در بعضی از روایات اهل بیت (علیهم السلام) انکار «بداء» در جایگاه انکار قدرت الهی قرار گرفته است

مقدمه «پیرامون اعتقاد به بداء»، نخست به اهمیت و قداست این آموزه می پردازیم. اهمیت اعتقاد به بداء در اصول کافی و در حدیثی از حضرت امام صادق(علیه السلام) می خوانیم: ما عبدالله بشیء مثل البداء.[۱] خداوند با چیزی همانند بداء عبادت نشده است. چنانچه در خبر دیگری چنین نقل شده که حضرت فرمودند: [۲] «اعظم الله بمثل البداء. یعنی خداوند به چیزی همچون بداء تعظیم نشده است. از امام رضا (علیه السلام) نقل شده است که: خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نساخت مگر به همراه حکم حرام بودن شراب و با اقرار به بداء.۳ به نظر می رسد یک وجه عظمت بی نظیر بداء و اینکه برترین وسیله عبادت معرّفی شده است این باشد که بنیان دعا کردن بر بنیاد اعتقاد به بداء، نهاده شده است. دعا این عبادت پر فروغ و اساسی که هم در دین و هم در دنیای آدمیان، تأثیر فراوانی دارد و در عظمت آن همین بس که از حضرت خاتم الانبیاء (صلی الله علیه و آله وسلم) منقول است که «الدعاء مخ العباده» [۳] دعا مغز عبادت است. چنانچه در آیات قرآن مجید به دعا کردن، ترغیب فراوان شده است. وجه دوم و عمیق تری که برای اهمیت اعتقاد به بداء می توان بر شمرد یک مساله توحیدی و خداشناسانه است و واضح است مسائل توحیدی دارای چه ارج و منزلتی هستند. در بعضی از روایات اهل بیت (علیهم السلام) انکار «بداء» در جایگاه انکار قدرت الهی قرار گرفته است. که این انکار از سوی مذهب یهودیان بوده است. توضیح آنکه خداوند سبحان در آیه ۶۴ سوره مائده می فرماید: و قالت الیهود یدالله مغلولة و یهود گفتند دست خداوند در زنجیر بسته است. آنگاه از حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) در تفسیر این آیه شریفه نقل شده است که فرمودند: لم یعنوا انه هکذا. و لکنّهم قالوا: قد فرغ من الامر، فلایزید و لاینقص فقال الله جل جلاله تکذیباً لقولهم: «غلّت ایدیهم و لعنوا بما قالوا بل یداء مبسوطتان ینفق کیف یشاء» الم تسمع الله عزو جل یقول: «یمحوالله ما یشاء و یثبت و عنده امّ الکتاب» [۴] یهودیان چنین نمی گفتند که خداوند مانند آدمیان دارای دست است. و آن دست، در زنجیر بسته شده است. لکن گفتند: خداوند از تدبیر عالم، فراغت حاصل کرده است، لذا نه بر چیزی می افزاید و نه از چیزی می کاهد (مثلاً طول عمرها و میزان روزی هر کس، ثابت و بدون تغییر است) اما خداوند عزو جل برای تکذیب قول یهود، فرمود: دست های خودشان در زنجیر باشد و به سزای گفتارشان از رحمت الهی به دور باشند! بلکه هر دو دست (قدرت) او همواره باز است و قدرتش همیشگی است، هر گونه اراده کند، می بخشد. این بود گوشه ای از اهمیت و قداست اعتقاد به بداء. علم دو گونه است: یکی علمی است که نزد خداوند نهفته است و هیچ کس از خلقش را بر آن مطلع نکرده و دیگری علمی که به فرشتگان و رسولان خود آموخته است. این دانشی را که به ملائکه و رسولان خود آموخته است، قطعاً واقع خواهد شد روشن است که وقتی که معنای بداء را، به خصوص با استشهاد به قرآن مجید، دریافتیم لزومی ندارد که در میان احادیث حتماً لفظ بداء وجود داشته باشد- که البته در بعضی از روایات لفظ بداء نیز آمده است- بلکه همین اندازه که مثلاً فرموده باشند. فلان کار، خواست خداوند متعال یا مثلاً قدر و قضاء را تغییر می دهد کافیست تا بفهیم منظور از آن فرمایش وجود بداء بوده است. ما در این جا و با استفاده از آثار بزرگان، دو روایت از اهل بیت (علیهم السلام) نقل می کنیم و دو روایت از مکتب خلفاء تا بخوبی روشن شود، اعتقاد به بداء از ویژگی های شیعه نیست. اما دو روایت از ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که فرمودند: صلة الرحم و حسن الجوار یعمران الدیار و یزیدان فی الاعمار [۵] صله رحم (ارتباط با خویشان نسبی) و همسایه داری خانه را آباد می کنند و بر طول عمرها می افزایند. در روایت دیگری از آن حضرت می خوانیم: ان الدعاء یرد القضاء و ان المومن لیاتی الذنب فیحرم به الرزق. [۶] همانا دعا کردن قضاء الهی را دگرگون می کند و براستی که مومن، مرتکب گناه می گردد، در نتیجه از روزی، محروم می شود. اما در میان احادیث اهل سنّت چنین می خوانیم که احمد بن حنبل و نسایی و ابن ماجه که از بزرگان علمای مکتب خلفا هستند از رسول الله (صلی الله علیه واله وسلم) نقل کرده اند که: ان الرجل لیحرم الرزق بالذنب یصیبه و لایرد القدر الا الدعاء و لا یزید فی العمر الا البرّ. [۷] آدمی به علت ارتکاب گناه از روزی، محروم می شود و به غیر از دعا، چیزی قدر را دگرگون نمی کند و چیزی غیر از کار نیک باعث طولانی شدن عمر نمی باشد. بخاری که از بزرگان دانشمندان اهل سنت است از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) نقل کرده است که: من سرّه ان یبسط له فی رزقه و نیسا له فی اثره- اجله- فلیصل رحمه.[۸] کسی که از وسعت در روزی و زیاده شدن عمر، خوشحال می شود باید صله رحم به جای آورد. به نظر می رسد ادعای انحصار اعتقاد به بداء در دائره شیعه امری صد درصد نادرست و باطل است و این مساله، مورد اتفاق فریقین می باشد. پیشگویی اما شبهه مهمی وجود دارد و آن اینکه آیا اعتقاد به بداء باعث سلب اعتماد از بعضی از سخنان پیامبر خدا و اهل بیت گرامی آن حضرت نمی شود؟ چون در قبال بعضی فرمایشات که حالت پیش بینی دارند، انسان معتقد به بداء، احتمال عدم وقوع آن را می دهد و این یعنی سلب اعتماد از قسمتی از سخنان آن بزرگواران. قبل از پاسخگویی به این شبهه باید یادآور شویم که عده ای از علمای شیعه در صدد پاسخ به آن بر آمده اند. آیت الله العظمی خویی (قدس سره) می فرمایند: خبر دادن معصوم از حوادث آینده به دو گونه است: یک بار از آینده، به صورت حتم و جزم، خبر می دهند و خبر آن ها به صورت شرطی و تعلیقی نیست که این نوع اخبار، حاکی از قضاء حتمی و بدون تغییر خداوند است و اصلاً محل بحث بداء، این گونه اخبار و گزارشات نیست. چرا که خداوند متعال نه خودش و نه نماینده اش را تکذیب نمی کند (در این مورد مرحوم آیت الله خویی حدیثی نقل کرده اند که در ادامه خواهد آمد) این یک دسته از خبرهای معصوم از آینده ، اما دسته ای دیگر هم وجود دارد که خبر دادن معصوم از آینده، به صورت شرطی و تعلیقی است. یعنی می فرمایند اگر خواست الهی به خلاف آن، تعلق نگیرد آنگاه این حادثه در زمان آینده رخ خواهد داد. در این دسته از اخبار ناظر به آینده، معصوم (علیه السلام) تعلیقی بودن گزارش خود را با استفاده از قرینه بیان می دارد (مثلاً فرض کنید می فرماید: اگر خداوند بخواهد چنان می شود) البته این قرینه، هم می تواند همراه با خود خبر آورده شود. و هم می تواند به صورت جدای از آن خبر ذکر شود ولی ناظر به خبر باشد.[۹] گفتنی است این سخن آیت الله خویی (قدس سره) مستند به روایتی است که در اصول کافی و از حضرت امام باقر (علیه السلام) با سندی معتبر نقل شده است. مشابه این حدیث از حضرت ثامن الحجج (علیه السلام) نقل شده است که ایشان آن را از امیرالمومنین(علیه السلام) نقل می فرمایند.[۱۰] اما متن روایت حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) چنین است: «العلم علمان: فعلم عندالله مخزون لم یطلع …. ما یشاء و یثبت ما یشاء [۱۱] علم دو گونه است: یکی علمی است که نزد خداوند نهفته است و هیچ کس از خلقش را بر آن مطلع نکرده و دیگری علمی که به فرشتگان و رسولان خود آموخته است. این دانشی را که به ملائکه و رسولان خود آموخته است، قطعاً واقع خواهد شد. از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) نقل کرده است که: من سرّه ان یبسط له فی رزقه و نیسا له فی اثره- اجله- فلیصل رحمه.کسی که از وسعت در روزی و زیاده شدن عمر، خوشحال می شود باید صله رحم به جای آورد خداوند نه خودش را تکذیب می کند و نه فرشتگان و نه رسولان خود را و علمی که در نزد او مخزون و نهفته است (منشا بداء است) و در اثر آن هر چه را بخواهد پیش می اندازد و یا به تأخیر می اندازد و یا ثابت می کند. از این روایت شریف بخوبی روشن می شود که در اخبار معصومین از آینده، دروغ و بدائی رخ نخواهد داد. نکته قابل توجه آنست که همانطور که مرحوم آیت الله خویی فرمودند: در اخباری که معلّق و مشروط، بیان گشته اند اگر تخلّفی رخ دهد به هیچ وجه، کذبی واقع نشده است و در حقیقت اصلاً دروغی و تخلّفی رخ نداده است یعنی می توان گفت حدیث مزبور فقط ناظر به روایاتی است که به صورت جزمی و حتمی از آینده خبر می دهند که در آن ها خلاف و کذبی وجود ندارد. اما یک مساله در اینجا وجود دارد که در حدیث فوق، سخنی از ائمه (علیهم السلام) نیست. آیا (العیاذبالله) در خبرهای ایشان می توان احتمال تخلّف داد؟ در اینجا حداقل سه پاسخ می توان ارائه کرد که ما گویاترین و روشن ترین آن سه را تقدیم می کنیم. توضیح آنکه در احادیث نه چندان کم تعدادی از اهل بیت (علیهم السلام) نقل شده است که ما یعنی ائمه (علیهم السلام) همان علم ملائکه و رسل را دارا هستیم و با توجه به مطالب فوق بخوبی می توان دریافت که در علم ائمه طاهرین نیز خلاف و کذبی وجود ندارد. یکی از این احادیث بر شمار این حدیث منقول از حضرت امام صادق (علیه السلام) می باشد که فرمودند: ان لله علمین علم لا یعلمه الا هو و علم علمه ملائکته و رسله فما علمه ملائکته و رسله فنخن نعلمه. [۱۲] همانا برای خداوند دو علم است: علمی که کسی آن را نمی داند مگر خود او و علمی که آن را به ملائکه خود و فرستادگان خود آموخته است، پس ما آن را می دانیم. خلاصه سخن اعتقاد به بداء اختصاص به شیعه نداشته و همه مذاهب اسلامی بدان معتقدند. انکار آن در واقع انکار قدرت الهی است. پی نوشت: منابع: ۱- الاصول من الکافی، ج۱ ص ۱۴۶ ۲- همان مأخذ ۳- وسائل الشیعه، ج ۷ ص ۲۷ ۴ – التوحید، ص ۱۶۳ ۵ – الکافی، ج۲، ص ۱۵۲ ۶ – قرب الاسناد، ص ۳۲[۱] ۷ – به نقل از «عقائد اسلام در قرآن کریم» ج۲، ص ۵۰۹٫ تألیف علامه سید مرتضی عسکری (سره قدس) ترجمه محمد جواد کرمی ۸ – همان مأخذ، ص ۵۰۸- ۹ – رسالتان فی البداء، ص ۴۷- ۴۸ ۱۰- عیون الخبار الرضا (علیه السلام) ج۱ ص ۱۸۲ ۱۱ – الکافی، ج۱، ص ۱۴۷ ۱۲- بصائر الدرجات، ج۱، ص ۱۱۰