در فرهنگ اسلامى، خانواده مهم ترین نهاد اجتماعى است که در آن ارزش هاى اخلاقى، باورهاى دینى و هنجارهاى اجتماعى از نسلى به نسل دیگر انتقال مى یابد

در فرهنگ اسلامى، خانواده مهم ترین نهاد اجتماعى است که در آن ارزش هاى اخلاقى، باورهاى دینى و هنجارهاى اجتماعى از نسلى به نسل دیگر انتقال مى یابد. از این رو، اسلام براى حفظ قداست و ارزشمندى خانواده برنامه ریزى هاى بسیار دارد و همه تلاش خود را مصروف مى دارد تا خانواده برخوردار از استحکام و دوام لازم باشد. از مهم ترین برنامه هایى که اسلام براى حفظ قداست و استحکام خانواده در نظر گرفته عبارتند از: پاکسازى محیط خانواده و جامعه از آلودگى ها، تشویق نسل جوان به ازدواج، حفظ و رعایت اخلاق، روابط سالم و سازنده بین همسران و تربیت نسل پاک و صالح. این مقاله با تبیین مفهوم نوین خانواده در جامعه مدرن، درصدد است تأثیر فرهنگ غربى بر داشتن فرزند را باز شناسانده و با استفاده از آیات و روایات، جایگاه و نقش مثبت فرزند در استحکام و بهداشت روانى خانواده را بررسى کند. نگرش منفى غرب درباره فرزند ۱٫ افول ارزش انسان از میان تغییرات صورت گرفته در دهه هاى اخیر جامعه غرب، احتمالاً تغییرات به عمل آمده در نهاد خانواده، استثنایى ترین آن ها بوده است. بر اثر تغییرات مهم در اوضاع اقتصادى، اجتماعى و پیدایش مفاهیم نوین راجع به آزادى خصوصى و تجدید نظر در خصوص عقاید مذهبى دیرین پیرامون توالد و تناسل، حجم خانواده به سرعت رو به نقصان گذاشته است. در جامعه غربى از تعداد کودکان مدام کاسته مى شود. سیاست هاى کنترل جمعیت در کشورهاى جهان سوم و از جمله کشورهاى اسلامى نیز در دهه هاى اخیر مورد توجه جدّى قرار گرفته و به عنوان یک هنجار از سوى نهادهاى دولتى تبلیغ شده است. در حال حاضر ۸۵% از کشورهاى در حال توسعه سیاست هاى تنظیم خانواده را رسماً پذیرفته، یا عملاً رویه هایى همگام با این سیاست ها اتخاذ کرده اند. در دهه هاى اخیر گرایش به تنها زیستى (زندگى بدون فرزند) نیز در خانواده ها رواج یافته است. پژوهش ها نشان مى دهد تعداد زوج هایى که بدون فرزند روزگار مى گذرانند، در دهه هاى اخیر روندى فزاینده داشته است. خاستگاه این گرایش نیز فرهنگ غربى است. ۱ امروزه در غرب فرزند پدیده منفى و مزاحم به حساب مى آید و شگفت این که مردم به حیوانات بیشتر دل خوش کرده اند تا به فرزند. افراد دلایل مختلفى شاید براى این کارشان داشته باشند که ما در این جا درصدد بررسى و تحلیل آن نیستیم. آن چه براى ما مهم است و مى خواهیم در این مقاله به آن اشاره کنیم آثار و پیامدهاى منفى تنها زیستی؛ یعنى زندگى بدون فرزند است که همسران به طور ارادى از داشتن فرزند در سال هاى اول زندگى جلوگیرى مى کنند. ۲ از نظر روان شناختى این پدیده بسیار خطرناک است و یکى از مشکلات جوامع غربى نیز همین موضوع مى باشد. پژوهش ها نشان مى دهد جلوگیرى از داشتن فرزند باعث اختلال در کارکرد این خانواده ها شده و بسیارى از زن و شوهرهایى که بدون فرزند زندگى مى کنند، از زندگى لذت نمى برند. ۲٫ رفاه و پیشرفت زندگى مدرن شکل غربى خانواده، همگام با پیشرفت تمدن مادى مدرن، گسترش عالمگیر یافته است. غرب گرایى موجب شده است که از نقش مثبت فرزندان کاسته شود و علاقه به داشتن فرزند که در فرهنگ سنتى و دینى موجب افزایش هم بستگى بود، از بین برود. تأثیر پذیرى از فرهنگ غربى در ایران باعث شده که میانگین فرزندان هر خانوار ۶ نفر در سال هاى دهه ۱۹۴۰ به سه نفر در سال ۱۳۷۵ کاهش یابد. در بعد ارزشى نیز تغییرات عمده اى در نگرش ایرانیان نسبت به این مسئله روى داده است. برخى نظرسنجى ها نشان داده اند که سه درصد از خانواده هاى ایرانى گرایش به بى فرزندى دارند. ۳ تغییرى که در نگرش به فرزند ایجاد شده، در واقع ناشى از این بینش خاص غربى است که اقتصاد و خوش گذرانى و زندگى مرفه را هدف نهایى مى دانند. پژوهش ها نشان مى دهد که زنان و شوهران جوان عمدتاً به دلیل مشکلات اقتصادى و روحیه رفاه طلبى و خوش گذرانى، از داشتن فرزند امتناع مى ورزند. ۴ ۳٫ بزهکارى اجتماعى برخى نیز به خاطر مشکلات تربیتى از داشتن فرزند امتناع مى ورزند. بیمارى ها، اختلالات روانى و بزهکارى هاى اجتماعى از دیگر عوامل رویگردانى والدین از داشتن فرزند است. وقتى دست اندرکاران بهداشت روانى آمارهاى وحشتناک و روز افزون کودکان و نوجوانانى را که داراى مشکلات عجزآور روحى هستند، یا آن هایى را که قربانى اعتیاد مى شوند یا دست به خودکشى مى زنند، مى بینند اظهار مى کنند که همه این ها تقصیر پدر و مادرهاست. رهبران سیاسى و مأموران قانون هم پدر و مادرها را براى پرورش نسلى ناسپاس، عصیان گر، متعرض، هیپى و خرابکار سرزنش مى کنند. بنابراین، داشتن یک نوزاد و به عهده گرفتن مسئولیت کامل جسمى و روانى او و بزرگ کردنش به صورت انسانى کارآمد، هماهنگ با اجتماع و مسئول؛ بارى بسیار بزرگ را به دوش والدین مى گزارد. چیزى که اکثر والدین آمادگى آن را ندارند و در نتیجه از اصل داشتن فرزند صرف نظر مى کنند. ۵ جایگاه فرزند در فرهنگ اسلامى اگر چه خوددارى از داشتن فرزند گرایشى است که با تأثیر پذیرى از فرهنگ غرب به وجود آمده، متأسفانه در جوامع اسلامى نیز طرفدارانى یافته است، اما با نگاهى به آموزه هاى دینى به طور قطع فرزندان مى توانند تأثیرات مثبت و سازنده در زندگى والدین داشته باشند. از نظر اسلام، فرزندان از ارکان مهم خانواده محسوب مى شوند. در کلمات و سیره ائمه (علیهم السلام) نگرش مثبت نسبت به فرزند وجود دارد. در روایات از فرزند با تعابیرى چون: میوه دل، نور دیده، مایه خوشبختى، کسى که انسان را یارى مى کند، و نیز مایه ثواب و پاداش اخروى، و رحمت و غفران الهى یاد شده است. ۶ از این رو در روایات به فرزندآورى توصیه جدى شده است. ۷ در برخى تعابیر آمده است که فرزند داشتن مایه خوشبختى خانواده است و از سعادت افراد این است که فرزند یا فرزندانى داشته باشند که در اخلاق و رفتار و شکل ظاهرى شبیه آن ها باشند. ۸ از مجموع آیات و روایات استفاده مى شود که فرزندان مواهب و نعمت هاى الهى براى والدینند. پدر و مادرها اگر به وظایف خود۹ در قبال آن ها به درستى عمل کنند مى توانند از این نعمت هاى الهى هم چون سایر نعمت ها بهره مند شوند. جنبه هاى مثبت فرزند از نظر روان شناسان ۱٫ سازگارى اجتماعى – عاطفى اغلب روان شناسان وجود فرزند در خانواده را به عنوان عامل اصلى در سازگارى اجتماعى – عاطفى در نظر مى گیرند. ۱۰ این دیدگاه بسیار گسترده است و تاریخچه طولانى دارد. دانشمندانى بودند که بر اهمیت فرزند در خانواده تأکید داشتند. سال ها بعد روان شناسان در خانواده درمانى ساخت نگر و سیستمی۱۱ به روابط خانوادگى و الگوهاى تعاملى بین اعضاى خانواده پرداخته و مفهوم «فرزند»۱۱ را در نظرات خود پیرامون خانواده وارد کردند. اخیراً روان شناسان بالینى و متخصصان بهداشت روانى به این نتیجه رسیده اند که وجود فرزند با عملکرد مناسب خانواده مرتبط است. ۱۲ ۲٫ برترین احساس والدین امروزه در وجوه مختلف پژوهش هاى مربوط به خانواده به نقش مثبت فرزند تأکید مى شود. ۱۳ از نظر لافکادیوهرن۱۴ پدر یا مادر بودن پر احساس ترین تجربه انسان است. هیچ کس تا وقتى بچه دار نشود و او را عاشقانه دوست نداشته باشد، نمى تواند معناى واقعى زندگى را درک کند. ۱۵ بى فرزندى در خانواده ها یک فضاى خالى را به وجود مى آورد و باعث تضاد مى شود. از این رو، روان شناسانى مانند ماکسول۱۶ و مونت گمرى (۱۹۶۹) فیلد من۱۷ (۱۹۷۱) بات۱۸ (۱۹۷۱) و راسل۱۹ (۱۹۷۴) به آثار وجودى فرزندان در خانواده اشاره نموده و معتقدند فرزندان مى توانند تأثیرات مثبت و سازنده در زندگى والدین داشته باشند. ۲۰ ۳٫ افق هاى تازه پژوهش هاى بعدى که عمدتاً از سوى متخصصان بهداشت روانى و روان شناسان خانواده انجام شده، به عقاید مربوط به نقش مثبت فرزند در خانواده، اعتبار تازه اى بخشیده است. پژوهش ها نشان داد که فرزندان با تولد خویش افق هاى تازه اى را پیش روى والدین خود قرار مى دهند و موجبات رشد و تعالى در زندگى خانوادگى را فراهم مى آورند. نقش فرزند در تحکیم بهداشت روانى خانواده تحقیقات انجام شده در زمینه نقش فرزند در تحکیم و بهداشت روانى خانواده را در چند محور مى توان طبقه بندى کرد: ۱٫ اندیشه فرزندآورى و سلامت روانى خانواده ماکسول و مونت گمرى (۱۹۶۹) در بررسى هاى خود نشان دادند که اندیشه فرزندآورى تا چه اندازه در ایجاد آرامش و تحکیم و کارآمدى خانواده مؤثر است. ۲۱ درخواست نسل پاک از خداوند نماد دینى اندیشه فرزندآورى است. قرآن در وصف مؤمنان مى گوید: «آن ها کسانى هستند که در مناجات خویش با پروردگارشان مى گویند: از همسران ما مایه هاى نور و روشنایى چشم قرار ده»۲۲ در دعاى زفاف در عروسى نیز آمد است: «خداوندا! از این وصلت و پیوند فرزندى عطا فرما که سالم و پاک و باهوش باشد. »۲۳ اندیشه فرزندآورى یکى از نشانه هاى سلامت روانى خانواده محسوب مى شود؛ از این رو در روایات به ازدواج با افرادى که توان فرزندآورى را دارند توصیه شده است. بعید نیست که نکوهش «عزل» و جلوگیرى از حاملگى نیز به نحوى با تقویت اندیشه فرزندآوری۲۴ در ارتباط باشد. ۲٫ آمادگى براى پدر یا مادر شدن بسیارى از پژوهش هایى که به بررسى نقش فرزند در تحکیم و بهداشت روانى خانواده پرداخته اند، افکار، هیجانات و روابط عاطفى با جنین در طول دوره باردارى را به عنوان یکى از عوامل مهم در نظر گرفته اند. نتایج پژوهش هاى متعدد نشان مى دهد که ابراز هیجان والدین در دوران باردارى به عنوان یکى از متغیرهاى مهم با بهداشت روانى و کیفیت روابط همسران ارتباط دارد. ۳٫ لذت پدر و مادر شدن از نظر زیست شناسى زندگى از هنگام انعقاد نطفه و باردارى شروع مى شود. تولد را در واقع مى توان به عنوان یک مرحله از رشد دانست که کودک از رحم مادر به محیط بازتر دنیاى خارج قدم مى نهد. از زمان تولد، کودکان منبع لذت و شادى در خانواده هستند. بنابراین، فرزندان نه تنها شالوده زندگى زناشویى را استحکام مى بخشند، بلکه عامل مؤثرى در لذت بردن پدر و مادر شده و با افزایش این لذت ها سلامت و بهداشت روانى همسران نیز تأمین مى شود. مایکل آرگیل (۲۰۰۱) کودکان را منبع فواید زیادى براى خانواده دانسته و مى گوید: با وجود فرزند لذت زیادى در خانواده وجود دارد. بیشتر والدین، محرکِ شادى را به عنوان یک مزیت از کودکان شان دریافت مى کنند. ۲۵ تولد نوزاد و انتقال او از بیمارستان به خانه یکى از بهترین و دوست داشتنى ترین لحظاتى است که مى توان در خانواده از آن صحبت نمود. پژوهشى که توسط راسل۲۶ (۱۹۷۴) انجام شد، مؤید نشاط و سرور و شادمانى هایى است که با تولد فرزندان و ورود به عرصه خانواده براى والدین به ارمغان مى آورند. گذراندن وقت با کودک دلبند و بازى کردن با او یکى از مزیت هایى است که والدین از کودکان شان دریافت مى کنند. در تحقیقاتى که توسط فیلدمن (۱۹۷۱) بر روى پدر و مادران جوانى که براى اولین بار صاحب فرزند شده اند۲۷ انجام شده، نشان مى دهد که لذت پدر و مادر شدن و احساس شادى و نشاط از بودن با فرزند تا چه اندازه در ایجاد آرامش و آسایش زندگى زناشویى مؤثر است. ۲۸ فرزند صفا و صمیمیت خاصى به خانواده مى بخشد و چون محبوب پدر و مادر است، هر دو به او دل بسته مى شوند. در مطالعه رفتار دلبستگى، پژوهشگران اغلب به رابطه بین مادر و کودک اشاره مى کنند. کردارشناسى افراطى نمونه بارز نیرومندترین مفهوم دیدگاه سنتى از دلبستگى است. با این وجود، برخى از پژوهشگران این نظریه را مطرح کرده اند که مفهوم دلبستگى رابطه والدین با فرزند را نیز در بر مى گیرد. از این منظر، دلبستگى را مى توان به عنوان یک رابطه فعال، عمیق و پایدار عاطفى تعریف کرد که بین دو فرد به وجود مى آید. برخى مؤلفان براى اشاره به رابطه عاطفى مادر با کودک اصطلاح «پیوستگی»۲۹ و براى ارتباط عاطفى پدر با فرزند واژه «شیفتگی»۳۰ را به کار برده اند. این مسائل به سلامت و بهداشت روانى والدین کمک مى کند. سیره عملى و احادیث پیشوایان معصوم (ع) نیز حاکى از اهمیت هم بازى شدن با کودک و شور و نشاط حاصل از آن است. پیامبر (ص)، فرزندش ابراهیم، حسن، حسین و فاطمه را در کودکى بر دامان خود مى نشاند، به سینه خود مى چسباند و مى بوسید. ۳۱ على (ع) نیز دلبستگى خاصى به فرزندان خود داشت. حضرت فاطمه (س)، با شعر خواندن براى فرزندان خود، به آنان اظهار علاقه مى کرد. ۳۲ سیره عملى دیگر معصومان نیز نشان دهنده الگوهایى از دلبستگى سالم به فرزندان است. ۳۳ روان شناسان معتقدند دلبستگى متقابل والدین و فرزندان از ضروریات اولیه اجتماعى شدن به شمار مى رود. این گونه دلبستگى براى موفقیت والدین در اجراى وظایف رشدى خانواده و بهداشت روانى آنان ضرورى است. فرزندان عنصر بنیادین خوشبختى زناشویى محسوب مى شوند. ۳۴ ۴٫ عشق به زندگى و تداوم حیات خانواده وقتى که به بررسى علل طلاق ها مى پردازیم، یکى از علل بارز آن را نداشتن فرزند مى یابیم. هر چند که ممکن است زوجین خود تصمیم به نداشتن فرزند گرفته باشند، و یا به دلیل وجود مشکلات ژنتیک و یا بیمارى هایى که منجر به عدم بارورى شده است، توان تولید نسل را نداشته باشند. به هر حال یافته هاى تحقیقاتى و مشاهدات بالینى حکایت از آن دارد که عدم حضور فرزند در محیط خانواده، یکى از عوامل ناپایدارى در زندگى مشترک است. بى فرزندى در خانواده ها یک فضاى خالى را به وجود مى آورد و باعث تضاد و بى علاقگى به زندگى مشترک مى شود. تحقیقات انجام شده در ایران نیز نشان مى دهد که خانواده هاى بى فرزند بیش از هر نوع خانواده دیگر در معرض گسست قرار دارند. ۳۵ امروزه با توجه به نقش مثبت فرزند در استحکام و تداوم حیات خانواده، تصمیم به داشتن فرزند در برخى از فرهنگ ها رو به افزایش گزارده است و حتى برخى از خانواده هاى بى فرزند اقدام به پذیرفتن فرزند خوانده مى کنند. «پدر یا مادر خوانده اینترنتی» اصطلاحى است که در سال هاى اخیر رواج یافته و برخى از پژوهش ها نشان داده است زنان و مردانى که ارتباط دائم و منظمى با فرزند خوانده هاى شان از طریق پست الکترونیکى دارند، از شادابى و نشاط و سلامت روانى بیشترى برخوردارند. ۳۶ ——————————————– پى نوشت ها : ۱٫ رک: بستان، حسین، اسلام و جامعه شناسى خانواده، مؤسسه پژوهشى حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۳، ص ۷۰-۷۱ ۲٫ پتر و رسلى، جامعه شناسى مدرن، ترجمه: حسن پویان، انتشارات چاپخش، ج ۱، ۱۳۷۳، ص ۲۳۱-۲۴۶٫ ۳٫ رک: احمدى، نوشین و همکاران، فصل زنان، مجموعه آراء و دیدگاه هاى فمینیستى، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، ج ۴، ۱۳۸۱، ص ۱۰۴ – ۸۹٫ ۴٫ فصلنامه شیعه شناسى، سال سوم، ۱۳۸۴، شماره ۱۱، ص ۱۰۱٫ ۵٫ مجموعه مقالات هم اندیشى بررسى مسائل و مشکلات زنان؛ اولویت ها و ریکردها، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، ج ۲، ص ۶۶۳٫ ۶٫ تنفر از فرزند به خاطر مشکلات تربیتى، اختصاص به زمان ما ندارد. بلکه ریشه هاى آن به زمان هاى بسیار دور بر مى گردد. حتى در زمان ائمه (علیهم السلام) نیز این گرایش وجود داشته است. در یکى از روایات از بکر ابن صالح نقل شده است که: کتبت الى ابى الحسن انى اجتنبت طلب الولد منذ خمس ستین و ذلک ان اهلى کرمت ذلک و قالت انه یشتد على تربیتهم لقلة الشى ء. فما تری؟ فکتب الی: اطلب الولد فان اللّه عزوجل یرزقهم (الکافى، ج ۶، ص ۴). ۷٫ قال رسول اللّه: انهم ثمرة القلوب و قرة الاعین (کنز العمال، ج ۱۶، ص ۲۸۴). سعد امر، لم یمت حتى یرى خلفا من نفسه (وسایل الشیعه، آل البیت، ج ۲۱، ۳۵۶)؛ ان اللّه اذا اراد ۸٫ بعبد خیراً، لم یمته حتى یریه الخلف (همان). ۹٫ وسایل الشیعه، ج ۲۱، ص ۳۵۵٫ ۱۰٫ اسپادک، برنارد، آموزش در دوران کودکى، ترجمه نظرى نژاد، انتشارات آستان قدس رضوى، ج ۵، ص ۴۰-۵۱؛ مونته سورى، ماریا، کودک در خانواده، ترجمه خواجه وند، انتشارات پلیکان، ۱۳۷۴٫ ۱۱٫ Structural family therapy 12. Systematic family therapy 13. دیویس، کنث، خانواده، ترجمه فرشاد بهادرى، تهران، تزکیه، ۱۳۸۲؛ جونز، الزا، درمان سیستم هاى خانواده، ترجمه فرزین رضاعى، انتشارات ارجمند، ۱۳۷۸؛ به یر، چرى، تعامل والدین و کودکان، ترجمه دهگانپور و خرازچى، رشد، ۱۳۲۷۷، ص ۱۲۷ – ۱۴۵٫ ۱۴٫ Lafcadio Hearn 19 15. کانفیلد، جک، غذاى روح براى والدین، ترجمه بردبارى و چینى، نشر پیکان، ۱۳۸۱، ص ۱۱٫ ۱۶٫ Maxwell and Montgomery 17. Feldman 18. Bott 19. Russle 20. 1991 . newwyork ,Barrons ,keys to becoming a father . sears w – 21. Family . Social Pressure tward early parenthood . E . J ,Maxwell,J. w and Montgomery . Vol;18;p;340-344 ,1969 ,Coordinator 22. فرقان، ۲۴٫ ۲۳٫ اللهم ارزقنى ولدا و اجعله تقیا زکیا لیس فى خلقه زیادة و لا نقصان و اجعل عاقبته الى الخیر (مکارم الاخلاق، ص ۲۳۹)؛ قال ابوعبدالله: »اذا تزوج احدکم کیف یصنع؟ قال: قلت له: ما ادرى جعلت فداک، قال: فاذا هم بذلک فلیصل رکعتین و یحمد اللّه و یقول: اللهم انى ارید ان اتزوج، اللهم فاقدر لى من النساء اعفهن فرجا و احفظن لى فى نفسها و فى مالى، و اوسعهن رزقا و اعظمهن برکة، و اقدر لى منها ولدا طیبا تجعله خلفا صالحاً فى حیاتى و بعد موتى (وسایل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۱۳)؛ و قال على ابن الحسین (ع) لبعض اصحابه: قل فى طلب الولد: رب لا تذرنى فرداً و انت خیر الوارثین، و اجعل لى من لدنک ولیاً یرثنى فى حیاتى و یستغر لى بعد حیاتى، و اجعله خلفا سویا و لا تجعل للشیطان فیه نصیبا (همان، ج ۲۱، ص ۳۷۰). ۲۴٫ تزوجوا بکراً ولوداً و لا تزوجوا حسنا، عاقراً (الکافى، ج ۵، ص ۳۳۳). ۲۵٫ ۲۰۰۱,P:82 ,Francis Group Routledge Taylor and ,The Psychology of Happiness . M ,-Argyle 26. ,1974 ,Journal of Marriage and the family . Transittion to parenthood . C ,Russell ;294-302ص ۲۷٫ ;۱۰۴-۱۲۵ ,۱۹۷۱ . Brill . E. G ;Leiden . The effects of children on the family . H ,Feldman – 28. ;385 ,2000 ,psychology press ,Psychology a student,s Shand book . Eysenck,M -39 29. Bonding 30. engrossment 41 31. عن ابن عباس قال: دخلت عایشه على رسول الله (صلى الله علیه و آله) و هو یقبل فاطمه، فقالت له: اتحبها یا رسول اللّه؟ قال اما و اللّه لو علمت حبى لها لازدادت لها حباً (بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۵)؛ عن ابى جعفر عن ابیه عن جده الحسین (علیه السلام) قال دخلت انا و اخى على جدى رسول اللّه (صلى الله علیه و آله) فاجلسنى على فخذه الایسر و اجلس اخى الحسن على فخذه الایمن ثم قبلنا (همان، ج ۳۶، ص ۲۵۵). ۳۲٫ مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ص ۱۷۱٫ ۳۳٫ و کان فاطمة ترقص ابنها حسناً (علیه السلام) و تقول: اشبه اباک یا حسن و اخلع عن الحق رسن – و اعبد اِلهاًذا منن و لا توال ذاالاحن – و قالت للحسین: انت شبیه بابى لست شبیها بعلى (بحار الانوار، ج ۴۲، ص ۲۸۵٫ ) ۳۴٫ وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۵۵۷؛ ابن ابى الدنیا، کتاب العیال، دمشق، دار ابن القیم، ج ۱، ص ۳۱۵٫ ۳۵٫ August ,American sociological Review . Is childlessness Related to Family stability . Monahan 48 p;446-456 ,1955 36. ساروخانى، باقر، طلاق پژوهشى در شناخت واقعیت و عوامل آن، دانشگاه تهران، ۱۳۷۶، ص ۷۱-۶۷٫ منبع : نشریه پیام زن، دى ۱۳۸۸ – شماره ۲۱۴،چ نویسنده : محمد صادق شجاعی