سوگند به خدایى که مرا به پیامبرى برانگیخته، مردم زمان غیبتش از او بهره‏مند گشته و به نور ولایت و رهبرى‏اش راهنمایى مى‏ شوند

وجود یک رهبر در صورتى مفید است که با پیروانش تماس مداوم داشته باشد. برخی این سۆال را مطرح کرده‌اند که از آن جا که زندگى آن حضرت در دوران غیبت یک زندگى خصوصى است، نه یک زندگى اجتماعى به عنوان امام و پیشوا؛ امّت اسلامى در زمان غیبت از وجود ایشان چه بهره‏اى مى‏برند؟ این سۆال در عصر حاضر و تنهابراى ما مطرح نشده، بلکه از روایات بر مى‏آید که قبل از تولّدِ حضرت مهدى (عج الله تعالی فرجه الشّریف) هنگامى که پیامبر (صلّی الله علیه و آله) و امامان (علیهم السلام) در مورد غیبت ایشان سخن مى‏گفتند، با این سۆال رو به رو بودند؛ به عنوان نمونه: جابر بن عبدالله انصارى از پیامبر (صلّی الله علیه و آله) سۆال کرد: آیا شیعیان از وجود امام در غیبتش بهره‏مند مى‏شوند؟ آن حضرت فرمود: آرى سوگند به خدایى که مرا به پیامبرى برانگیخته، مردم زمان غیبتش از او بهره‏مند گشته و به نور ولایت و رهبرى‏اش راهنمایى مى‏شوند، همان‏گونه که از خورشید هنگام قرار گرفتن پشت ابرها بهره‏مند مى‏گردند.(۱) خورشید دو نوع نورافشانى مى‏کند: مستقیم و غیر مستقیم. در نورافشانى مستقیم و آشکار، اشعه آفتاب بخوبى دیده مى‏شود، اما در تابش غیر مستقیم، ابرها همانند یک شیشه مات، نور خورشید را گرفته و پخش مى‏کنند. نور آفتاب مهمترین نقش را در حیات موجودات زنده ایفا مى‏کند؛ رشد و نمو موجودات، تغذیه و تولید مثل آنها، حس و حرکت و جنبش، زنده شدن زمینهاى مرده و … همه و همه بطور مستقیم یا غیر مستقیم به نور آفتاب بستگى دارد و بدون آن همه به خاموشى خواهند گرایید و این برکات و آثار حیات‏بخش، مخصوص زمانى نیست که نور بطور مستقیم مى‏تابد، بلکه بسیارى از این آثار در نورِ ماتِ خورشید نیز وجود دارد و تنها قسمتى از آن آثار که نیاز به تابش مستقیم دارد، موجود نیست. خورشید وجود امام مهدى (عج الله تعالی فرجه الشّریف) در زمان غیبت، داراى آثار گوناگونى است که على‏رغم تعطیل بودن رهبرى ظاهرى‏اش، فلسفه وجودى او را آشکار مى‏سازد. بعضى از آن آثار عبارتند از: الف- وساطت فیض‏ اراده خداوند بر این تعلّق گرفته که آن‌چه از ذات مقدّسش به موجودات افاضه مى‏شود، از طریق اسباب و مجارى مشخص و با واسطه به موجودات برسد. آن واسطه وجود «ولى‏الله» (پیامبر یا وصى معصوم او) است. شیعه طبق عقیده‏اى که به وجود امام زنده و غایب دارد، خود را تنها نمى‏داند و همواره انتظار ظهور آن سفر کرده را مى‏کشد. اثر روانى این طرز فکر در زنده نگه داشتن امید در دلها و وادار ساختن افراد به خودسازى و آمادگى براى انقلاب جهانى او، بخوبى قابل درک است، بویژه اینکه، امام (علیه السلام) در دوران غیبت بطور مداوم مراقب حال شیعیان و پیروان خویش است و طبق الهام الهى از اعمال آنها آگاه مى‏گردد امام هادى (علیه السلام) به پیروانش تعلیم مى‏دهد که بگویند: «وَ بِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَ بِکُمْ یُمْسِکُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ الَّا بِإِذْنِهِ» (۲) و به واسطه شماست که خداوند باران را نازل مى‏کند و از فرود آمدن آسمان به زمین جلوگیرى مى‏نماید مگر اینکه خود بخواهد. ابى حمزه مى‏گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: آیا زمین بدون امام ماندگار است؟ فرمود: اگر زمین بدون امام باشد، اهلش را فرو مى‏برد.(۳) جریان شب قدر و نزول فرشتگان بر امام و تقدیر امور، نشان مى‏دهد که فیوضات الهى و سرنوشت ها بطور اجمال بر امام (علیه السلام) عرضه مى‏شود و از طریق اراده آن حضرت بطور تفصیل تحقق مى‏یابد. امام باقر (علیه السلام) در این باره مى‏فرماید: اراده حتمى خدا بر این تعلق گرفته که در هر سال شبى باشد که فرشتگان براى تنظیم و تفسیر امور فرود آیند … و خداوند بزرگتر از این است که روح و فرشتگان را بر کافر و فاسقى (رهبران و خلفاى جور) نازل کند، (پس آنان بر قلب امام معصومى فرود مى‏آیند.) (۴) بنابر مضمون این سوره، شب قدر، هر سال وجود دارد، پس صاحب شب قدر نیز باید همیشه وجود داشته باشد، چرا که تداوم تقدیر در امرآفرینش، سنت تغییر ناپذیر الهى است و آن مستلزم تداوم مُجرى‏ تقدیر یعنى وجود مقدس حضرت مهدى (عج الله تعالی فرجه الشریف) است. شب قدر از دیگر فیوضات امام عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)، نفوذ روحانى او در دل‌هاى مستعد است که موجب مى‏شود آنان کشش و جذبه خاصّى نسبت به ولایت «ولى‏الله» پیدا کنند و تحت تأثیر هدایت باطنى آن حضرت قرار گرفته، در صراط مستقیم الهى ثابت قدم بمانند. ب- امید بخشى‏ در میدان‌هاى نبرد همت سربازان بویژه فرماندهان، این است که پرچم در برابر حملات دشمن همچنان در اهتزاز باشد؛ چرا که برقرار بودن پرچم، مایه دلگرمى سربازان و تلاش و کوشش مستمر آن‌هاست. همچنین وجود فرمانده لشکر در مقر فرماندهى- هر چند در ظاهر خاموش و ساکت باشد- خونِ گرم و پر حرارتى را در عروق سربازان به حرکت در مى‏آورد و آن‌ها را به تلاش بیشتر وامى‏دارد، امّا هرگاه خبر قتل فرمانده در میان سپاه پخش شود، ممکن است یک لشکر بزرگ در اندک زمانى متلاشى گردد. شیعه طبق عقیده‏اى که به وجود امام زنده و غایب دارد، خود را تنها نمى‏داند و همواره انتظار ظهور آن سفر کرده را مى‏کشد. اثر روانى این طرز فکر در زنده نگه داشتن امید در دلها و وادار ساختن افراد به خودسازى و آمادگى براى انقلاب جهانى او، بخوبى قابل درک است، بویژه اینکه، امام (علیه السلام) در دوران غیبت بطور مداوم مراقب حال شیعیان و پیروان خویش است و طبق الهام الهى از اعمال آنها آگاه مى‏گردد.(۵) این فکر سبب مى‏شود که همه معتقدان به آن حضرت در یک مراقبت دائمى فرو روند و هنگام ورود در هر کارى توجه به آن نظارت عالى داشته باشند. اثر تربیتى این طرز فکر نیز قابل انکار نیست. بنابر مضمون این سوره، شب قدر، هر سال وجود دارد، پس صاحب شب قدر نیز باید همیشه وجود داشته باشد، چرا که تداوم تقدیر در امر آفرینش، سنت تغییر ناپذیر الهى است و آن مستلزم تداوم مُجرى‏ تقدیر یعنى وجود مقدس حضرت مهدى (عج الله تعالی فرجه الشریف) است توسل به بندگان خاص خداوند یکى از وسائل تقرب به درگاه خداست. در این میان توسل به حضرت مهدى (عج الله تعالی فرجه الشریف) به عنوان مقرّبترین بنده خدا در روى زمین، مى‏تواند مشکلات متوسلین را برطرف کند. اگر ما در حجاب گناه خود زندانى و از الطاف ویژه آن حضرت محروم هستیم، دلیل بر نبودن آن نیست. ما مى‏توانیم به عنوان یک منتظر واقعى امام زمان (عج) با توسل به ساحت مقدسش، از عنایات ایشان بهره‏مند گردیم و از انوار تابناک خورشید وجودش، راه خود را در تاریکی ها بیابیم. نباید انتظار داشت که آفتاب براى نورافشانى مستقیم از پشت ابرها پایین بیاید، بلکه ما باید همچون مسافران هواپیما بر فراز ابرها قرار گیریم و از شعاع حیات بخش آفتاب، بهره مستقیم گیریم. (۶) آقا جان، منِ حقیر رو با همه بدی هایم بپذیرید. مولای من، وقتی یک دفعه به یاد شما می افتم احساس می‌کنم، شما به یاد من افتادید. آقا جان نمی‌دونم چی بگم؛ ولی این‌ را میدانم که دوستتون دارم؛ میدانم که یه روزی به برکت وجود شما، من هم پاک می شوم. آن وقت دیگه تنها آرزویم این است که در کنار شما و یاور شما باشم و اگه خدا قبول کند؛ شهید در راه شما باشم. مولا جان، در نمازهایتان ما را هم دعا کنید. پی نوشت ها: ۱٫ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۹۲٫ ۲٫ مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمى، زیارت جامعه کبیره. ۳٫ اصول کافى، ج ۱، ص ۱۷۹٫ ۴٫ همان، ص ۲۵۳٫ ۵٫ همان، ص ۲۱۹٫ ۶٫خورشید مغرب، محمدرضا حکیمى، ص ۲۲۱- ۲۳۶٫