حدود سیصد آیه‌ی قرآن درباره‌ی شأن و عظمت علی بن ابی طالب است. خود علی شهید، پدر شهید، همسر شهید، و برادر شهید است. این علی بن ابی طالب است.

بسم الله الرحمن الرحیم «الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی» بیننده‌ها زمانی پای تلویزیون نشستند که شب نوزدهم ماه رمضان است، رمضان ۹۱٫ راجع به حضرت امیر(ع) می‌خواهم صحبت کنم. حضرت امیر تا اینجا که بنده نوشتم، ۵۵ صفت باید که روی کره‌ی زمین هیچ‌کس این صفت‌ها را ندارد. سیمای علی بن ابی طالب. چقدر افتخار داریم. افتخار کنیم و چقدر جامعه باید جامعه‌ی پستی باشد که علی بن ابی طالب را تحمل نکند. شب قدر را قرآن می‌گوید، آیه‌اش را حفظ هستید. می‌گوید: «سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ» (قدر/۵)، «حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ» یعنی از سر شب تا صبح سلام. خدا یک سلام کرد به آتش، گلستان شد. به آتش ابراهیم گفت: «یا نارُ کُونی‏ بَرْداً وَ سَلاماً» (انبیاء/۶۹) آتش سالم باشد. آتش ابراهیم را نسوزاند. یک سلام، آتش را خاموش کرد. شب قدر از سر شب سلام تا صبح. «حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ»!!! این خیلی است. یک سلام خدا آتش را خاموش می‌کند، از سر شب تا صبح سلام چه کاری از آن برمی‌آید؟ شب قدر یک سرمایه است. تا از این سرمایه انسان چه چیزی را… یک قطعه زمین است. در این قطعه زمین چه بسازیم؟ ابریشم است، از این ابریشم چه ببافیم؟ یک سرمایه است. اما این ۵۵ تا را می‌خوانم. ۲۵ دقیقه وقت داریم. که دو دقیقه‌اش گذشت، ۲۳ دقیقه، ۵ دقیقه هم از مداح اهل بیت استفاده می‌کنیم. ۱- ولادت در مسجد، شعادت در مسجد ۱- ولادت در خانه‌ی کعبه؛ روی کره‌ی زمین هیچ‌کس در کعبه متولد نشده. هیچ پیغمبری! البته اینهایی که می‌گویم اختصاصات است باز معنایش این نیست که امیرالمؤمنین از پیغمبر بالاتر است. همه‌ی کمالات سر جایش، ولی پیغمبر بالاتر از امیرالمؤمنین است. یکوقت غلو نکنیم. همه‌ی کمالات را قبول داریم ولی حساب پیغمبر جداست. تولد در کعبه! ۲- شهادت در مسجد کوفه؛ تولد در مسجد، شهادت در مسجد. ۳- شهادت در حال نماز، آن هم بهترین جای نماز. در حال سجده، ۴- شهادت در شب قدر، اهل سنت اسم خلفا را که می‌برند می‌گویند: «رضی الله عنه»! یعنی خدا از آنها بگذرد. چون آنها سابقه شرک داشتند، قبلاً مشرک بودند، اما علی بن ابی طالب، یک آن به سمت هیچ بتی سر خم نکرد. ولذا اهل سنت هم به علی که می‌رسند راجع به امیرالمؤمنین می‌گویند: «کَرَّمَ الله وجهه» وجه یعنی صورت، یعنی خدا این صورت را گرامی داشت. این صورت رو به هیچ بتی نرفت. دیگران رو به بت رفتند و بعداً مسلمان شدند. تنها شخصیتی که جامع اضداد لقب گرفته است. الآن آدم‌هایی که قهرمان هستند، رقت قلب ندارند. آدم‌هایی که رقیق القلب هستند، قهرمان نیستند. معمولاً یک کسی یک کمال را دارد و یک کمال را ندارد. می‌گویند: کَرَم داران عالم را دِرَم نیست دِرَم داران عالم را کَرَم نیست علی ابن ابی طالب هم می‌تواند با دستش در قلعه‌ی خیبر را بکند، که چهل نفر نمی‌توانند تکان بدهند. هم یک بچه یتیم را می‌بیند زار زار گریه می‌کند برای این یتیم. این خیلی مهم است. در کشاورزی این همه نخلستان تولید کرد. در حفاری این همه چاه تولید کرد. ۲- موقوفات حضرت علی (علیه‌السلام) در مدینه هنوز آقایانی که می‌روند و خانم‌هایی که مکه و مدینه می‌روند، کنار مدینه مسجد شجره هست، آنجا یک لیوان‌های آبی است و درش بسته است. مثل این چیزی که الآن هست، ماست و زیتون و اینهایی هست که در بسته است. نوشته، آبار علی! آبار جمع بئر است. بئر یعنی چاه! چاه‌هایی که حضرت علی… و من آنجا بودم یک مدتی که دیدم مردم مدینه با ماشین می‌آیند از ان چاه آب می‌برند. می‌گویند: آب آن چاه با باقی چاه‌ها تفاوت دارد. هیچ‌کس به اندازه‌ی امیرالمؤمنین موقوفات نداشت. چقدر مزرعه و چاه حفاری کرد و همه را وقف کرد. آمدند گفتند: یا علی خبر تازه! بشارت، مژده! فرمود: چیه؟ فرمود: چاهی که برای تو کندیم مثل گردن شتر از آن آب بیرون می‌آید. فرمود: قلم و کاغذ بیاورید، این وقف حاجی‌ها! در راه بین مکه و مدینه! روی کره‌ی زمین چه کسی است که هزار رکعت نماز بخواند؟ البته بعضی‌ها قبول نکردند. خدا رحمت کند آیت الله مروارید. از علمای هشتاد، نود ساله مشهد. ایشان به من می‌گفت که: علامه امینی یک سال ماه رمضان آمد مشهد ماند و از غروب تا صبح هزار رکعت نماز خواند تا به آنهایی که منکر هستند، بگوید: نه، من هم که شیعه‌ی علی بودم هزار رکعت نماز خواندم. آیت الله العظمی خویی یک شب تصمیم گرفت بخواند، تا هفتصد رکعتش را خواند، بعد دیگر چون ایشان چاق بود، گفت: دیگر رمق نداشتم. محال نیست! بازی هم درنیاورید، که بگویید: مگر می‌شود هزار رکعت نماز خواند؟ قرآن وقتی می‌گوید: شب، یکی دو ساعت هم از روز جز آن باشد، شب است. مثلاً می‌گوید که: «وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثینَ لَیْلَةً» (اعراف/۱۴۲) ما با موسی سی شب قرار گذاشتیم. سی شب نه این فقط شب‌ها و روزها می‌آمد. سی شبانه روز بود. قرآن به شبانه روز هم می‌گوید: شب! مثل اینکه شما به چهار فصل می‌گویی: بهار! می‌گویی: از من ۵۲ بهار گذشته است. ۵۲ بهار، پاییز نگذشته، زمستان نگذشته، منتهی شما به کل سال می‌گویی: بهار. به یک شبانه روز می‌گویند، شب. «وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثینَ لَیْلَةً» سی شب، منتهی سی شبانه روز بود. علاوه بر اینکه نماز مستحبی بدون را بدون «قل هو الله» هم می‌شود خواند. منتهی ما چون خودمان اهلش نیستیم، اصلاً باور کردنش مشکل است. حالا کار نداریم اصلاً در عمر ما یک رکعت از آن نماز گیر ما نمی‌آید. بنده که الآن حدود ۷۰ سالم است. از بچگی هم نماز می‌خواندم، تا حالا یک رکعت نماز با توجه نخواندم. یعنی تمام عمر من به یک دقیقه‌ی حضرت علی نمی‌رسد. هزار رکعت نماز با توجه! که یک ادم نود ساله یک دقیقه آن را ندارد. شمشیر زدنش، جامع اضداد بود. گفتند: می‌توانی یک سخنرانی کنی که در سخنرانی‌ات نقطه نباشد؟ گفت: بله. یک سخنرانی کرد کل سخنرانی حرف بی‌نقطه بود. می‌توانی بک سخنرانی کنی که حرف الف نداشته باشد؟ گفت: بله. یک سخنرانی کرد. ۳- خطبه‌های زیبای امام علی(علیه‌السلام) در نهج‌البلاغه هم قاضی بود، هم کشاورز بود، هم رزمنده بود، هم عابد بود. هم مخلص بود. هم پدر یتیمان بود. هم حکیم بود. هم عارف بود. همه‌ی اضداد را داشت. ما الآن یک کسی مثلاً فرض کنید که روضه خوب می‌خواند، سخنرانی‌اش ضعیف است. یک کسی سخنرانی‌اش خوب است، روضه‌اش ضعیف است. هرکسی… حتی در روضه، بعضی‌ها روضه‌ی حضرت زهرا را خوب می‌خوانند. مثلاً برای امام صادق نمی‌توانند روضه بخوانند. کت و شلوار می‌دوزد، قبا نمی‌تواند بدوزد. عبا دوز است، کت و شلوار نمی‌تواند بدوزد. هر تنوری، تافتون دارد، بربری نمی‌پزد. بربری دارد نمی‌تواند سنگک بپزد. ما آنهایی هم که کمال دارند در یک شاخه… ۴- حضور حضرت علی (علیه‌السلام) در صحنه‌های جهاد در جنگ احد، جبرئیل صدا زد: «لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار» روی کره‌ی زمین مرد علی است. شمشیر ذوالفقار است. ده سالگی ایمان آورد. علامه امینی چقدر دلیل آورده، اول کسی که به پیغمبر ایمان آورد امیرالمؤمنین است. اول کسی که با پیغمبر نماز جماعت خوانده. تنها کسی که با پیغمبر صیغه‌ی برادری خواند. تنها کسی که پیغمبر درباره‌اش فرمود: «انا مدینة العلم و علیٌ بابها» تنها کسی که پیغمبر فرمود: حق علی، بر امت، حق پدر بر فرزند است. تنها کسی که لقب امیرالمؤمنین گرفت. تنها کسی که جای پیغمبر خوابید، راجع به این هم که بعضی‌ها «فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَض‏» (بقره/۱۰) می‌گویند: پیغمبر، امیرالمؤمنین می‌دانسته کسی کارش ندارد و لذا هنر نکرده، نامردها که کینه‌ی علی بن ابی طالب را دارند، هرچه بتوانند فضایل حضرت علی را انکار می‌کنند. خود حضرت امیر می‌فرماید: جای پیغمبر خوابیدم، «لَسْتُ أَدْرِی‏» (شرح نهج‌البلاغه/ج۱۶/ص۱۸۶) یعنی خبر نداشتم زنده می‌مانم. از همه گذشته خداوند توسط علی ابن ابی طالب با فرشته‌ها مباهات کرد. به فرشته‌ها گفت: کدام یک حاضر هستید قربان هم بروید. هیچ کدام حاضر نشدند. گفت: ببین علی پیش مرگ پیغمبر شد. رفت جای پیغمبر خوابید. اگر بداند که من هم جای پیغمبر می‌خوابم. مباهات ندارد. خود امیرالمؤمنین می‌فرماید: من نمی‌دانستم. مسأله‌ی مباهات… ۵- مظلومیت امام علی (علیه‌السلام) با وجود شاهدان غدیر تنها امامی است که همسرش هم معصوم است. در کره‌ی زمین هیچ معصومی زنش معصوم نیست. تنها امامی که پدر دو امام معصوم است. هیچ امامی پدر دو امام دیگر نیست. تنها امامی است که نام او از نام خدا مشتق شده است. «عَلِیٌّ اشْتُقَّ مِنَ الْعَلِی‏» (بحارالانوار/ج۳۵/ص۱۹) عقد ازدواج علی بن ابی طالب با فاطمه زهرا را خداوند خواند. احدی به اندازه‌ی علی مظلوم نبود. انسان خیلی دلش می‌سوزد. مردم دو تا شاهد داشته باشند در دادگستری حقشان را می‌گیرند. علی بن ابی طالب حدود صد هزار شاهد در غدیر خم داشت، نتوانست حقش را بگیرد. خیلی مهم است که کسی با دو تا شاهد نتواند با یک طومار… یک طومار می‌نویسند، مثلاً پانصد تا، هزار تا کمتر بیشتر امضا می‌گیرند با طومار، با راهپیمایی حقشان را می‌گیرند. صد هزار شاهد، نتوانست حقش را بگیرد. امام هادی به امیرالمؤمنین می‌فرماید: اولین مظلوم. تنها امامی که در مدت کمی با سه گروه ناکثین و قاسطین و مارقین، جنگ کرد. تنها امامی که لقب ابوتراب گرفت. تنها امامی که بر دوش پیغمبر پا گذاشت و کعبه را بالا رفت و بت‌ها را یکی پس از دیگری شکست. تنها امامی که وقتی برایش شیر می‌آورند می‌گوید: نصف شیر را به قاتل من بدهید. خدا شهریار را رحمت کند. می‌گوید: به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا عدالت با دشمن‌اش! تنها کسی است که پیغمبر فرمود: همه‌ی درهایی که به مسجد است ببندید. در خانه‌ی علی را باز کنید. خدا جزا بدهد به کسانی که، در مسجد النبی یک جایی هست پاک کردند. از آنجا در خانه‌ی علی به مسجد النبی بود در مدینه. در مقابلش یک در دیگر گذاشتند گفتند: باب فلان! اسم فلانی را گذاشتند که فلانی در کعبه داشت. «وَ سَدَّ الْأَبْوَابَ إِلَّا بَاب‏» (بحارالانوار/ج۳۹/ص۲۸) لقب صالح المؤمنین مخصوص امیرالمؤمنین است. تنها کسی است که صدای جبرئیل را وقت وحی می‌شنید. می‌گفت: «أَشَمُّ الرِّیح‏ النبوة» [در احادیث «أَشَمُّ الرِّیحَ الطَّیِّبَة» داریم. (بحارالانوار/ج۷۰/ص۲۲۰)] جمله‌ی «أَنَا وَ عَلِیٌّ مِنْ شَجَرَةٍ وَاحِدَة» (بحارالانوار/ج۲۱/ص۲۷۹) من و علی از یک درخت هستیم فقط برای امیرالمؤمنین است. دشمنانش و مخالفینش و رقبا هم به عظمت او اقرار کردند. رقیب بود اما بارها می‌گفتند: «لو لا علی» اگر علی نبود خلیفه هلاک می‌شد. با اینکه خلیفه رقیب علی بود. در عیین حال خیرخواه بود. یک وقت خلیفه‌ی دوم می‌خواست جبهه برود، حضرت علی فرمود: تو جبهه نرو. برای اینکه اگر تو بروی، دشمن خواهد گفت: مسلمان‌ها هرچه داشتند آمدند. دیگر بیش از این نیستند چون خود خلیفه هم آمده. تو باید مرکز باشی، که اینها حساب کنند که اگر هم ضربه زدند باز خلیفه هست یک گروه دیگر را تازه نفس اعزام می‌کند. یعنی خیرخواه بود، انتقام نگرفت. حلال زاده بودن را با محبت علی تشخیص می‌دادند. چه کسی حلال زاده است و چه کسی حرام زاده. تنها کسی است که هرچه بپرسی جواب می‌دهد. «سلونی قبل…» هرچه بپرسی سؤال می‌کند، جواب می‌دهد. تنها مظلومی است که قبرش هشتاد سال مخفی بود. امیرالمؤمنین را که دفن کردند کسی هشتاد سال خبر از قبر نداشت. پیغمبر فرمود: من هزار باب علم را روی علی باز کردم. از هر باب علمی هزار باب… یعنی یک میلیون، تنها کسی است که در جبهه زره نمی‌پوشید. ساقی کوثر علی بن ابی طالب است. ۲۵ سال در خانه نشست به خاطر اسلام. فرمود: ۲۵ سال صبر کردم ولی انگار تیغ در چشمم است و استخوان در گلویم. آدم تصور کند از روی ساعت که ما یک دقیقه می‌توانیم، یک دقیقه تیغ در چشم ما باشد و استخوان در گلوی ما. یک دقیقه یعنی شصت ثانیه! ۲۵ سال در این حالت… حدود سیصد آیه‌ی قرآن درباره‌ی شأن و عظمت علی بن ابی طالب است. خود علی شهید، پدر شهید، همسر شهید، و برادر شهید است. این علی بن ابی طالب است. ۶- رستگاری با شهادت در راه خدا بیننده‌ها بحث را شب نوزدهم می‌بینند. امیرالمؤمنین خیلی کمال داشت. هیچ کجا نگفت: رستگار شدم. تا آنکه خونش ریخت، گفت: «فُزتُ»! نگفت: من رستگار هستم چون هزار باب علم دارم. رستگار هستم، داماد پیغمبر هستم. رستگار هستم، پدر امام حسن و امام حسین هستم. در جبهه رستگار هستم. در موقوفات رستگار هستم. در حفاری و نخلستان‌هایی که تولید کردم، رستگار هستم. رستگار هستم، رستگار هستم!! فقط وقتی شهید شد، گفت: حالا رستگار شدم. «فزت و رب الکعبة» (شرح‌نهج‌البلاغه/ج۹/ص۲۰۷) قرآن به هجده کار گفته است: «ذلِکَ الْفَوْزُ» (نساء/۱۳)، «أُولئِکَ هُمُ الْفائِزُونَ» (توبه/۲۰) فوز یعنی رستگاری. در قرآن به هجده تا کمال فوز گفته شده. فوز این است. وقتی حضرت امیر می‌گوید: «فزت» یعنی از این ۱۸ پله بالا رفتم. «فزت و رب الکعبة». ۷- گریه رسول خدا در شهادت امام علی (علیه‌السلام) تنها کسی است که سی سال قبل از شهادتش پیغمبر برای شهادت او گریه کرد. سی سال قبل از شهادت امیرالمؤمنین یک روز پیغمبر سخنرانی می‌کرد که ماه رمضان چه ماهی است. یک آیه خواندن ثواب یک ختم قرآن را دارد. دعا مستجاب است. خدا گناهان را می‌بخشد. مفصل راجع به ماه رمضان سخنرانی کرد. در جمعیت حضرت علی(ع) نشسته بود. حضرت علی بلند شد ایستاد. گفت: یا رسول الله این ماه رمضانی که اینقدر مهم است، بهترین کار چیه؟ فرمود: ورع و تقوا! وقتی نشست پیغمبر گریه کرد. پرسید: آقا من سؤال بدی نکردم که شما گریه می‌کنی. گفت: آخر تو که بلند شدی یاد یک چیزی افتادم. تو را در همین ماه رمضان می‌کشند. سی سال قبل از شهادت رسول الله برای شهادتش گریه کرد. نگفت چه کسی مرا می‌کشد؟ قاتل هرکس می‌خواهد باشد. نگفت: چرا مرا می‌کشند؟چه کسی می‌کشد؟ چرا می‌کشند؟ فرمود: «أَ فِی سَلَامَةٍ مِنْ دِینِی» (بحارالانوار/ج۳۴/ص۳۳۸) آن لحظه‌ای که مرا می‌کشند من دین دارم، یا دین ندارم؟ یعنی فکر عاقبت عمرش بود. هیچ چیزی مثل عاقبت به خیری نیست. خیلی‌ها کارهای خوبی می‌کنند، عاقبت را خراب می‌کنند. یکوقت من این را به نظرم گفتم. حالا چون ۳۲ سال است من همه‌ی حرف‌هایم یادم نیست که کجا گفتم. ولی اگر گفتم که دو بار بشنوید و اگر هم نگفتم که دفعه‌ی اول بشنوید. ۸- دعا برای عاقبت به خیری دوست عزیزی داشتیم رئیس سازمان تبلیغات تهران بود به نام آقای محمد خانی. ایشان می‌گفت: یکبار در حرم امام رضا سه تا آیت الله را سه گوشه دیدم. آیت الله فلسفی، آیت الله مروارید، آیت الله میرزا جواد آقای تهرانی که هر سه به رحمت خدا رفتند. می‌گفت: به دل من افتاد که بروم نزد سه آیت الله و بگویم: شما هر سه هشتاد سال است آیت الله هستید، در علم و تقوا بودید. اگر یک دعای مستجاب داشته باشی، چه می‌خواهی؟ می‌گفت: در جمعیت رفتم نزد آیت الله مروارید، گفت: می‌گویم: خدا عاقبت مرا به خیر کند. نزد آقای فلسفی همین را گفت. نزد آقای تهرانی هم همین را گفت. ما این کلمه از ایشان در ذهنمان بود. روزهای آخر عمر آیت الله العظمی گلپایگانی، خدمت ایشان رسیدیم، گفتم: شما یک مرجع تقلید هشتاد، نود ساله هستی. اگر یک دعای مستجاب مزد مرجعیت تو باشد، بگویند: یک دعای مستجاب داری، چه می‌گویی؟ آیت الله العظمی گلپایگانی گفت: دعا می‌کنم خدا عاقبت مرا بخیر کند. بعد ما از کامپیوتر وارسی کردیم و دیدیم، این جمله‌ی «أَ فِی سَلَامَةٍ مِنْ دِینِی» فقط اینجا نیست. سه بار حضرت علی در سه صحنه به پیغمبر گفته: من دین دارم یا دین ندارم وقت مردن!؟ چون آدم زود بی‌دین می‌شود. پول آدم را بی‌دین می‌کند. حکومت آدم را بی‌دین می‌کند. یوسف سه جا افتاد، در چاه افتاد، در زندان افتاد، به حکومت افتاد. در چاه افتاد، یک دعا کرد، در زندان یک دعا کرد، وقتی حکومت دستش آمد گفت: «تَوَفَّنی‏ مُسْلِماً» (یوسف/۱۰۱) خدایا من با دین بمیرم. یعنی حکومت آدم را بی دین می‌کند. برای آنکه آدم رئیس جمهور شود، برای اینکه رئیس مجلس شود، برای اینکه نماینده‌ی شهر شود، او را بالا می‌برد، او را پایین می‌آورد. نمی‌دانم گاوبندی می‌کند، شیرها را در پستان تقسیم می‌کنند. در ستادها بده و بستان می‌کنند که تو رئیس ستاد من هستی. به نماینده‌های مجلس می‌گویم تو را فرماندار کند. تو را بخشدار کند. شیر را در پستان تقسیم می‌کنند. هزار رقم دین فروشی می‌کنند. آدم‌هایی که دین ندارند.) البته همه اینطور نیستند. خیلی‌هایشان هم دین دارند. ولی امیرالمؤمنین در سه جا، این برای من مهم بود. یک جایش را می‌دانستم. یک جایش را می‌دانستم، سه جایش را نمی‌دانستم. سه مرتبه حضرت علی دلواپس دینش بود. پیغمبران ما دلواپس دین بچه‌هایشان هم بودند. بعضی از انبیاء در قرآن داریم وقتی می‌خواستند بمیرند به بچه‌هایشان می‌گفتند: بعد از من عبادت چه کسی را می‌کنید؟ «إِذْ قالَ لِبَنیهِ ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدی‏» (بقره/۱۳۳) حضرت یعقوب به بچه‌هایش گفت: «ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدی‏» یعنی بعد از مرگ من شما می‌خواهید چه کنید؟ دلواپس دین بچه‌هایشان هم بودند. چقدر حضرت ابراهیم گفت: «رَبِّ اجْعَلْنی‏ مُقیمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی‏» (ابراهیم/۴۰) ما بچه‌هایمان را هم ول کردیم. همینطور دخترمان هرچه خواستگار می‌آید رد می‌کنیم، پسرمان را هی می‌گوییم: باشد بعد، باشد بعد، حالا باشد… سن ازدواج بالا، خودمان هم هی مکه می‌رویم و هی عمره می‌رویم، هی گریه می‌کنیم، سینه می‌زنیم و عزاداری می‌کنیم، دلواپس بچه‌هایمان نیستیم. قرآن می‌گویید: بهشتی‌ها که به هم می‌رسند، می‌گویند: چطور شد بهشتی شدی؟ یکی از آیه‌هایش این است می‌گوید: علت اینکه ما بهشتی شدیم، دلمان برای بچه‌هایمان می‌سوخت. «إِنَّا کُنَّا قَبْلُ فی‏ أَهْلِنا مُشْفِقینَ» (طور/۲۶) یعنی ما دلسوز بچه‌هایمان بودیم. اگر دلسوز بچه‌هایتان هستید، شب قدر، شب نوزدهم بحث را گوش می‌دهید. اگر دلسوز بچه‌هایتان هستید، نان حرام به بچه‌هایتان ندهید. خدا یک میلیونت داده، دویست هزار تومانش خمس است. مال خمس نداده به بچه ندهید. بچه‌ی شما فاسد می‌شود. مال زکات نداده به بچه ندهید. اگر دلسوز بچه‌هایتان هستید، مال حلال. کم فروشی نکنید، رشوه نگیرید. اگر دلسوز بچه‌هایمان هستیم روی حجاب دخترمان تکیه کنیم. اگر دلسوز مردم هستیم با این رقم آرایش در خیابان نیاییم. معنای توبه این نیست که شب نوزدهم با چادر مسجد بیاییم، فردا با هر رقم آرایش در خیابان برویم. دین که لحظه‌ای نیست. دین دائمی است. «لا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» (آل‌عمران/۱۰۲) قرآن می‌گوید که: دین را باید تا مرگ نگه داشت. شب نوزدهم و شب بیست و یکم ندارد. خدا همیشه هست. شب قدر تصمیم بگیریم یک تغییری در ما داده شود. ماشین ما که تغییر پیدا کرد. مبلمان هم که عوض شد. خانه‌ی ما هم که عوض شد. مستأجر بودیم، رهنی شدیم. رهنی بودیم، ملکی شدیم. بله خانه و ماشین و تلفن و اینها عوض می‌شود. نماز ما هم عوض شده. نماز امسال شما با سال پیش فرق می‌کند. من یک سؤال می‌کنم: آموزش و پرورش سی چهل هزار تا نماز جماعت برقرار کرده. یک پدر و مادر که پای تلویزیون هست، من نمی‌دانم شما چه کسی هستید پای تلویزیون، اما سؤال می‌کنم. وجدانی، یک پدر و مادر هست، یک مادری زنگ بزند، الو! مدرسه‌ی فلان، دبیرستان فلان، من مادر یکی از این دخترها هستم. از اینکه شما در مدرسه نماز جماعت برقرار کردید تشکر می‌کنم. یک تلفن تشکر از یک مدیر شده است؟ ما بچه‌هایمان را رها کردیم. برای کفش بچه‌مان، برای جهازیه‌ی بچه‌مان، دختر دو سالش است، مادر برایش جهازیه جور می‌کند. بیست سال برای مادیات دخترمان تلاش می‌کنیم. اما یک تلفن نمی‌کنیم که… آیا حاضر هستیم مثلاً یک پولی به یک معلم بدهیم و بگوییم: آقا تو به بچه‌ی ما قرآن یاد بده؟ برای کارهای دیگر پول می‌دهیم خرج می‌کنیم. بچه‌ی ما رانندگی یاد بگیرد. خیاطی یاد بگیرد، خوب آنها هم کار بدی نیست. اما مثلاً چند تا پدر و مادر پول روی هم گذاشتند یک معلم بگیرند که این برای کنکور بچه‌مان معلم سر خانه می‌گیریم، برای دینش چه؟ به هر حال امیرالمؤمنین فکر عاقبت عمرش بود. کمالات حضرت علی بیش از اینهاست که ما بگوییم. من کجا… اصلاً هیچ‌کس نمی‌تواند علی را معرفی کند. اگر من یک لیوان برداشتم و در دریا زدم نباید بگویم: این آب دریاست. باید بگویم: لیوان من بیش از این نمی‌گیرد. هیچ منبری و هیچ خطیب و علامه‌ای نمی‌تواند علی را معرفی کند. خدا علی را می‌شناسد. پیغمبر علی را می‌شناسد، اهل بیت علی را می‌شناسند. علی بن ابی طالب ضربت خورد. مداح عزیز ما می‌خوانند پنج دقیقه. من هم یک دعا می‌کنم. حالا هرکس پای تلویزیون است یک سلام بدهید. به کوری چشم وهابی‌ها! وهابی‌ها می‌گویند: سلام کردن شما شرک است. بارها گفتم، اگر سلام شرک است خود خدا مشرک است. چون خود خدا به اولیای خدا سلام می‌کند. «سَلامٌ عَلى‏ نُوحٍ» (صافات/۷۹)، آیه‌ی قرآن است. «سَلامٌ عَلى‏ إِبْراهیمَ» (صافات/۱۰۹) چه کسی گفت: سلام شرک است؟ به کوری چشم آنها یک سلام به امیرالمؤمنین می‌کنیم. «السلام علیک یا ابالحسن یا امیرالمؤمنین و رحمة الله و برکاته» مداحی… اللهم صل علی محمد و آل محمد خدایا به آبروی امیرالمؤمنین، به آبروی پیغمبر و به آبروی امیرالمؤمنین و به آبروی زهرا و به آبروی امام حسن و امام حسین و ائمه معصومین، هرچه شب قدر برای خوبان تاریخ مقدر کردی، مقدر می‌کنی و مقدر خواهی کرد، همه‌ی آنها را به آبروی همان خوبان برای همه‌ی ما مقدر بفرما. تمام دعاهای حضرت مهدی را مستجاب و ما را برای امام زمان نوکر خالص و مخلص و فداکار و وفادار قرار بده. قلبش را از الآن تا ابد از همه‌ی ما خشنود بفرما. امیرالمؤمنین پرسید: آیا دین من سالم است یا نه؟حسن عاقبت دارم یا ندارم، از پیغمبر. خدایا به آبروی آن سائل و آن مسؤول، پیغمبر و علی، (صلوات الله علیهما) حسن عاقبت به تک تک همه‌ی ما مرحمت بفرما. ما را با ایمان زنده بدار و با ایمان بمیران. مشکلات فرد و جامعه‌ی ما، دولت و ملت ما را حل بفرما. امنیت کامل بر عراق حاکم و زیارت امیرالمؤمنین را با معرفت نصیب همه‌ی آرزومندان بفرما. طاغوت‌ها را یکی پس از دیگری بشکن. اموات ما، خود ما بیامرز. مریض‌های ما را شفا بده. امیدوارم که شب قدر را با بهترین حالت درک کنید و سفارش می‌کنم که بلندگوهای مسجد همسایه‌آزاری نکند. مراسم دعا در مسجد باشد فقط صدای اذان پخش شود. چون من این را اصرار دارم بگویم. چون بعضی از مراجع هم به من گفتند: یک کسی می‌خواهد در مسجد، صد نفر هستند، هزار نفر هستند می‌خواهند دعا بخوانند، حالا اگر یک نفر هم می‌خواهد دعا نخواند، فقط اذان را به ما گفتند: داد بزن! غیر از اذان چیز دیگر صدایش از بیرون مسجد و حسینیه پخش نشود. مردم آزاری گناه است. «والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته»