تو به چه حقّی از بیت المال برای خود شیرینی استفاده کردی؟

شهید علی صیاد شیرازی یک بار که در کرمانشاه بودیم و علی هنوز ازدواج نکرده بود، یک شخص ارتشی آمد درب منزل و چند پاکت به ما داد. علی قبلاً سفارش کرده بود که از این قبیل چیزها به هیچ وجه نگیریم. من به آن فرد ارتشی گفتم: «اینها چیه؟» گفت: «مال جناب سروانه!» من هم پاکت ها را گذاشتم در آشپزخانه، اما درشان را باز نکردم تا اینکه علی از راه رسید. ماجرا را برای او تعریف کردم، خیلی ناراحت شد که اصلاً چرا این پاکت ها را، که ظاهراً چای بودند، قبول کرده ام. بعد از چند روز دوباره سر و کله ی همان مرد پیدا شد، این بار هیچ پاکتی را از او نگرفتم. بعدها در پادگان ارتش، همان شخص برای خود شیرینی، یک طوری به علی فهمانده بود که آن پاکت ها کار او بوده است. بنده ی خدا فکر می کرد که با تشوق علی روبه رو می شود، امّا با اخم و عتاب او مواجه شده بود. علی خطاب به او گفته بود: «تو به چه حقّی از بیت المال برای خود شیرینی استفاده کردی؟» سپس پول پاکت های چای را به او برگردانده و آن مرد را نیز یک هفته بازداشت کرده بود، تا دیگر هوس این قبیل خود شیرینی ها به سرش نزند. منبع : دلم برایت تنگ شده، ص۳۲-۳۰٫