حال آنکه هیچ وقت بچه هاى ما دشمن را موقع آب خوردن نمى زدند.

در منطقه گزیل- ‘پاوه، اورامانات’ در ‘گروهان فجر، گردان احزاب’ از ‘تیپ ۳۱۳ نبى اکرم (ص)’ عملیات [؟] کردیم. از همان شروع عملیات و حرکت به طرف ‘ارتفاع گزیل’ تا بالاى قله و فتح آن، اکثر بچه هاى گردان آب نداشتند، جز تعداد معدودى از جمله فرمانده گروهان، برادر ‘نوذر امیرى’ که عصر فرداى آن روز با قمقمه آبش به داد دوستان رسید. خودش یک ریگ در دهان گذاشته بود تا تشنگى بر او غلبه نکند. از برادران مى خواست که آنها هم این کار را انجام دهند. من وقتى به رودخانه ‘آب سیروان’ که از کنار ارتفاع مى گذشت فکر مى کردم، دیوانه مى شدم. اما با یاد لب تشنگان کربلا خود را دلدارى مى دادم. تعدادى از بچه ها را تشنگى از پا درآورد. شهید ‘حسین قلاوند’ دوست پاسدار وظیفه ما بود که وقتى خواست لبش را با نم آب قمقمه یکى از برادران مرطوب کند، با تیر مستقیم مزدوران به شهادت رسید. حال آنکه هیچ وقت بچه هاى ما دشمن را موقع آب خوردن نمى زدند.