چنان نباشد که به واسطه تو خانواده و خویشانت ‏بدبخت‏ترین و شقى ‏ترین مردم باشند

چکیده کودکان در واقع امانت‏هایى هستند که خداوند در اختیار والدین قرار داده و وظیفه هر پدر و مادرى در مرحله اول، حفظ و نگهدارى از این امانت‏هاى الهى و در مرحله بعد، ایجاد زمینه براى رشد و شکوفایى استعدادهاى آن‏هاست. به عبارت دیگر، یکى از مهمترین وظایف والدین تعلیم و تربیت فرزندان است. امام سجاد علیه السلام در این زمینه مى ‏فرماید: “حق فرزندت این است که به این مطلب توجه داشته باشى که اگر خوب باشد یا بد، از تو به وجود آمده و در این دنیا با تو نسبت دارد و در تادیب او سؤولیت‏خواهى داشت. و در خداشناسى باید او را راهنمایى کنى و در اطاعت پروردگارت یارى‏اش نمایى. رفتار تو با فرزندت باید رفتار شخصى باشد که یقین دارد که در مورد احسان به او، پاداش نیک خواهد داشت و با بدرفتارى با او، به کیفر خواهد رسید.” (۱) و امام على علیه السلام مى‏فرماید: “چنان نباشد که به واسطه تو خانواده و خویشانت‏بدبخت‏ترین و شقى‏ترین مردم باشند.” (۲) و پیامبر بزرگوار اسلام صلى الله علیه و آله نیز در این زمینه مى‏فرماید: “هر کس دخترى داشته باشد و او را خوب تادیب کند و در تعلیم او کوشش کند و اسباب رفاه و آسایش او را فراهم سازد، آن دختر او را از آتش دوزخ نجات خواهد داد.” (۳) این مقاله در صدد بیان راه‏کارهایى براى ایجاد رفتارهاى مطلوب در کودکان است. امید آن‏که والدین بتوانند با به کار بستن آن‏ها، بخشى از مسؤولیت‏ خود را در قبال فرزندان انجام دهند. متن مقاله ایجاد رفتار با استفاده از اصل اکتساب (۴) کودکان، بسیارى از رفتارهاى بد و خوب، بهنجار و نابهنجار، سازگار و ناسازگار را از راه مشاهده اعمال دیگران کسب مى‏کنند. به عبارت دیگر، رفتارهاى کودک شبیه به رفتار والدین و کسانى است که امر تعلیم و تربیت آن‏ها را به عهده دارند; طرز راه رفتن، لباس پوشیدن، صحبت کردن، اعتقادات، باورها، ترس‏ها، و… راکودکان از بزرگ‏ترها به ویژه از والدین خود مى‏آموزند. پس‏از والدین، معلمان سال‏هاى نخست تحصیل، نقش مهمى در شکل‏گیرى رفتار کودکان دارند. از این‏رو، رفتار والدین و معلمان، به عنوان الگوهاى قابل مشاهده براى کودک، مهم‏ترین نقش را در اکتساب رفتارهاى جدید دارد. در واقع، کودکان آینه تمام نماى رفتار اطرافیان خود هستند. با توجه به اصل اکتساب، اگر والدین بخواهند رفتار مطلوبى مانند: سلام کردن یا مسواک زدن و… را در فرزند خود ایجاد کنند، باید در صحنه‏هاى مختلف که کودک رفتار آن‏ها را مشاهده مى‏کند، این عمل را به صورت طبیعى انجام دهند. مثلا اگر کودک، هنگام برخورد پدر و مادر با یکدیگر و نیز در برخورد با دوستان در کوچه و خیابان و در مهمانى‏ها چندین بار عمل سلام کردن را مشاهده کند، طبیعى است که بر اساس همین الگوهاى مشاهده‏اى، “سلام کردن‏” را یاد خواهد گرفت. براى تعمیم این رفتار به موقعیت‏هاى زمانى و مکانى و با افراد دیگر، مى‏توان از تشویق‏هاى مناسب و به جا استفاده کرد تا این عمل مطلوب، ملکه کودک شده به گونه‏اى که با قطع تشویق‏ها نیز آن عمل را انجام دهد و خود عمل پسندیده، مشوق او باشد. ایجاد رفتار با استفاده از اصل بازدارى زدایى (۵) بازدارى هنگامى اتفاق مى‏افتد که فرد، الگویى را مشاهده کند که بدون هیچ پیامد نامطلوبى، رفتارى را که مشاهده کننده از انجام آن ترس دارد، انجام دهد. به عبارت دیگر، کودک باید رفتارى را که از انجام آن ترس دارد، ببیند دیگران انجام مى‏دهند و هیچ حادثه ناگوارى نیز برایشان اتفاق نمى‏افتد. مثلا کودکى را در نظر بگیرید که از رفتن به یک محیط خلوت یا از نزدیک شدن به گربه خانگى وحشت دارد، براى از بین بردن ترس و ایجاد جرات ورزى و شهامت در او مى‏توان از اصل بازدارى زدایى استفاده کرد; بدین‏گونه که از کودک الگو – کودک دیگرى که از گربه خانگى نمى‏ترسد یا از رفتن به یک اتاق خلوت هیچ وحشتى ندارد – مى‏خواهیم در مقابل کودک ترسو به گربه خانگى نزدیک شود یا به اتاق خلوت برود. با چند بار انجام دادن این رفتار، کودک ترسو به تدریج‏بازدارى زدایى مى‏شود; یعنى ترس او از بین مى‏رود و رفتار مورد نظر را یاد مى‏گیرد. در مرحله بعد، از خود او مى‏خواهیم تا این عمل را انجام دهد، البته در انجام این عمل با او مشارکت مى‏کنیم تا این‏که انجام آن رفتار براى او عادى شود و به تنهایى نیز قادر به انجام آن گردد. قابل ذکر است که عمل بازدارى زدایى را خود والدین و مربیان کودک نیز مى‏توانند انجام دهند، لکن به کارگیرى یک کودک هم سن و سال کودک مشاهده کننده، اثر بهترى دارد. افزایش رفتار مطلوب با استفاده از اصل آسان‏سازى (۶) یکى دیگر از فواید الگوبردارى، آسان سازى رفتار است; یعنى کسى که قبلا رفتارى را آموخته ولى بنا به دلایلى از انجام آن امتناع مى‏ورزد، اگر شاهد انجام آن از سوى دیگران باشد، به انجام آن رفتار ترغیب خواهد شد. مثلا اگر ما کسى را که شنا بلد است ولى جرات انجام آن را ندارد، در کنار استخر شنا ببریم، انجام این عمل (شنا کردن) براى او آسان مى‏شود، زیرا، مشاهده استخر و شنا کردن دیگران و لذت بردن از این ورزش سالم و مفید، او را به این رفتار مطلوب ترغیب خواهد نمود. و یا به عنوان مثال، براى ایجاد رفتارى مطلوب در کودکى که از سؤال کردن سر کلاس یا صحبت کردن در بین جمع خجالت مى‏کشد و به کم‏رویى که یکى از مشکلات روان‏شناختى است، مبتلا شده و در نتیجه، نمى‏تواند از توانایى‏هاى خود به خوبى استفاده کند، مى‏توان از اصل آسان‏سازى کمک گرفت; یعنى کودک را باید در موقعیت‏هایى قرار دهیم که شاهد صحبت کردن کودکان دیگر در حضور جمع باشد. یا فیلم‏هایى که این صحنه‏ها را به خوبى نمایش مى‏دهد، به او نشان دهیم. وقتى این عمل چندین بار تکرار شود، فرزند ما نیز به تدریج جرات صحبت کردن میان جمع و یا سؤال کردن سر کلاس را پیدا خواهد کرد. گفتنى است که در استفاده کردن از سه اصل مذکور براى ایجاد رفتار مطلوب در کودکان، از عنصر تشویق نیز نباید غفلت کنیم. گرچه بحث تشویق‏ها و تقویت‏ها یک مبحث گسترده‏اى است و از حوصله این مقاله خارج است، ولى اجمالا توجه دادن والدین و مربیان به بهترین نوع برنامه تشویق و تقویت، خالى از فایده نیست. از میان چندین برنامه تقویتى که روان‏شناسان به تفصیل پیرامون آن بحث و پژوهش کرده‏اند، “برنامه تقویت ناپیاپى با نسبت متغیر”، بهترین میزان پاسخ دهى را به دنبال دارد; یعنى این‏که اولا، تشویق‏ها باید به صورت ناپیوسته بوده و این طور نباشد که به دنبال هر پاسخى، حتما یک تشویق و تقویت‏باشد، زیرا در این صورت، کودک (آزمودنى) انتظار دارد که بعد از هر رفتارى، تقویت‏بشود و اگر زمانى این تشویق‏ها نباشد، رفتار یاد گرفته شده خاموش مى‏گردد. بنابراین، تشویق نباید پیاپى باشد. ثانیا، تشویق‏ها باید با نسبت متغیر باشد; یعنى هر از چندگاهى پس‏از انجام چند پاسخ، یک بار تقویت‏شود. مثلا، گاهى بعد از دو بار پاسخ دادن تقویت مى‏شود و گاه پس از ۱۰، ۸، و یا ۴ بار پاسخ تقویت مى‏شود. این برنامه تقویت‏بیش‏ترین اثر را هم در یادگیرى و هم در استمرار و بقاى رفتار آموخته شده دارد. (۷) روش‏هاى تعمیم یا گسترش رفتار از این‏که با بعضى از روش‏هاى ایجاد رفتار آشنا شدیم، اینک جاى این سؤال باقى است که چگونه رفتار آموخته شده را حفظ ونگهدارى کنیم، به عبارت دیگر، روش‏هاى تعمیم یا گسترش رفتار چیست؟ مهم‏ترین اصل روان‏شناسى یادگیرى که طبق آن، رفتار از موقعیت‏هاى خاص یادگیرى به موقعیت‏هاى دیگر گسترش مى‏یابد، اصل تعمیم است. اصل تعمیم یعنى این‏که وقتى فردى، رفتارى را در زمان و مکان مشخصى تحت نظارت مربى خاصى – والدین یا معلمان و مربیان – یاد گرفت و انجام داد، همین رفتار را در زمان‏ها و مکان‏هاى دیگر و در حضور افرادى جدید نیز بتواند انجام دهد. مثلا، اگر کودکى در محیط خانه رفتارهایى از قبیل سلام کردن، رعایت‏حقوق دیگران، بهداشت، نظم و انضباط و تعاون را آموخته و به خوبى آن‏ها را انجام مى‏دهد، چه باید کرد تا همین رفتارهاى مطلوب را در موقعیت‏هاى دیگر و هم‏چنین در برخورد با افراد جدید مثلا در مهمانى‏ها، در مسافرت‏ها، در مدرسه و در اجتماعاتى غیر از خانواده نیز به راحتى و به صورت خودکار انجام دهد؟ در این‏باره روان‏شناسان یادگیرى معتقدند که باید از مهم‏ترین اصل روان‏شناسى یادگیرى یعنى اصل تعمیم استفاده کرد. در تعمیم، ما بادو موقعیت روبرو هستیم: موقیعت آموزش و موقعیت تعمیم. موقیعت آموزش، موقعیتى است که رفتار، در آن یاد گرفته مى‏شود. موقعیت تعمیم موقعیتى است که رفتار تغییر یافته باید در آن گسترش یابد; یعنى موقعیت طبیعى زندگى. یکى از عوامل مهمى که تعمیم از موقعیت اول به موقعیت دوم را سبب مى‏شود، شباهت فیزیکى بین این دو موقعیت است. مارتین و پییر (۱۹۹۲) براى‏افزایش‏شباهت‏بین‏این‏دوموقعیت‏هاى پیشنهادى زیر را مطرح کرده ‏اند: ۱- در حین آموزش، موقعیت‏هاى طبیعى زندگى را مورد توجه قرار دهید; یعنى سعى کنید مراحل آخر موقعیت آموزش را شبیه موقعیت طبیعى سازید تابخشى از آموزش را در شرایط طبیعى انجام دهید. ۲- شرایط آموزش را متنوع سازید یعنى سعى کنید تعداد محرک‏هایى را که رفتار باید در حضور آن‏ها انجام شود، افزایش دهید. ۳- هنگام آموزش، سعى کنید از محرک‏هایى که در موقعیت طبیعى یافت مى‏شود، استفاده کنید. ۴- از برنامه‏هاى تقویت ناپیاپى استفاده کنید; یعنى هر از چند گاهى به صورت اتفاقى رفتار آموخته شده را تقویت کنید. ۵- در حین آموزش، از نمونه‏ها و مثال‏هاى فراوان استفاده کنید. به عنوان مثال، کودک کم‏رو و خجولى را در نظر بگیرید که از سؤال کردن سر کلاس یا از صحبت کردن در حضور جمع پرهیز مى‏کند. براى از بین بردن کم‏رویى چنین کودکى مى‏توان از “بازى‏” که یکى از نیازهاى طبیعى کودکان است، استفاده کرد. سعى کنید چند بچه هم سن و سال او را به خانه آورده و ابتدا یک صحنه بازى در خانه به وجود بیاورید، کم کم این صحنه را به بیرون از خانه یعنى کوچه و محیطهاى پرجمعیت دیگر که هم موقعیت طبیعى است و هم محرک‏هاى زیادى وجود دارد، ببرید. البته، در انتخاب نوع بازى باید ابتدا از بازى‏هایى استفاده کرد که به افراد کم‏ترى نیاز دارد ولى مى‏توان به تدریج‏بازى‏هایى را که معیت‏بیش‏ترى نیاز دارد طراحى کرد. در این بازى‏ها به بچه‏هاى کم‏رو مسؤولیت‏هایى نیز مى‏دهیم تا مجبور شوند با دیگران حرف بزنند و امر و نهى کنند و اعتماد به نفس بیش‏ترى در آن‏ها ایجاد شود. طبیعى است که اگر ما بتوانیم چنین برنامه‏اى را به خوبى براى چنین کودکى اجرا کنیم و از تشویق‏هاى مناسب نیز استفاده نماییم، هم علت‏هاى کم‏رویى او را از بین مى ‏بریم و هم شهامت‏سؤال کردن یا صحبت کردن در حضور جمع را در او ایجاد مى‏کنیم. ناگفته نماند که انجام چنین کارهایى نیاز به تمرین زیاد و هم‏چنین مطالعه بیش‏تر و علاقه وافر به ایجاد رفتارهاى مطلوب در کودکان دارد. پى ‏نوشت‏ها: ۱- مکارم اخلاق، ص ۴۸۴ ۲- غررالحکم، ص ۸۰۲ ۳- مجمع‏الزوائد، ج ۸، ص ۱۴۶ ۴٫ Acquisetion 5. Disinhibition 6. Facilitation 7- روش‏هاى شناختى نیز براى تغییر یا ایجاد رفتار وجود دارد، اما به دلیل این‏که ما در این مقاله فرض بر خود را بر ایجاد رفتارهاى مطلوب در کودکان خردسال گذاشتیم، روش‏هایى را که بیش‏تر جنبه عملى دارد، مطرح کردیم. نویسنده : ابو القاسم بشیری