.
3-6. شهود اعمال؛
كسي كه بداند جزئيات كارهاي او در معرض شهادت شاهدان گوناگون است، در رفتارهاي خود دقت مي كند.
از دعاهاي امام سجاد(ع) در اين باره
مي آموزيم كه: هر روز نو پديد، بر ما شاهدي سخت گير است كه بر اعمال ما گواهي
مي دهد. اگر به نيكي عمل كنيم، با حمد و سپاس ما را وداع مي گويد. و اگر بد كنيم، با نكوهش، از ما جدا مي شود.
ملائك موكل بر ثبت اعمال، بار گزارش كارهاي ما را به دوش مي كشند. در آغاز هر روز جديد، بايد از خدا بخواهيم كه بار سنگيني را كه بر دوش آنها مي نهيم، آسان گرداند؛ بدين طريق كه كارنامه خود را از حسنات پر كنيم و در محضر آنها به سوء عمل، روا نشويم. آنها به نامه اي درخشان، شاد
مي شوند. پيوسته در جهت شادي آنها بكوشيم.
آسمان و زمين و ساكنان آنها، صداي توبه بنده گنهكار را مي شنوند و بر آن شهادت مي دهند. برخي از آنها در هنگام توبه بنده، براي او دعا مي كنند. اين دعا، يكي از عواملي است كه اميد مي رود سبب نجات انسان گردد.
برتر و بالاتر از همه شاهدان اعمال، خدايي است كه آشكار و نهان آدميان را مي بيند و بر پيدا و ناپيداي آنها گواه است. با اين همه، به لطف و كرم خود، اين همه عيب را مي بيند و مي پوشد، كه اگر چنين تفضلي بر مردم
نمي كرد، هيچ فردي، فرد ديگر را به انسانيت نمي پذيرفت. و اين لطفي است از خداي منان بر بنده اي كه سزاوار رسوا شدن است.
امام سجاد(ع) از خداوند متعال مي خواهد كه اولاً اين لطف خود را ادامه دهد و در هر حال، از روي تفضل، گناهان بنده اش را بپوشاند. ثانياً در مواقف دشوار قيامت و در حضور تمامي آفريدگان نيز گناهان بنده را آشكار سازد.
3-7. صلوات؛
صلوات بر محمد و آل محمد(ع)، بيش از تمام دعاها در صحيفه سجاديه تكرار مي شود، به گونه اي كه اكثر موارد، در صدر و ذيل و متن دعا، بارها اين دعاي مستجاب و والاقدر، بيان مي شود و ديگر حاجات و نيازهاي انسان، در جوار آن، در خواست مي گردد.
امام سجاد(ع)، از خداوند متعال مي خواهد كه اين صلوات را بي پايان و مستمر قرار دهد. البته سود اين درود و صلوات به خود ما
مي رسد، از جمله اين كه وسيله استجابت دعاهاي ما است. از خدا مي خواهيم كه بيش از هر بنده و آفريده اي بر محمد و آل محمد، درود فرستد. و اين، اداي بخشي از حقوقي است كه بر ما دارند، از جمله نعمت هدايت و نعمت نجات بخشي ما. بدين رو، امام سجاد(ع)، پس از دعاي عيد قربان، فرموده است كه نيازهاي خود را به درگاه خداي متعال عرضه كنيد و پس از آن هزار بار بر محمد و آل محمد درود فرستيد، چنان كه حضرتش خود چنان عمل مي كرد.
گستره بحث صلوات و درود، در بخش دوم دعاي عرفه بيش از همه مطرح است. سخن از كامل ترين بركت ها، سودمند ترين رحمت ها، درودي فزاينده كه فزاينده تر از آن نباشد، درودي كه از رضوان الهي درگذرد و پيوستگي آن به بقاي الهي پيوند خورد، درودي كه مانند كلمات الهي پايان نپذيرد، درودي كه چندين برابر شود و همراه با گردش روزگار، مضاعف گردد، درودي هم وزن عرش و مادون آن، به اندازهآسمان ها و مافوق آنها، به شماره زمين ها و آنچه زير آنها و آنچه ميان آنهاست، درودي كه خدا را پسند آيد و … در ميان است.
علاوه بر آن، درود بر امامي از شمار امامان (ع) مطرح مي شود كه خداوند، دين خود را به وسيله او تأييد مي بخشد، پناهگاه مؤمنان، رشته نجات متمسكان، و نور عالمين است. امام سجاد(ع) از خدا مي خواهد كه او را به فتح آسان برساند، در كنف حفظ خود حمايت كند، با ملائكه خود ياري رساند، كتاب و حدود و شرايع و سنت هاي رسول خود را به دست او بر پا دارد، معالم دين الهي را كه ستمگران از ميان برده اند، حيات دوباره بخشد، زنگار ستم را بزدايد و كساني را كه از راه راست الهي به بيراهه مي روند، ارشاد فرمايد.
امام سجاد(ع)، نه تنها بر پيامبر و اهل بيت(ع) درود مي فرستد، بلكه درود الهي را براي كساني مي خواهد كه مقام اهل بيت را به خوبي شناخته و پذيرفته اند، راه آنها را پي
مي گيرند، از ولايتشان جدا نمي شوند، در برابر امر شان تسليم هستند، در راه طاعتشان
مي كوشند، چشم به راه دولت حقه ايشانند و به سوي آن روزگار، ديده دوخته اند.
به نظر مي رسد كه اين عبارت، در وصف حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه باشد، چنان كه ويژگي هاي ياد شده بر آن دلالت دارد. به هر حال، پيوند قلبي و زباني و عملي با خاندان نور – كه صلوات، نشانه بارز آن است – مهم ترين راه براي بهسازي درون و برون فرد و جامعه اي است كه در مسير تعالي معنوي پيش مي رود.

منصور پهلوان